متشکرم یا خیر الذاکرین

29ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الذاکرین

رب مهربانم سلام

در اجرای دستور شریعت ممارست و جدیت راهبر است

و به راه مستقیم و سلامت رساند

حضرت موسی (ع) ده سال خدمت و ملازمت حضرت شعیب (ع) کرد

تا به پیشوایی دوازده قبیله بنی اسراییل نائل آمد

و به مقام پیامبری رسید و تورات بر او نازل گشت

تازه حضرت موسی (ع) پس از پیامبری نیز

در محضر حضرت خضر ع شاگردی و متابعت می کرد

و این بیان این امر است که بشر همیشه

باید در تعلیم و تعلم و پرورش باشد

و مربی حق شناس مدام او را همراهی کند در این راه بی انتها،

 درست است که نفس چون دانه ای در معدن تن است

باید استعداد طلب  حقیقت داشته باشد

و پشتکار در رسیدن به حقیقت داشته باشد

تا با عنایت نظر  و نور حق پرورش و تعالی یابد

و در این معدن تن راه از اسفل عالم به عالم اعلی طولانی

و پر آفت و پرشبهات و پر موانع

و پر از گودال عمیق و باتلاق و مرداب و راه صعب العبور است

و بدون مربی شریعت و حمایت  و هدایت وی

حرکت در راه مستقیم و صحیح نا ممکن و کند صورت می پذیرد

و در سایه ی حمایت مربی شریعت و ولایت

به سلامت از راه هزار چاله گذر توان کرد

و این راه هزار چاله هزار ابتلا و هزار بلا است و هزار آزمایش گوناگون

و هزار توقف گاه شیطان و نفس که از آن فتنه های بیشمار بر خیزد

چون فوران آتش فشان شیطان و آتش فشان  نفس و امیال

که گذر از راه مستقیم را می بندد و با سختی همراه می سازد

ومربی شریعت انسان ناپخته نفس را و دانه ی نارس قلب خام را

از توقف و سرگشتگی باز می دارد

و به راه امید و صحت و صدق و طلب حمایت و هدایت می کند

و قبض و ملامت و نا امیدی انسان ناپخته نفس مبتدی را

به شوق و امید مبدل می سازد

انسان مبتدی ناپخته نفس و نارسته عقل

و با قلب خام در ابتدای راه مستقیم حقیقت

به امراض ها و آفت ها مبتلا گردد

که مربی شریعت چون طبیبی بر روح و معدن تن

رفع فساد و عفونت کند

و هر خوف و نا امیدی و قبض و توقف و مرض و عفونت را

با داروی ایمان و ذکر حق به سلامت مبدل کند

اگر مربی شریعت نباشد

طفل نورسته ایمان به باد گمراهی و سرگردانی رود 

و در ظلمت تن تاریک محو گردد 

و اگر در این راه مستقیم حق به دستورات مربی شریعت گوش دهد

آثار پرتوی نور ظهور حق ظهور یابد و پدیدار گردد

و کم کم ظلمت و سرکشی شعله های صفات شیطانی

در انسان محو و زایل گردد

و دل چون آیینه صفا یابد و پذیرای افاضه ی نور حضور حق گردد

 و ذوق و شوق و طلب حق در قلب آیینه گون ظهور یابد

ای رب مهربان از نعمت تربیت نیک حق،

خامی ما را بر طرف ساز

متشکرم یا خیر الذاکرین

 

متشکرم یا خیر الحامدین

28ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الحامدین

رب مهربانم سلام

از آن جا که روح از عالم اعلی ست و مقام قرب در توان کسب روح است

که هیچ موجودی چنین استعداد اختصاصی

و حدی در  پیشرفت مقام و رتبه ندارد

و عالم اعلی عالم نامحدود و  و عالم سفلی عالم محدود و بسته است

و عالم اعلی و عالم سفلی به اشاره ای

با نظر حضرت حق پدیدار گشت و خلق شد

و عالم ملک دوامش از عالم ملکوت است

و عالم ملکوت دوامش و حرکتش از عالم ارواح است

و عالم ارواح موجودات دوامش و حرکتش

به روح انسان استوار و موجود است

و روح انسان به صفت قیومی حق استوار و قائم است

و حیات روح از صفت حی حق است

پس کمال روح در رسیدن به تجلی حی الحق است

و روح  با رسیدن به تجلی حی الحق به کمال خود نائل گردد

و الا روح فاقد افاضه حق تعالی به مقام کمال و کاملی دست نیابد

اگر روح به مقام کمال دست نیابد نشانه آن باشد که

استعداد بالقوه خود را بالفعل نساخته است

و روح کمال نیافته مانند دانه ای است که آفت زده

و رشد نکند و در مقام خامی باقی ماند

و تا تزکیه و تراش نفس

و محو کدورت ها و سختی های قلب  انجام نپذیرد

منافذ معدن تن  برای تجلی نور حق گشوده نگردد

روح و نفس مانند طفل با تربیت به شریعت استحاق تجلی نور حق یابد

و روح و نفس با رفتن در راه حقیقت مستقیم شریعت

اصلاح یابد و به صلاح رسد

طریقت مستقیم همان خوردن شیر شریعت است

و قطع تعلقات دنیا و تن

و شیر حقیقت شریعت

افاضه های غیبی حیات بخش از انوار حضرت حق است

که روح و نفس را از بند ها و دام های تعلقات تن آزاد سازد

و دستورات شریعت آتش شیطان آتش زا را خاموش سازد

و روح و نفس را خلاصی دهد

تا روح فطرت پاک اولیه خود را حفظ کند

و روح و نفس مستحق و استحقاق قرب و افاضه نور حق یابد

در این صورت آفت های تعلقات  و وهم و خیال

در او ناپدید و زائل گردد

و جام جهان بین ملک  ملکوت در قلب او آشکار و ظهور گردد

و به هر چیز که بنگرد نشانه حق بیند

و حواس حق بین گردد

و نفس  و روح به عشق حق درآمیزد و درآویزد  و بهجت یابد

ای رب مهربان مرا در طی کردن این معدن تن

و گذرگاه شیطان و تعلقات دست گیری فرما

متشکرم یا خیر الحامدین

متشکرم یا خیر الوارثین

27ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الوارثین

رب مهربانم سلام

وقتی قلب سنگی و ضخیم با اجرای دستور شریعت به مقام دلی رسید

و او باش نفس رنگارنگ و شیطان آتش زن

و سختی و سنگی و قساوت قلب را تراشید و بیرون ریخت

و قلب آبگینه ی خالص و شفاف و زلال شد

قلب به مقام دلی رسیده است

یعنی قلب چون تالار آیینه کاری می درخشد و منور می شود

از نور حضور  و رحم رب مهربان فیض می برد و می درخشد

و کدورت ها زایل و محو می گردد

و دود های غبار آلود شیطان خاموش می گردد

و نفس سرکش و درنده همچون مومی یک جا می نشیند

و آرامش و  آسایش از حضور نور حق بر معدن تن حاکم می گردد

ایجاد قلب آیینه گون دسترنج خون دل ها و استخراج ها

و ممارست ها در معدن تاریک تن  است

که بالاخره با لطف و  مدد حق با رسیدن

به این گنج عظیم کار استخراج معدن تن به اتمام می رسد

انسان های کاملی چون پیامبران و اولیای الهی علیهم السلام

با ذکر دائم و یاد حق

به گنج قلب جهان بین و معرفت عقل جهان بین دست یافته اند

و زوائد و معایب قلب و نفس و دود های غلیظ شیطان را

هر روز تراشیدند و صیقل دادند

و بر قلب و اندیشه ی خود با مهر و توجه مراقبت نمودند

تا نور حق در آن قلب آیینه گون جایگاه دائمی یابد

و حضرت دوست در آن حضور دائم یابد

که انسان کامل نمی گذارد که خانه ی دلش دچار آفت  شود

و اغیار و اوباش و راهزنان را

با یاد و ذکر خدا محو و ناپدید و نفی می کند

تا بارگاه و تالار آیینه گون دل فقط اختصاصا مخصوص

محل ظهور و حضور نور حق باشد و لا غیر

وقتی  این نور حق دائم الحضور شد در دل انسان کامل

که به واسطه ی زحمت ها و ممارست ها و پیگیری و تلاش ها

و اجرای دستور شریعت حق بر همه ی اعضا غالب شد

و همه ی اعضا را تسلیم فرمان حق  کرد

و همه ی اعضا و معدن تن لباس تواضع و خشوع و خوف بر تن کردند

و سمع و بصر و نطق فقط ذکر حق  شنید و دید و گفت

در این صورت دل تالار آیینه گون شود

و محل ظهور نور دائم صفات حق گردد

و چون صفات حق بر دو نوع است صفات لطف و صفات قهر

و حضرت حق گاه با صفات لطف و گاه با صفات قهر

در این قلب خالص آشکار شود

و دل آیینه گون پیوسته

در تصور و تحول و ظهور این دو صفت مشغول باشد

و دل مکان استقرار صفات رحمانیت گردد

ای رب علیم و قادر و حی، مرا مشمول رحم خود قرار ده

و از همه ی مخلوقاتت راضی باش

و ما را مانند دوست داران و اولیائت کامل گردان

متشکرم یا خیر الوارثین

متشکرم یا خیر الرازقین

26ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الرازقین

رب مهربانم سلام

وقتی شیطان آتش زن

هر روز و هر لحظه تور و دام صیادی اش را روی نفسم می اندازد

تا نفس را به همراهی خود ببرد و به فساد کشاند

و این تور صیادی را هر لحظه در معدن تن می گستراند

تا بلکه در نفس آفتی و کدورتی و رسوبی

و ظلمتی و فسادی و تعفنی بیندازد

و از دود آتش آن لذت ببرد

این منم که باید با چراغ لطف نور  خدا

مکر شیطان را بیابم و آن را زایل گردانم

و چون شهر و جسد تن از اوباش درنده و سرکش

و شیطان آتش زا و آتش زن و نفس هفت رنگ رنگارنگ میل باز

و قلب زنگ زده سخت و سفت و ضخیم پر شد

 و اگر قلب با ممارست ذکر و یاد خدا پاک ،صاف،خالص

و تراش و صیقل یافت و آیینه گون گشت

وقلب لیاقت ورود و افاضه نور حضور حق را یافت

و سلطنت قلب به نام خدا آذین یافت

و وزیر عقل برآن قلب وزارت کرد

و قلب آن به صدارت نام خدا مشغول گشت

و خدا را بر قلب خود سلطنت داد

و قلب به جذب صفات نیکو مبادرت کرد

و وزیر عقل فقط صفات خدا پسند را بر قلب وارد ساخت

آن زمان است که جواهرات و صفات مفید

که عبارتند از یقین و اخلاص

رضا و توکل،تسلیم و صدق و کرم 

سخاوت و مروت و شجاعت و غیرت

جود و حیا وفراست

و انواع صفات پسندیده و حمیده

چون نمایندگانی در مجلس قلب حضور یابند

وهمنشین قلب گردند

و صفت غیرت نفی غیریت می کند

یعنی جلوگیری از ورود هر چه غیر از حق می باشد

آن زمان است که معدن تاریک تن

و قلب ضخیم سنگی و نفس رنگارنگ و شیطان آتش زن

 

و بیت الاحزان معدن تن محو گشته

و جای خود را به دولت گلشن و فرحت و شادی و بهجت می دهد

و از خاک فراغ به عزت وصال و وصلت حضرت  حق نائل  می گردد

آن گاه تازه قلب به مقام دل و رئیس مجلس نمایندگان صفات حمیده رسد

ای ارحم راحمین ما را در خلوص

و تراش قلب یاری فرما

متشکرم ای خیر رازقین

 

متشکرم یا خیر الناصرین

25ام مرداد, 1402
متشکرم یا خیر الناصرین

رب مهربانم سلام

هر روز را با استخراج معدن تن آغاز می کردم

و به دل آتش و تاریکی و دود های غبار آلود شیطان پلید دود زا

 وارد می شدم و از فضای خاک آلود رم نفس سرکش گذر می کردم

و با ذکر و یاد خدا همه ی کدورت ها را تراشیده و تصفیه می کردم

تا منفذی برای ظهور نور حق و عبور از حجاب ها  بیابم

البته اگر شیطان و نفس فتنه گر که شرور هایی درنده بودند

منفذی باقی می گذاشتند

اول معدن تن خاک بود و سنگ

و هرچه جلو می رفتم

آتش مذاب و دود آلود

و سختی و صعب العبوری و ترس شدت می یافت

و من بودم و مسیری صعب العبور و انتهایی بی انتها

با گفتن ذکر خدا معدن تاریک تنم روشن می گشت

و موانع مشهود و پدیدار می گشت

نفس قبض می گشت و شیطان خاموش می شد

و من قدری آرامش می یافتم در کار استخراج

و اگر ذکر خدا را متوقف می کردم

روحم و معدن تنم از رسوبات و کدورات

و تاریکی ها پر می شد

تازه آفت چشم هم که از حواس بود

و تصاویر بد و آفت زا را وارد تن می کرد

و روح را می آزرد به آن سختی ها اضافه می شد

به هر حال افسار شیطان و میل و نفس و غضب را 

هر روز بر ستون ذکر یاد خدا می بستم

تا این درندگان بر من تعرض نکنند

وقتی با ذکر خدا قلب روشن می گشت

تاریکی و دود و آتش نفس و شیطان محو می گشت

و هر چه آبگینه قلبم از ذکر  خدا روشن تر می گشت

و حضور آفت ها محو و کمرنگ تر می گشت

و سختی  و ظلمت و کدری و ضخامت قلب با ذکر خدا

قلب را تبدیل به رقت و عبادت و ملازمت

و لطافت با نور حضرت حق می کرد

رب مهربان فرمودید در دستورات شریعت

مداومت به ذکر و یاد خدا داشته باشیم

تا سلطنت و ولایت ذکر بر قلب مسلط شود

و هر چه غیر از حب حق است

از قلب خارج گردد

تا حضور و ظهور نور حق در قلب

همیشگی و غالب گردد

رب مهربانم

مرا در حفظ ذکر و یاد حق یاری فرما

متشکرم ای خیر الناصرین