متشكرم يا موسع مهربان
8ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
با تعالي وارتقاءوكوشش عقل
مفاهيمي كه قبلا در ذهن نبود
ودر عقل وانديشه غايب بود
اشكار و ظاهر وحاضر مي گردد
علمي را نمي دانستيم ودر ذهن ما غايب بود
وبا تعليم وتعلم بر ذهن ما اشكار وظاهر مي گردد
وعلم غايب بوده كه نمي دانستيم
از عالم غيب علوي بالطف حق
بر ذهن سفلي ما ظاهر وآشكار مي گردد
عقل از جنس نور وغيب .و باحواس ديده نمي شود
ولي عقل نوري .بالطف حق مهربان علوم را از غيبت وناداني
به علم ودانايي وروشنايي ظاهر مي گرداند
پس عقل با نور علويش .ظاهر كننده علوم وعلم مي باشد
درك علم غايب .يعني در كي كه برما حضور وظهور علمي نيافته وآشكار نباشد
وعقل با نور خود علم را ظاهر وحاضر مي نمايد
عقل عمق وباطن ها دارد
.1.عقل دنيوي .بادرك ظاهري وسطحي داريم
2. عقل قدسي. بادرك باطني وعمقي داريم
وبا افاضه نور حق مهربان
عقل خالق .علوم وعلم خلق مي نمايد
وعقل علوم را خلق وكشف كرده وآنرا مديريت واداره مي كند
عقل از ساده ترين مراتب ومسائل مادي وظاهري وسطحي
تا عمقي ترين مسائل معنوي وغيبي وعميق را شناسايي وكشف ومديريت مي نمايد
عقل مسائل پنهان را اشكار وشكار وپيدا واز خالق تشكر وشكر مي نمايد
وعقل ادب مند ووبارعايت ادب وحيا واعتدال
حدود خودرا در محضر حق رعايت مي نمايد
كل هستي خلق شده تا عقل به ظهور برسد
وعقل پرتو ونور ي از عقل كل مطلق مهربان كه ابتدابر عقل انبياء(ع)
فرود ونازل ميگرددوتا رسيدن به عقول مخلوقات در دنيا تنزل مقام مي يابد
عقل دنيوي .عقل آلوده شده به منافع مادي دنياست
وعقل قدسي.عقل انبياء(ع)كه خالص وپاك وكامل
ووحي حي مطلق فقط برآن نازل مي گردد
وعقل قدسي پاك .اهل ذكر وتذكر حق وذكر گوست وذاكر است
وعقل قدسي با ذكر مدام فطرت خود را پاك نگاه مي دارد
ود ر هدايت تكويني حركت عقل به سوي حق مطلق است
ودر هدايت تشريعي با افاضه ي نور انبياء(ع) همسو وهم جهت است
پس عقل باذكر حق .
به افاضه ي حق وانبياء(ع) متصل ونورانيت مي يابد
وما در باطن به حق مهربان اتصال دائم وابدي داريم
ودر ظاهر با عنادونسيان و فراموشي
با حق مهربان قطع اتصال وارتباط مي نماييم
رب مهربان در ظهور عقل مارا ياري وحمايت بفرما
متشكرم يا موسع مهربان
متشكرم يا واسع مهربان
7ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
حضرت حق وجه الله و جهت وقبله ي حركت عالم است
ووجه خدا يي جهت ابدي عالم است
واگر از حضرت حق روي گرداني همه ي مخلوقات از تو روي گردانند
وحق در همه ي مخلوقات ظاهر وناظر وحاضر است
واعتبار وبقاء مخلوقات به حضور حق است
واعتبار و بقاءمخلو قات از حق ودر حق وبا حق است
واگر وانمود كني كه حق را نمي بيني وحق را انكار كني
خودت به حق وصل نيستي واز حق دور شدي
وهمه ي منافع وحقايق دين حق را .درك ودريافت ننمايي
قوت معنوي انسان نور لطف وعنايت رب مهربان است
وهر علمي در انسان .ظهور نور علم حق مهربان است
وهر اسم وجه الله در صفتي ظهور يابد
وعنايت رب مهربان بربندگان استحقاقي است
وانسان كامل (انبياءع)وجه الله هستند
وصفات حضرت حق را كامل به انسانها منعكس مي نمايند
وبدون توسل وپيروي وتبعيت از انبياء(ع)
به شناخت كامل حق مهربان نمي رسيم
وعقل ونفس ناطقه قواعد وموازين را كشف مي نمايد
وارتباط منطقي وروابط علي ومعلولي را
فهم ودرك ونتيجه گيري را استنتاج مي نمايد
وانسان كامل نور حق را كامل دريافت نموده
ومفاهيم حق را كامل به انسانها انتقال مي دهند
وسبب ظهور عقل ورشد وارتقاء آن در انسانها مي گردند
وادراكات انسان از افاضه وتوجه وعنايت نور انسان كامل شكوفا وظهور مي يابد
وانسانهاي كامل وانبياء(ع) حبل المتين وسفينه النجات هستند
واز نعمت ولطف رب مهربان بر مخلوقات هستند
وبايدبر اين واقعيت عميق وسرور آفرين شكر گزار باشند
عقل عميق ووثيق ومحكم عقلي است كه با
دستورات شريعت حق عنادولجاجت نداشته باشد
ورعايت حق واخلاق از شئونات عقل است
وبا تداوم ودروني سازي پرورش اسماء الهي
وصفات مورد نظر حق مهربان
عقل وثيق وقوي ومستحكم گردد
اعتبار اخلاق از حضور عقل وپرورش بااعتدال
حكمت ودانايي وعفت وشجاعت وعدالت حاصل گردد
رب مهربان مارا مورد عنايت لطف بي پايانت قرارده
متشكرم ياواسع مهربان
متشكرم يا شافع مهربان
7ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
تجلي در متجلي است وموثر همراه اثر وظهور از ظاهر جدا نيست
ورب مهربان از رگ گردن بر ما نزديك تراست
و عالم محضر رب مهربان است
وحركت وسير ومسير انسان .از عالم اسفل به عالم علوي وعالي رفتن است
كمال تجلي نور حق .توسط نور عقل در ك وشناسايي مي گردد
و عقل با اجراي شريعت حق ظهور يابد
اگر به دين عمل نگردد .عقل ظهور نيابد
ودرك وشناختي از عالم اطراف بوجود نخواهد آمد
وتوهم وتحريف در ذهن انسان شروع به رشد زايش مي كند
وانسان توهم خود ساخته را ملاك عمل قرار دهد
وعاقبت توهم طغيان لجاجت نفس
وتوقف ارتقاء نفس اماره است
انبيا ء(ع)هر فرمان شريعت حق را با منطق وتحليل به بشر آموختند
حال اگر انسان دستورات شريعت حق را نپذيرد ودرك نكند
مشكل از عدم ظهور عقل وناداني وجهالت انسان است
دلايل عدم فهم ودرك دستورات حق مهربان را
بايد در كاهلي نفس خود ودر باقي ماندن در سطوح جهل خود جسجو نمايد
وجود نعمت حواس ظاهر از بهر رسيدن به
واقع بيني وواقع شنوي وواقع گويي و واقع پذيري است
پس چرا انسان وقايع وحقايق را انكار
وبر اساس توهم خود قضاوت مي نمايد ؟
گاه خطا وناداني وجهل (عقل ظهور نيافته)وگاه قصد وغرض سوءنيت (توهم)
مي تواند از صورت وقايع وحقايق .صورت كاذب ومجازي وبدلي بسازد
وبه جاي واقعيت به خورد تفكر وتصور
انسانهاي سطح نگر وظاهر بين وسوءنگر دهد
اين انسانها مفاهيم را هضم وجذب نمي كنند
بلكه مفاهيم را چون طوطي بدون درك تكرار مي كنند
حال ايا هدف خلقت انسان .تبديل شدن به طوطي سخن گو مي باشد ؟
چنين فرد سطحي شده ي دهن بين تا چه حد براي انسانها مفيد است ؟
مقام وحدت حق در همه ي مخلو قات ظاهر. وهمه ي موجودات
در محضر حق مهربان خاشع و خاضع وعابدو تسليم هستند
وهمه ي عالم در نفوذ وتسلط وبارش لطف رحمت الهي قرار دارد
رب مهربان مارا در درك وديدن وشنيدن وگفتن وقايع حق وحقيقت ياري فرما
متشكرم يا شافع مهربان
متشكرم يا سامع مهربان
6ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
هستي مطلق ونور مطلق حضرت حق است
وعقل از جنس نور وشبيه هستي است
هر چه عقل از قيدها وبندها وتعلقات رنگارنگ رها گردد
بر حيرت وشعف وشهود ودرك وآگاهي عقل افزوده گردد
وعقل مراتب تعالي دارد كه بالاترين مرتبه ي
آن عقل شهودي وحيرت باطني وبهجت وسرور دائم است
عقل هم بيرون خودش را وهم خودش را تعريف ومعرفي مي نمايد
انبياء (ع)آمدند كه انسان را به اصل فطرت خلقتش باز گردانند
تا انسان ها فطرت پاك خودرا در تعلقات دنيا مدفون نسازند
زيرا انسان در زندگي با تعلقات رنگارنگ
دچار غفلت وفراموشي مي گردد
وقتي انسان فطرت ولوح نفس را پاك نگه دارد
نعمت علم وشناخت ودرك نووجديد
براو از جانب خالق مهربان افاضه وروزي مي گردد
ودر صورت پاكي لوح نفس وفطرت
منافذ انديشه اش در جهت وجه رب مهربان گشوده گرددونور علم حق پذيرد
فطرت ولوح پاك نفس .خود واقعي وجام جهان بين است
ودر زندگي با تعلقات رنگارنگ تبديل به خود قلابي كدر ومات مي گردد
ونفس كدرشده از دريافت نعمت نور حق خودرا محروم مي سازد
ونفس كدر وبازيگوش ولجوج بدنبال منافع طلبي وغفلت ورزي مي دود
وازدوستي وعهد وتعهد بارب مهربان
در اصلاح نفس وتعهد در پاكي فطرت رو يگردان وگريزان ودور مي گردد
وخود قلابي اورا .از اصل پاكي فطرت خود دور مي سازد
بدين ترتيب انسان از راه حق و حقيقت
به جاده سرگرداني وسرگرمي وتوهم وارد گشته
ودكمه پاكي فطرت را خاموش مي نمايد
وبه جاي وابستگي به خالق مهربان
وابسته ي تخيل و توهم غير واقعي سست رنگارنگ مي گردد
ووجه الله وجهت حركت نفس اش را گم مي نمايد وگمراه مي گردد
وانبياء(ع)دعوت به بازگشت به فطرت پاك كنند
تا گردوغبار تعلقات بر نفس وفطرت قطور ضخيم كدر نگردد
وذكر وتفكر مداوم حق تعالي .پاك كننده ي صورت فطرت از كدورت است
وذكر حق فكر آور ووحدت آور وثبات وامنيت آور ونشاط آور است
وكثرت وپراكندگي وسرگرداني وتفرق دنياي اسفل را محو و نابود مي نمايد
رب مهربان ما را در انتخاب وحركت
به سوي وجه حق مهربان حمايت و هدايت بفرما
متشكرم يا سامع مهربان
متشكرم يا جامع مهربان
6ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
هرچه انسان به حقيقت مطلق به واسطه ي ذكر وياد حق نزديك شود
شعف وشادي وشوق بيشتري در انسان طلوع مي كند
وهمه ي موجودات ومخلوقات حادث اند
وبواسطه ي جود رب مهربان موجود گشتند
وهمه مخلوقات جلوه وتجلي وسايه حق مهربانند
وحق مطلق در تما م مظاهر وخلقتش ظهور وحضور دائم دارد
واو قريب مطلق وما در غربت غروب غرب
ناداني خود از رب مهربان بسيار دور شديم
نور حقيقت حق يكي و واحد است
ومظاهر ظهور و حضور نور حق كثير ومتنوع
وعقل كه از جنس نور است ظهور وحضور نور حق را درك وفهم مي نمايد
ودرك وشناخت عقلاني واگاهي ونزديكي
به رب مطلق در انسان بهجت دائم ايجاد مي كند
هر اگاهي ودرك وشناختي كه در ذهن انسان متولد مي شود
پرتويي از نور رب حق مهربان است
عالم وجه الله حق يعني بسوي رضايت وشكر حق در حركت وسير دائم
فقط انسان كه جهت حركتش در دنيا
به خاطر ناداني ولجاجتهاي بي پايان برخلاف حركت كل عالم
وانسان كامل وجه خداوند
و در جهت وجودي در حركتش تسليم نظر ووجه حق است
صورت وظاهر هر شيءوجه آن شيء است
وجهت حركت وجودي آن شيء
وجه (قبله)وجهت نظر وعملش را نشان مي دهد
وهمه ي صفات ووجوه حق تعالي در انسان كامل وجود دارد و مشهود
ودر انسان كامل صفات جمالي وجلالي وسلبي وايجادي
حاضر وظاهر و ومتجلي است
كل عالم وجه به سوي حق دارد
وانسان كامل وجه عالم هستي است
وجه همان قطب نماوسوي حركت به حق
هم جهت حقيقت .هم حق .هم عشق .هم جهت تقرب
حضرت علي (ع)فرمودند (انا وجه الله)
(حضرت حق جهت حركت .مبداءومقصد ومرجع نظر وعمل من است )
و افاضه ي نور مهر مطلق حق .مدام وبي وقفه باشدبرعالم
وآنچه باقي ابدي است وجه الله است
ووجه هر انسان جهت حركت قربي نزديكي به حق
وجهت حركت غربي گمراهي وغروبي ودوري از حق وحقيقت را نشان مي دهد
وهرگز موثر از اثر وتجلي از متجلي وظهور از ظاهر ومقرب از قريب جدا نيست
وعطاي فيض رب به قدر قابليات مخلوق است
(وهو شيء من وجه )
وانسان باب الله اعظم است
واز انسان راه به سوي حق گشوده است
از فرشته به حق نمي رسي واز انسان كامل به حق دستري داري
پس مقام انسان بسيار عظيم ومعظم است نزد رب مهربان
رب مهربان مارا مورد رحم ولطف بيكرانت قرار ده
متشكرم يا جامع مهربان





