متشکرم یا خیر الحامدین

28ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الحامدین

رب مهربانم سلام

از آن جا که روح از عالم اعلی ست و مقام قرب در توان کسب روح است

که هیچ موجودی چنین استعداد اختصاصی

و حدی در  پیشرفت مقام و رتبه ندارد

و عالم اعلی عالم نامحدود و  و عالم سفلی عالم محدود و بسته است

و عالم اعلی و عالم سفلی به اشاره ای

با نظر حضرت حق پدیدار گشت و خلق شد

و عالم ملک دوامش از عالم ملکوت است

و عالم ملکوت دوامش و حرکتش از عالم ارواح است

و عالم ارواح موجودات دوامش و حرکتش

به روح انسان استوار و موجود است

و روح انسان به صفت قیومی حق استوار و قائم است

و حیات روح از صفت حی حق است

پس کمال روح در رسیدن به تجلی حی الحق است

و روح  با رسیدن به تجلی حی الحق به کمال خود نائل گردد

و الا روح فاقد افاضه حق تعالی به مقام کمال و کاملی دست نیابد

اگر روح به مقام کمال دست نیابد نشانه آن باشد که

استعداد بالقوه خود را بالفعل نساخته است

و روح کمال نیافته مانند دانه ای است که آفت زده

و رشد نکند و در مقام خامی باقی ماند

و تا تزکیه و تراش نفس

و محو کدورت ها و سختی های قلب  انجام نپذیرد

منافذ معدن تن  برای تجلی نور حق گشوده نگردد

روح و نفس مانند طفل با تربیت به شریعت استحاق تجلی نور حق یابد

و روح و نفس با رفتن در راه حقیقت مستقیم شریعت

اصلاح یابد و به صلاح رسد

طریقت مستقیم همان خوردن شیر شریعت است

و قطع تعلقات دنیا و تن

و شیر حقیقت شریعت

افاضه های غیبی حیات بخش از انوار حضرت حق است

که روح و نفس را از بند ها و دام های تعلقات تن آزاد سازد

و دستورات شریعت آتش شیطان آتش زا را خاموش سازد

و روح و نفس را خلاصی دهد

تا روح فطرت پاک اولیه خود را حفظ کند

و روح و نفس مستحق و استحقاق قرب و افاضه نور حق یابد

در این صورت آفت های تعلقات  و وهم و خیال

در او ناپدید و زائل گردد

و جام جهان بین ملک  ملکوت در قلب او آشکار و ظهور گردد

و به هر چیز که بنگرد نشانه حق بیند

و حواس حق بین گردد

و نفس  و روح به عشق حق درآمیزد و درآویزد  و بهجت یابد

ای رب مهربان مرا در طی کردن این معدن تن

و گذرگاه شیطان و تعلقات دست گیری فرما

متشکرم یا خیر الحامدین

متشکرم یا خیر الوارثین

27ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الوارثین

رب مهربانم سلام

وقتی قلب سنگی و ضخیم با اجرای دستور شریعت به مقام دلی رسید

و او باش نفس رنگارنگ و شیطان آتش زن

و سختی و سنگی و قساوت قلب را تراشید و بیرون ریخت

و قلب آبگینه ی خالص و شفاف و زلال شد

قلب به مقام دلی رسیده است

یعنی قلب چون تالار آیینه کاری می درخشد و منور می شود

از نور حضور  و رحم رب مهربان فیض می برد و می درخشد

و کدورت ها زایل و محو می گردد

و دود های غبار آلود شیطان خاموش می گردد

و نفس سرکش و درنده همچون مومی یک جا می نشیند

و آرامش و  آسایش از حضور نور حق بر معدن تن حاکم می گردد

ایجاد قلب آیینه گون دسترنج خون دل ها و استخراج ها

و ممارست ها در معدن تاریک تن  است

که بالاخره با لطف و  مدد حق با رسیدن

به این گنج عظیم کار استخراج معدن تن به اتمام می رسد

انسان های کاملی چون پیامبران و اولیای الهی علیهم السلام

با ذکر دائم و یاد حق

به گنج قلب جهان بین و معرفت عقل جهان بین دست یافته اند

و زوائد و معایب قلب و نفس و دود های غلیظ شیطان را

هر روز تراشیدند و صیقل دادند

و بر قلب و اندیشه ی خود با مهر و توجه مراقبت نمودند

تا نور حق در آن قلب آیینه گون جایگاه دائمی یابد

و حضرت دوست در آن حضور دائم یابد

که انسان کامل نمی گذارد که خانه ی دلش دچار آفت  شود

و اغیار و اوباش و راهزنان را

با یاد و ذکر خدا محو و ناپدید و نفی می کند

تا بارگاه و تالار آیینه گون دل فقط اختصاصا مخصوص

محل ظهور و حضور نور حق باشد و لا غیر

وقتی  این نور حق دائم الحضور شد در دل انسان کامل

که به واسطه ی زحمت ها و ممارست ها و پیگیری و تلاش ها

و اجرای دستور شریعت حق بر همه ی اعضا غالب شد

و همه ی اعضا را تسلیم فرمان حق  کرد

و همه ی اعضا و معدن تن لباس تواضع و خشوع و خوف بر تن کردند

و سمع و بصر و نطق فقط ذکر حق  شنید و دید و گفت

در این صورت دل تالار آیینه گون شود

و محل ظهور نور دائم صفات حق گردد

و چون صفات حق بر دو نوع است صفات لطف و صفات قهر

و حضرت حق گاه با صفات لطف و گاه با صفات قهر

در این قلب خالص آشکار شود

و دل آیینه گون پیوسته

در تصور و تحول و ظهور این دو صفت مشغول باشد

و دل مکان استقرار صفات رحمانیت گردد

ای رب علیم و قادر و حی، مرا مشمول رحم خود قرار ده

و از همه ی مخلوقاتت راضی باش

و ما را مانند دوست داران و اولیائت کامل گردان

متشکرم یا خیر الوارثین

متشکرم یا خیر الرازقین

26ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الرازقین

رب مهربانم سلام

وقتی شیطان آتش زن

هر روز و هر لحظه تور و دام صیادی اش را روی نفسم می اندازد

تا نفس را به همراهی خود ببرد و به فساد کشاند

و این تور صیادی را هر لحظه در معدن تن می گستراند

تا بلکه در نفس آفتی و کدورتی و رسوبی

و ظلمتی و فسادی و تعفنی بیندازد

و از دود آتش آن لذت ببرد

این منم که باید با چراغ لطف نور  خدا

مکر شیطان را بیابم و آن را زایل گردانم

و چون شهر و جسد تن از اوباش درنده و سرکش

و شیطان آتش زا و آتش زن و نفس هفت رنگ رنگارنگ میل باز

و قلب زنگ زده سخت و سفت و ضخیم پر شد

 و اگر قلب با ممارست ذکر و یاد خدا پاک ،صاف،خالص

و تراش و صیقل یافت و آیینه گون گشت

وقلب لیاقت ورود و افاضه نور حضور حق را یافت

و سلطنت قلب به نام خدا آذین یافت

و وزیر عقل برآن قلب وزارت کرد

و قلب آن به صدارت نام خدا مشغول گشت

و خدا را بر قلب خود سلطنت داد

و قلب به جذب صفات نیکو مبادرت کرد

و وزیر عقل فقط صفات خدا پسند را بر قلب وارد ساخت

آن زمان است که جواهرات و صفات مفید

که عبارتند از یقین و اخلاص

رضا و توکل،تسلیم و صدق و کرم 

سخاوت و مروت و شجاعت و غیرت

جود و حیا وفراست

و انواع صفات پسندیده و حمیده

چون نمایندگانی در مجلس قلب حضور یابند

وهمنشین قلب گردند

و صفت غیرت نفی غیریت می کند

یعنی جلوگیری از ورود هر چه غیر از حق می باشد

آن زمان است که معدن تاریک تن

و قلب ضخیم سنگی و نفس رنگارنگ و شیطان آتش زن

 

و بیت الاحزان معدن تن محو گشته

و جای خود را به دولت گلشن و فرحت و شادی و بهجت می دهد

و از خاک فراغ به عزت وصال و وصلت حضرت  حق نائل  می گردد

آن گاه تازه قلب به مقام دل و رئیس مجلس نمایندگان صفات حمیده رسد

ای ارحم راحمین ما را در خلوص

و تراش قلب یاری فرما

متشکرم ای خیر رازقین

 

متشکرم یا خیر الناصرین

25ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الناصرین

رب مهربانم سلام

هر روز را با استخراج معدن تن آغاز می کردم

و به دل آتش و تاریکی و دود های غبار آلود شیطان پلید دود زا

 وارد می شدم و از فضای خاک آلود رم نفس سرکش گذر می کردم

و با ذکر و یاد خدا همه ی کدورت ها را تراشیده و تصفیه می کردم

تا منفذی برای ظهور نور حق و عبور از حجاب ها  بیابم

البته اگر شیطان و نفس فتنه گر که شرور هایی درنده بودند

منفذی باقی می گذاشتند

اول معدن تن خاک بود و سنگ

و هرچه جلو می رفتم

آتش مذاب و دود آلود

و سختی و صعب العبوری و ترس شدت می یافت

و من بودم و مسیری صعب العبور و انتهایی بی انتها

با گفتن ذکر خدا معدن تاریک تنم روشن می گشت

و موانع مشهود و پدیدار می گشت

نفس قبض می گشت و شیطان خاموش می شد

و من قدری آرامش می یافتم در کار استخراج

و اگر ذکر خدا را متوقف می کردم

روحم و معدن تنم از رسوبات و کدورات

و تاریکی ها پر می شد

تازه آفت چشم هم که از حواس بود

و تصاویر بد و آفت زا را وارد تن می کرد

و روح را می آزرد به آن سختی ها اضافه می شد

به هر حال افسار شیطان و میل و نفس و غضب را 

هر روز بر ستون ذکر یاد خدا می بستم

تا این درندگان بر من تعرض نکنند

وقتی با ذکر خدا قلب روشن می گشت

تاریکی و دود و آتش نفس و شیطان محو می گشت

و هر چه آبگینه قلبم از ذکر  خدا روشن تر می گشت

و حضور آفت ها محو و کمرنگ تر می گشت

و سختی  و ظلمت و کدری و ضخامت قلب با ذکر خدا

قلب را تبدیل به رقت و عبادت و ملازمت

و لطافت با نور حضرت حق می کرد

رب مهربان فرمودید در دستورات شریعت

مداومت به ذکر و یاد خدا داشته باشیم

تا سلطنت و ولایت ذکر بر قلب مسلط شود

و هر چه غیر از حب حق است

از قلب خارج گردد

تا حضور و ظهور نور حق در قلب

همیشگی و غالب گردد

رب مهربانم

مرا در حفظ ذکر و یاد حق یاری فرما

متشکرم ای خیر الناصرین

متشکرم یا خیر الفاتحین

25ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الفاتحین

رب مهربانم سلام

رب مهربانم فرمودید

شرط افاضه مدام نور حق تعالی بر انسان این است که

قلبش تصفیه شده زلال و خالص و پاک باشد

و الا افاضه نور حق تعالی بر آن قطع گردد

از جهت این که  قلبش سنگی و مسموم و محدود و مسدود است

رب مهربانم در دستورات شریعت فرمودید که تصفیه و تراش قلب

و خلوص آن با قطع از حب دنیا  و حب نفس و حب هوی و حب غضب

و حب شیطان و حذف و قطع و نفی حب

هر چیز غیر حب حق حاصل آید

که از اصول دین توحید است

یعنی فقط کسب حب خداوند مهربان ولا غیر

و توحید مراتبی دارد که توحید مرتبه ی ایمان نظری و عملی

با توحید  مرتبه ی یقین نظری و عملی

و توحید مرتبه ی احسان نظری و عملی

و توحید مرتبه ی حقیقت نظری و عملی

 دارای مراتب متفاوت است و

تا همه ی توحید ها یکسو نشود و به وحدت نرسد 

به ساحل شناخت بحر احدیت مطلق وحدت بخش نرسد

رب مهربان فرمودید با صیقل و تراش دستورات شریعت

و ذکر خدا و مداومت در  به کارگیری صیقل ذکر

دل را مصفی و خالص نگه دارم 

و هر روز در تمام لحظات، این قلب شکننده و شفاف و آیینه گون را

در موزه ی تنم مورد مراقبت و رسیدگی قرار دهم

و با دستمال ذکر صورت قلبم را هر روز از کدورت های شیطان بزدایم

تا حواس نفس بازیگوش و بی افسار و آفت زا و شیطان آتش زن گمراه

در پاکی و خلوص قلب زلال و شکننده خللی ایجاد نکنند

و بر کدورت رسوبات و ضخامت و ظلمت و تعفن و قبض قلب نیفزایند

تا قلب از افاضه ی انوار فیاض مطلق، محروم  ومعزول نگردد 

که افاضه ی نور حق فقط بر قلب خالص است ونه قلب ضخیم و تاریک

و من باید از آتشگاه شیطان در معدن تنم می گذشتم

و آن را خاموش می نمودم

و نفس سرکش را سر می بریدم

تا نفسی راحت می کشیدم 

ای ارحم راحمین مرا در نجات از این راه سخت یاری فرما

متشکرم ای خیر الفاتحین