موضوع: "تشکر"
متشكرم يا جليل
9ام آبان, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
رب مهربانم سلام
ظاهر علم وعلوم انسان را به درك سطحي وظاهري از حقايق رهنمون مي سازد
ولي دستورات رب حكيم وعلم حكمت در شرع دين وقرآن حكيم
از نور حضرت حق است وبر درك ونور باطن بيفزايد
درك وفهم علم ظاهر وتوجه به ظاهر عالم
پيش نياز در ك وفهم علم باطن حكمت و حق مهربان است
وحركت درك وذهن از ظاهر علوم وذهن ونفس خود .
به باطن وعمق درك حقايق حق است
علم ظاهر وعلم باطن حكمت حضرت حق .
هر دو معرفت افزا ودرك آفرين مي باشند
ولي علم ظاهر در درك سطحي متوقف است
ونور دستورات حكمت حضرت حق .انسان را به درك باطن ها مي رساند
كدام انسان كه مايل نباشد به درك عميق از حقايق حق برسد ؟
اگر تاكيد بر درك حقايق حق است بدليل آنست كه
انسان در جاده تعالي وتقرب حق قرار گيرد وبه شعف ابدي حق دست يابد
انسان در تمام تلاش ها در زندگي براي رسيدن به شعف ابدي حق تلاش مي نمايد
لذا بايد به دستورات رفتاري راه حق .مهربان ابدي عمل نمايد
وتمام دستورات واجب حق مهربان .
حكمت ونور افزاي ذهن وعقل ونفس مي باشد
علم انسان خلل پذير وخطا پذير وتحريف پذير است
ودستورات واجب نور حضرت حق خطاب الهي است
ونظير قرآن فاقد تحريف مي باشد
عمل واجراي حكم حضرت حق.
قوت نور حكمت را بر نفوس وذهن هاي مستعد وساعي افاضه فرمايد
ونفوس بالقوه مستعد وساعي را بدنبال كشف حقايق عالم رهسپار گرداند
وحق مهربان ظهور كشف علوم را برذهن ها ونفوس
با افاضه ي نورحكمت حق به فعليت رساند
ومراتب سطوح رشد درك وشناخت
1. شناخت درك ظاهري وسطحي از علوم ونفس وذهن خود
2. شناخت ودرك باطني از علوم وذهن ونفس خود
3. شناخت ودرك عميق باطني ازافاضه ي حكمت خاص حضرت حق
نور حق مهربان .با تداوم در ذكر حق وارتباط دائم با حق مهربان حاصل وواصل گردد
وچه كسي است كه تمايل نداشته باشد
كه با تداوم در ذكر حق به درك حكمي عميق باطن دست يابد
ورب مهربان نور مطلق .وبا نور بايد به زبان نور سخن گفت
رب مهربان .مارا در تداوم ارتباط واتصال دائم .با نور حقت قرار بده
رب مهربان. ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج)را نزديك بگردان
رب مهربان .نفوس آتش زن جهال ودجال را از جهان نابود بگردان
متشكرم يا جليل مهربان ابدي
متشكرم يا منفس الغموم
8ام آبان, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
رب مهربانم سلام
4سطح فهم وتفكر ورفتار وعمل ذكر نموديم
1.سطح فهم ودرك وعمل ورفتار عميق باطني
با نام (لطائف )كه در انبياء وامامان (ع) وجود دارد
2.سطح فهم ودرك ورفتار وعمل باطن بين
با نام ( بشارت )كه در اولياء (ع)وجود دارد
3. سطح فهم ودرك ورفتار وعمل
با نام (اشارت )در خواص انسانها وجود دارد (سطحي ابتدايي از باطن نگري )
4. سطح فهم ودرك ورفتار وعمل
با نام (عبارت )در عوام انسانها است (فقط ظاهر بين ودهن بين )
پس براي درك فهم نور باطن در سخن وحالات نفس انسان
بايد حداقل به سطح درك ورفتار انسانهاي خواص برسيم
تا بتوانيم درك صحيح وبدون تحريف وغرض
از درك حقيقت حق وحقايق داشته باشيم
وحقيقت خالص را با خلوص دريافت ودرك ودروني سازي نماييم
وسطح درك وفهم ورفتار خود را با توكل واتصال مدام
به نور ذكر حق تعميق وارتقاء بخشيم
انسان ذاتا به درك وفهم باطن خود وعالم .
وپذيرش معنويات حكمي علاقه مند است
پيامبر (ص)فرمودند .هر روز 70 تاريكي وتيرگي از ظلمت دنيا برمن وارد مي گردد
كه با استغفار وذكر حق آن تيرگي ها ي غفلت وآلوده آور را از خود دور مي نمايم
انسان كه به ظهور وبلوغ عقل رسيده باشد
ازاشاعه وانتقال قضاوت وتحريف وغرض ورزي شخصي در انتقال حقايق
در ذهن وتفكر خودوديگران دوري مي ورزد
ونفس وذهن خود را
از جذب تيرگي ها وتاريكي هاي غفلت آور دنيا دور ومحفوظ مي دارد
عصاره علم وعقل .وجود آگاهي ومعرفت است
وعلم ونفس وذهن هر سه روند تكامل وتلاطم وتحول مرتبه اي .
را در انديشه ودرك ايجاد مي نمايند
وانساني كه تعالي انديشه ونفس .هر روز در او بوجود مي آيد
وطلوع شناختي دارد. يعني آگاه است
وانسان آگاه تكليف دارد. ومكلف به عمل به دستورات حق مهربان است
كسي كه .به علم وجهل وقوت وضعف ذهن ونفس خود آگاه است
مكلف مي گرددوانجام وعمل به تكليف شرعي بررفتار وتفكر او واجب مي گردد
انسان تنها موجودي است كه مي تواند از ذهن ونفس خود فاصله بگيرد
آيا يك گل وحيوان مي تواند خود را تنبيه واصلاح نمايد ؟
ولي انسان مي تواند خود را تنبيه واصلاح وباز سازي نمايد
وبراي ذهن ونفس خودچون معلم وپرستار ومشاور با شد
لذا از انسان مكلف وآگاه.
تنبلي وسستي وغفلت ورزي ورها نمودن طفل ذهن ونفس در ظلمت دنيا پذيرفته نيست
رب مهربان .مارا در دستگيري وهدايت ورحم به طفل ذهن ونفس خود ياري بفرما
رب مهربان .ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج) را تعجيل بگردان
رب مهربان .سلطنت آتش نفس ويرانگر جهال ودجال خون خوار را از جهان ريشه كن بفرما
متشكرم يا منفس الغموم مهربان
متشكرم يا مفرج الهموم
7ام آبان, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
اولين مخلوق .عقل نوري است
واولين معقول .حضرت خاتم (ع)مي باشد
ومعقول ثاني .انسان است
وانسان نمونه ي عالم هستي است
كه از عناصر عالم دنيا واز خواص عالم علوي را در نفس وتن خاكي خود دارد
وزبان جسم سخن است
ومعناي سخن ومنطق وجهت سخن .باطن وروح سخن مي باشد
وهميشه اساس گفتگو وسخن .از تصور وتصوير ذهني هر شخص آغاز مي گردد
و تصوير ذهني ابتدا در سخن وزبان وسپس در رفتار وعملكرد بروز وظهور مي نمايد
انسان عوام وعموم مردم .گل را گل مي بيند وظاهر نگر ند .
ولي انسان فكور هم گل را مي بيند .
هم در معناي وجود گل تفكر وتدبر وتعمق مي نمايد
وانسان حكيم .از زبان ودرون گل مي سرايد حتي درون گل را مي خواند ومي داند
واز كشف ظاهر علوم به اعماق باطن علوم سفر وسير مي نمايد
هر اندازه عقل ظهوريافته به نور حق متصل ومتوسل گردد
وارجاع وتذكر دائم حق داشته باشد
به همان ميزان دايره ووسعت فهم ودرك .تعمق وگستردگي مي يابد
گويي بين ميزان رجوع به حق وتعبد وتذكر نام حق مهربان
با ميزان فهم وگستردگي درك باطن وظهور عقل
رابطه ي تعالي وتناسب وهماهنگي وجود دارد
منطق حكمت .منطق درك عميق باطن معناست
محضر باطن معنا.از نور ملكوتي علوي است
انسان به واسطه ي حضور وظهور عقل بالقوه
وعقل .3. مسوليت مهم دارد
1. علم يافتن ودانا شدن با تعقل 2. بروز تكليف ورفتار با تعقل
3. در قبال نعمت عقل مسئول وجوابگو مي باشد
1.هم بانعمت عقل بر باطن ذهن ونفس وظاهر ورفتار خود علم مي يابد
2.هم بواسطه ي حضور عقل بالقوه .مكلف مي شود
وتكليف واجب دارد .ومكلف به اجرا وعمل به دستور حق
ومكلف به بالفعل نمودن نعمت عقل بالقوه مي گردد
3. هم روز حساب بايد پاسخگو ومسئول
نحوه بكار گيري تعقل وتفكرات ذهني ورفتار وعمل خود مي باشد
انسان مكلف .تا عقل بالقوه را به بلوغ وتعادل وتعالي حق وشرع پسند برساند
انسان مكلف واجب است
.براي تبديل عقل بالقوه سست به عقل بالفعل مدبربالغ است
تا بتواند هم عالم نفس وذهن خود هم عالم هستي را خلافت وتدبير نمايد
عقل با نور اسلام علوي .
منور ومدبر ومتواضع ومتعادل وتسليم وحكيم ومتعبد مي گردد
واين آثارونعمت نور اسلام بر رشد وتدبير وحكمت عقل است
عالم باطن انسان عالم خفيات ومخفي است ونور عقل .آن را كشف مي نمايد
وانسان با كشف عالم درون وباطن خود
به كشف عالم درون وباطن هستي مي پردازد
حضرت حق از شدت حضور وظهور برعالم
بر چشم وذهن خاكي ما قابل درك وفهم خاكي نيست
وبراي شناخت جزيي حق نيز نياز به درك نوري علوي با عنايت حضرت حق داريم
تازه تامل وتدبر وتذكر مدام حضرت حق مهربان
مارا به شناخت ودرك جزيي وضعيف از حضرت حق مي رساند
جاي كشف حقيقت حق .در عالم باطن وحواس باطن وبا كمك عقل است
وجاي كشف وقايع محسوس ظاهر با كمك حواس ظاهر است
وهم كشف حقايق ظاهر وهم كشف حقايق باطن .
براي تعالي ذهن ونفس واجب است
وظاهر وباطن دوساحت وجودي حضرت حق مهربان است
وصفات حق در عين تعددوكثرت در صفت جامع نور واحد وحدت واحد دارد
وجسم خاكي. همواره بر تعالي نفس وذهن .
تعليق وتوقف ومحدوديت ايجاد مي نمايد
وانسان در تمام لحظات
به تطابق وتنظيم والحاق نفس وذهن خود با انوار اسلام نياز دائم دارد
رب مهربان . در ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج) تعجيل بگردان
رب مهربان .همه ي نفوس مجنون ومتوهم جهال
ودجال .آتش زن .مظلومين را نا بود بگردان
متشكرم يا مفرج الهموم مهربان
متشكرم يا انيس القلوب
6ام آبان, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور وسرور
رب مهربانم سلام
طفل ذهن ونفس انسان .چون قطره ي زلال شبنم
در سفر به دنياي خاكي
.براي به ظهور رساندن نور عقل ودر ك در دنيا فرود آمد
طفل ذهن ونفس چون شبنم زلال .
بايد در دنياي خاكي مي غلتيد ولي خاكي نمي شد
لذا رب مهربان مطمئن بود شبنم زلال ذهن ونفس .
به آلودگي تعلقات دنياي خاكي آغشته نخواهد شد
وانسان قابليت حفظ زلاليت ذهن ونفس خود را دارد.
لذا به اين دليل انسان بار امانت پذيرفت .
بار امانت زلال ماندن ذهن ونفس درآلودگي تعلقات خاك
و براي تكامل وتكميل وحفظ شبنم زلال طفل ذهن ونفس مظلوم متعهد شد
بايد چون قطره ي باران زلال.
سفرها وخطرها وجزر ومدها وصفا ومروه ها ي خطير را مي گذراند
تا نظير قطره ي باران .سفر به چشمه وسفر به جوي وسفر به جويبار
وسفر به نهر وسفر به رود وسفر به دريا وسفر به اقيانوس ممكن گردد
گويئ قطره در هر سفر .مقام بزرگتري مي يابد تا به اقيانوس ملحق گردد
سفر شبنم زلال طفل نفس وذهن
نيز بايد از گذر راهزنان ظلمت دنيا با تدبير وسعي به سلامت بگذرد
تا به اقيانوس نور وحكمت حضرت حق متصل وملحق ومستغرق گردد
قطره شبنم زلال طفل ذهن ونفس .بايد از جوي دردمندي وفراق وحزن وهجر
وفغانها وظلمها وتزاحمها در دنياي اصطحلاك آور به سلامتي بگذرد
تا به اقيانوس بي انتهاي نور الهي مقرب گردد
اويس قرني بي تابي وعطش ودردمندي فراق
وطلب خالصانه در كسب نور فيض حق از حضرت محمد (ص) داشت
واين توكل وآه وسوز خالصانه در طلب حق سبب شد كه پيامبر (ص)
از نور باطن خود ايشان را هدايت وحمايت به سوي حق نمودند
وايشان امروز اويس قرني شد
وسفر ذهن ونفس اويس وجه وجهت به الحاق به سوي نور حق داشت
لذا نيت خالصانه جهتمند به حقيقت حق .نور حق را به سوي شما جذب نمايد
ود ر هر ذكر نا م حق مهربان .اتصالي نو تعالي آور به نور حق محقق گردد
ود ر هر جذب نور حق متعال با ذكر حق .توسط ذهن ونفس
يك قدم ومرتبه بر تعالي وتكامل وتقرب ذهن ونفس افزون گردد
وذهن ونفس از مقام طفلي به مقام بلوغ ودرك وظهور نور عقل نائل آيد
لذا سفر قطره شبنم وحفظ زلاليت شبنم
نشانه از قابليت واستعداد نفس وذهن انسان
در زلال ماندن وزلال شدن وپيوستن به نور علوي دارد
رب مهربان .مارا در حفظ زلاليت ذهن ونفس ياري بفرما
رب مهربان .ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج)را نزديك بگردان
رب مهربان .همه ي مظلومين را از چنگال آتش نفس
آدم خاران .هار ومجنون جهان آزاد بگردان
متشكرم يا انيس القلوب مهربان
متشكرم يا منور القلوب
5ام آبان, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور
رب مهربانم سلام
هر موجودومخلوقي .يك ماهيت وهويت مخصوص به خود دارد
يك سيب هويت سيبي دارد وسيب مي ماند
ويك گل هويت گلي دارد وگل باقي مي ماند
ولي انسان ماهيت متغيير (ظاهر وباطن )دارد
وانسان ماهيت (خاكي ونوري )وماهيت (نوري وناري )دارد
و ماهيت انسان .با سرعت قابل تغيير ونامشخص ونامحدود وغير متناهي است
انسان هم از بيرون وظاهر خود
وهم از درون وباطن خود مي تواند به شناخت رب مهربان برسد
وبا شناخت ودرك درون وبيرون خود به معرفت كامل رب مهربان برسد
وماهيت واقعي وحقيقي باطن انسان در عالم علوي نمايان وآشكار مي گردد
وتا لحظه ي مرگ انسان مي تواند
ماهيتش را تغيير دهد وبه ماهيت (نوري وناري )مبدل سازد
مي تواند نفس ناري را با لباس ظاهري به شكل نوري در اذهان نمايش دهد
ومي تواند نفس نوري را با غفلت تبديل به آتش نار نمايد
واز نور ايمان به آتش كفر واز كفر به ايمان
واز آتش جهل به نور علم واز علم به جهل در تغيير ماهيت باشد
ويا از نفس يزيدي آتش خو به حر عاملي مبدل گردد
مقلد حق.كسي است كه با باطن صادق وپاك
يعني نيت وزبان وذهن وقلب ورفتار حق نگر
به پيش واز دروني سازي ايمان به حق برود وثبات قدم در تفكر ورفتار داشته باشد
وظاهر ذهن ونفس وتفكر ورفتارش با باطنش منطبق ويك شكل باشد
وظاهر وباطنش هردو چون قطره ي شبنم زلال ويك رنگ باشد
واعتقاد به رب مهربان .جايگاه ومرتبه اي از معرفت وشناخت وآگاهي اوباشد
واعتقاد به رب مهربان .سبب طلوع وظهور نور عقل ودرك انسان گردد
انسان بد باطن وناصادق .زبان وذهن ورفتاروباطنش آلودگي سوءدارد
ونيتش آغشته به آلودگي توهم واغراض سوءمي باشد
ونيت .آتش توهم افروزي .درنفس و ذهن ورفتار خود وديگران دارد
وثبات تفكر ذهني ورفتار سالم نفسي ندارد
وبا آتش شعله ور توهم .نيت سوء وتاريك جهل خود
در چهار راه اميال طمع دنيا .سرگردان وبلاتكليف است
وطفل نفس وذهن .خود وديگران را به آتش ظلمت وتوهم وتباهي مي سوزاند
طلب انسان كامل از حضرت حق
طلب وروزي وقوت .معرفت نوري. حقيقت است
وطلب تقرب ونزديك شدن به حضرت حق وحقيقت مطلق است
وفرشته وملائك .مقرب در گاه حق وحقيقت هستند
ودرد عشق ودرد مندي فراق وهجران ودوري از حضرت حق ندارند
ولي انسان با دوماهيت(ظاهر وباطن )و(نوري وناري )
درد فراق وهجران وحزن ودوري از قرب حق دارد
وبايد براي رسيدن به قرب حق ورفع دردمندي نفس وذهن خود
از عالم صعب العبور گيره ها وكلاف ها وبندهاي تضادها
ودوگانگي ماهيت وتزاحم وتعارض وتعرض دجال عالم سفلي به سلامت گذر نمايد
تا به عالم تكامل وتعالي وتقرب نوري علوي برسد
وانسان با دو ماهيت ظاهري وباطني (نوري وناري )متغيير .
سفر تكاملي دراز پرمخاطره .تا ابد در پيش دارد
وتا لحظه ي مرگ قابليت تغيير وتعالي (نوري )ويا سقوط ونزول (ناري )دارد
رب مهربان. آتش نفس شعله ور .ظلم جهل. دجال زمان را خاموش بگردان
وماانسانهارا مورد رحم ولطف بي پايانت قرار بده
وظهور آقاي نور وصلح واصلاح .حضرت قائم مهربان (عج)را تعجيل بفرما





