متشکرم یا قاضی المنایا
28ام شهریور, 1402سلام رب مهربانم
ای انسان زمانی بر نفس و دل سلطان هستی و سلطنت داری
که بتوانی بر نفس و بر دل و بر جوارح و اعضا
و حواس ظاهر و حواس باطن عدالت داشته باشی و عادل باشی
وچون یک قاضی نفس و اعضای خود را هر لحظه محاکمه نمایی
تا نفس سرکش بر قلب زلال وآبگون و جوارح ستم نکند.
و نفس ظالم بر اعضای ضعیف ستم نکند.
اگر نفس و اعضا ضعیف و سست باشد.
و حواس ظاهر بین و بازیگوش باشد. نفس سرکش و درنده گردد.
نشانه ی آن باشد که سلطنت انسان خاموش گشته و فاقد قدرت است.
و خطر تباهی و سقوط بر نفس پیش آید.
سلطنت انسان بر نفس باید چون پرستاری، با بیماری های نفس أماره
با بخشش و مدارا و دستگیری بر نفس برخورد نماید.
و از دور شدن نفس و جوارح از مسیر شریعت حق جلوگیری نماید.
و نفس را چون مادری بر ادای دین و دستورات تشویق و ترغیب نماید.
و در نفس برای ادامه ی اجرای دستورات شریعت شوق افزاید.
و حضرت حق اجرای دستورات شریعت را واجب فرمود.
تا حق همه ی نفس و اعضا و جوارح بدن
برای رسیدن به حیات و تحول اعلی برای عالم علوی رعایت شود.
حتی اگرنفس و اعضا و جوارح و دل
از اجرای دستورات شریعت روی گردان شدند.
بر انسان که سلطان معدن تن است واجب است
که چون مادری دلسوز غذای معنوی
بر دل وجوارح و نفس و اعضا بخوراند و برساند.
و با نفس راحم باشد و با جوارح و اعضا و نفس خود
به مدارا و نیکویی و احسان و انصاف و اعتدال
و اکرام وارحام مراقبت برخورد نماید.
سلطنت نماید بر نفس چون باغبانی که گلی را مراقبت می کند.
و رب مهربان بر هر حسنه ی انسان که سلطان بر نفس خویش است.
ثواب هزاران برابر از مهر بی کران خود مرحمت فرماید.
رب مهربانم همه ی انسان ها را در سلطنت نفس خویش یاری بفرما
متشکرم یا قاضی المنایا
متشکرم یا من لا یعتدی علی أهل مملکته
28ام شهریور, 1402رب مهربانم سلام
رب مهربان در اجرای دستورات شریعت حق فرمودید.
انسان سلطان بر نفس خویش است.
و سلطان بر رفتار خود و سلطان و مسئول در رفتار با رب خود می باشد.
و در سلطنت بر نفس و شناخت و هیجان ورفتار خود مسئول است.
و در سلطنت بر نفس خود و نظر خود و عمل خود
باید سلطانی عادل و مهربان و راحم باشد.
و در سلطنت بر نظر و عمل خویش از فساد و فسق و فجور و منکر دوری نماید.
وقتی در دستورات شریعت حق بیان می شود
که ای انسان سلطان عادلی بر نفس خویش باش
یعنی در پذیرش توحید و پذیرش خالق و رب مهربان
که راحم و آفریننده ی توست لجاجت و تعصب و عداوت مکن
و بر خلاف جهت دستور آفریننده و آفرینش حرکت مکن
و اگر شریعت حق گوید که بر نفس ونظر و عمل خود راحم و مهربان باش.
منظور آن است که دستورات را بر خود با نظر مهر و صدق انجام ده
و بر نفس و نظر و عمل خود راحم باش و رحم نما
یعنی حقوق جوارح و اعضای بدن و نفست را بدان و رعایت نما
و بر نفس سرکش سوار شو و چون سلطانی او را رام نما
و نفس را در مرتبه ی غلامی و گوش بفرمان نگه دار
و مراقب دل شفاف باش که نور توحیدش خاموش و ضعیف و کم سو نگردد.
و حواس ظاهر و حواس باطن را مراقبت کن
که با هر باد هوی نفس رنگارنگ از قبله ی حق و حقیقت تغییر جهت ندهد.
و بر نفس خود چون مادر سلطنت کن
و مانند او با مهر و توجه و دلسوزی و همدمی
و تشویق و امید به نفس خود رسیدگی نما
که اگر در سلطنت بر نفس خود بی توجهی و سستی کنی
دوباره ظلمت و حجاب و رسوب،نفست را
ضخیم و غلیظ و کدر و تاریک نماید.
و روح انسان سلطان و جوارح و اعضا و دل
و نفس و حواس ظاهر و حواس باطن
چون مردم غلام و زیر دست سلطان هستند و هر یک از اعضا حقوقی دارند.
و انسان در سلطنتش بر تن و نفس باید نفس أماره را
با تربیت شریعت حق به مقام ملهمه و بالاتر ارتقا دهد.
تا دل و نفس قابلیت جذب فیضان نور فیض حق را کسب نماید.
رب مهربانم در خاموش سازی نفس أماره همه ی انسان ها را یاری بفرما
متشکرم یا من لا یعتدی علی أهل مملکته
متشکرم یا من یسبح رعد بحمده
27ام شهریور, 1402رب مهربانم سلام
سلطنت بر نفس أماره باید با پیروی از شریعت حق و عقل باشد.
تا سلطنت بر خود به عدل و رحم و مؤثر باشد.
تا روح انسان .با نفسش به انصاف و عدل و رحم رفتار کند.
و نفس ضعیف و شکننده تقویت گردد و ادب یابد.
و نفس موقر و رام گردد.
و بر پذیرش شریعت حق حریص گردد.
وقتی نفس أماره بر پذیرش تربیت شریعت حق رام گشت
مطیع و پیرو معروف حق گردد.
و منافذ ورودی نفس أماره از ورود آفات و آلودگی ها ایمن گردد.
و در نعمت خیر .و طاعت و تعلم و تعبد و آسایش و رفاه و امنیت
بر نفس انسان گشوده گردد.
وقتی انسان یک قدم به سوی رب حرکت نماید رب مهربان
هزاران قدم به او نزدیک گردد.
و چه سعادتی بالاتر از لطف حضرت حق بر انسان
انسان در هر پاک سازی نفس از رسوبات و کدورات و آفات
مرتبه ای و تقربی ودرجه ای به انس رب مهربان نزدیک تر می گردد.
و حضرت نبی (ص) فرمودند: که ذکر تسبیحات در هر نماز بهترین
عملی باشد که در دنیا به آن سفارش شده است.
و کسی به صفت جود رسد که از اموالش بذل نماید.
و کسی به صفت حلم رسد که تحمل رنج و اذیت خلق نماید.
و کسی به صفت عفو رسد که اهل جرم را ببخشد.
و کسی به صفت قهر رسد که
جلوی کفار و اهل نفاق و اهل بدعت مکرر قیام کند.
و کسی که به صفت همت رسد. یعنی به همه ی تنعمات دنیا رسیده
و نفس باید جز به حضرت حق توجه نداشته باشد.
همچون حضرت محمد نبی (ص) که از مقام صفوت آدم(ع)
و مقام دعوت نوح(ع) و مقام خلت ابراهیم(ع)
و مقام کلمت موسی (ع) و مقام روح الله عیسی(ع)
و مقام خلافت داوود (ع) و مقام مملکت سلیمان(ع)
که هر کدام از این مقامات به حضرت محمد(ص) دادند
متوقف نشد و توجه نکرد جز توجه به قبله مقام مطلق حق
و حضرت محمد(ص) در بند رسیدن مقامی نبود
و فقط به دنبال رسیدن به قرب و رضای الهی بود.
بنابراین به حضرت محمد(ص) مقام قرب عنایت شد.
و به بالاترین مرتبه ی تعالی انسان کامل نائل آمد.
رب مهربانم ما را در حرکت درست به سوی تعالی هدایت فرما
متشکرم یا من یسبح رعد بحمده
متشکرم یا من استقرت الرضون بأذنه
27ام شهریور, 1402رب مهربانم سلام
رب مهربان ای سلطان و فرمانروای ابدی عالم
به انسان اجازه دادید که اگر
به سلطنت عقل در نفس خود رسید.
با اجرای دین حق جهان مادی أسفل را زیبایی معنوی بخشد.
اجازه فرمودید انسان خلیفه دنیا و خلیفه خود باشد.
و عقل خود را به ظهور رساند و ارتقا دهد.
و با عقل سلطان بر نفس أماره و شیطان باشد.
و اجازه ندهد نفس أماره و شیطان آتش زن لحظه ای درنده گردند.
و انسان باید قدر این مقام سلطنت
و پادشاهی را که خدا بر او واگذار کرده تا نفس خود را
و دنیای أسفل را سلطنت و فرمانروایی کند بداند.
و انسان نباید اجازه دهد که صفات مذموم
در نفس أماره در او ایجاد و گسترش یابد.
و این سلطنت بر معدن تن خاکی را
که از عطای نور لطف حق است مغتنم و غنیمت شمارد.
و انسان فقط بر نفس خود سلطان است ولا غیر
انسان بداند که مالک حقیقی خداست
و او فقط بر نفس خود مالک است.
و از بهر خوب و بد شدن نفسش مسئول
و روزی باید ملکیت نفس را به مرگ واگذارد.
و ملک تن خاکی را به نام مرگ زند.
در روز مرگ سلطنتش بر نفس پایان یابد.
ودر فرمانروایی بر نفس خود از سلطان رب مطلق مدد جوید.
و بداند که رب راحم مهربان در تمام لحظه ها
صاحبان رحم را بر حمایت از انسان و برای محافظت از انسان قرار داده
از رحم رب و رحم پیامبران بر انسان و رحم پدر و مادر بر انسان
و رحم روح انسان بر نفسش و رحم فرزند بر انسان
و رحم مربی بر انسان و رحم محافظان روح انسان
که از لطف رب مهربان جای سپاس و تشکر فراوان دارد.
و چون انسان بر نفس خود با عقل سلطان است.
باید که نفس را به راه حق تربیت کند نه بر راه هوی و میل
و برای رضای رب نفس خود را تربیت کند نه برای رضای خلق
و انسان در سلطنت معدن تن نباید اجازه دهد
که نفس درنده سلطنت کند.
که اگر نفس درنده در معدن تن سلطان گردد.
هوی و میل بر شخص غلبه کند و طغیان نماید.
و نفس أماره سلطان درنده گردد.
و همه ی دستوراتش خلاف رضای حق باشد.
حتی سلطان درنده ی هوی نفس ادعای خدایی کند.
همان گونه که فرعون دعوی خدایی کرد.
و اگر امروز بتان خدا شدند و مردم بت پرست
به خاطر سلطنت نفس أماره ی درنده چنین شد.
و رفتن به راه حق خلاف حرکت به سوی هوی و میل است.
که راه هوی و میل ،کفر آور است.
و کفران نشانه ی آن باشد که نفس أماره بر انسان سلطنت می کند.
و باید با پیروی از سلطنت پیامبر(ص) سلطنت نفس خود را اداره نمود.
و با پذیرش سلطنت حق مطلق بر نفس خود
به مقام تعالی و قرب حق نائل آمد.
رب مهربانم ما را در پذیرش سلطنت حق مطلق یاری بفرما
متشکرم یا من استقرت الارضون بأذنه
متشکرم یا غفران
26ام شهریور, 1402رب مهربانم سلام.
متذکر شدیم که انسان پنج حالت تحول را پشت سر می گذارد.
1.از نیستی و عدم و بدون درک است.
2.ایجاد و ظهور روح وجود درجسم و ظهور درک
3. تعلق و انس روح به جسم
4. جدایی روح از جسم و مفارقت به واسطه ی مرگ
5.إعادت و پیوستن روح و جسم در قیامت
همان گونه که می دانیم دانه ی انگور در خاک مادی کاشته شود.
و چندین مرحله ی تحولی پشت سر گذارد.
تا از دانه و گل و میوه به کشمش و عصاره ی انگور رسد.
پس روح نیز در مزرعه ی تن خاکی قابلیت ارتقا و تحول اعلی را دارد.
تا به نفس مطمئنه رسد.
که اگر خاک گلدان و محیط آن خاک اصلاح گردد.
قابلیت رشد هزار گیاه رنگارنگ معطر و زیبا را بیابد.
قالب تن خاکی دنیا به چهار عنصر خاک و آب و آتش و باد مجهز است.
و رب مهربان این چهار عنصر را در خاک تن تعبیه نموده
اما در تن خاکی عنصر خاک و آب بیشتر غلبه دارد.
و هر دو عنصر،محسوس و قابلیت
جذب کثیفی،کدورات و ظلمات را دارد.
و در ماهیت و قالب روح بیشتر از دو عنصر باد و آتش غلبه دارد.
دو عنصر باد و آتش که در روح غلبه دارد.
هر دو نامحسوس و لطیف است.
که وقتی روح با دو عنصر باد و اتش در قالب تن خاکی
با دو عنصر خاک و آب تعلق می گیرد.
جمعا چهار عنصر در اتحاد روح و جسم مشاهده گردد.
دو عنصر خاک و آب در تن خاکی جسم محسوس اند
و قابلیت جذب آلودگی و پلیدی را دارند.
و رب مهربان بر قالب کدر جسم خاکی
قالب لطیف و نورانی روح را نشاند.
رب مهربان می دانست که شاکله ی انسان
که ترکیبی از روح لطیف در جسم ضخیم و غلیظ و کدورت زا است.
می تواند قوت و ضعف یکدیگر را برطرف نماید
و باعث ارتقا یکدیگر گردد.
روح و جسم چون گرد سوزی از دو بخش1. روغندان(خاک و آب)
و 2. روح (نورگاه(باد و آتش))ساخته شده بود.
که با همکاری جسم و روح چراغ تن و نور تن نفس را روشن می کرد.
و روح نور آن را قوت وضعف می داد.
و رب مهربان از انسان ها انتظار داشت
که جسم خاکی خود را همچون روح لطیف و شفاف سازند.
یعنی تن خاکی نورانی و لطیف گردد.
به گونه ای که با نظاره بر این خاک لطیف پاک شده
از ظاهر انسان و خاک لطیف شده
به باطن و مرتبه ی روح لطیف او پی برد.
که در روز یوم تبلی السرائر(روزی که ظاهر و باطن ها آشکار گردد)
پس قالب جسم خاکی باید مانند روح لطیف و نورانی و زلال گردد.
و انسان با تن خاکی با عنایت رب مهربان
تبدیل به جام جهان بین دو عالم گردد.
پس انسان قابلیت داشت در سایه ی
روح امانت گذارده ی رب مهربان در تن خاکی
چهار عنصر خاک و آب و باد و آتش را به نور مبدل سازد.
و یا چهار عنصر را به گل باتلاق کاهلی و سیلاب نفس درنده
و طوفان نفس سرکش و آتش نفس جهان سوز مبدل سازد.
رب مهربانم،همه ی انسان ها را در اصلاح و ارتقا نفس
هدایت و حمایت بفرما
متشکرم یا غفران





