موضوع: "تشکر"

متشکرم یا من خضع کل شئ لهیبته

25ام شهریور, 1402
متشکرم یا من خضع کل شئ لهیبته

رب مهربانم سلام

زمانی که حضرت آدم (ع) یک دانه ی گندم علوی را خورد

به أسفل دنیا هبوط و سقوط و تنزل کرد.

که در قبل متذکر شدیم که هفت دانه  ی هوی و میل آور

که در نفس أماره وجود دارد.

که عبارتند از:1.میل  و حرص مال اندوزی

2. میل  و طمع به أنانیت و قدرت دور و دراز

3.میل به شکم پروری 4. میل به کاهلی 5.میل به شهوات

6. میل به أولاد

7. دام زنان  و مردان  أشقیاءسرکش(شیطان های انسی نظر وعمل)

حال اگر از هفت دانه ی هوی و میل آور که در نفس أماره قرار دارد.

اندکی سوءاستفاده و افراط کنیم

چه سقوطی و تنزلی دامن نفس أماره را بگیرد.

و برای همیشه ارتقا و تعالی نفس أماره را خاموش و متوقف سازد.

حضرت آدم (ع) به اندازه ی مصرف دانه ای عصیان کرد.

در حضور حضرت حق و بهشت که باید

کامگاه باشد برای حضرت آدم(ع)

به  دامگاه شیطان مبدل گشت و او هبوط کرد.

حضرت آدم(ع) به اندازه ی مصرف دانه ای

رب مهربان را فراموش  و غفلت کرد.

و شیطان از آن لحظه ی اندک و دانه ی کوچک

برای سقوط و تنزل  مقام حضرت آدم(ع) بهره برد.

و اولین و آخرین ضربه را با هم بر حضرت آدم(ع)زد.

و او را در عالم أسفل ماندگار کرد.

و زمانی که حضرت آدم(ع)خود را اصلاح کرد و توبه کرد.

 تازه به رتبه ی اِصطفی آدم رسید.

این هفت دانه ی هوی و میل آور اگر رشد افراطی یابد.

هفت در جهنم  و هفت طبقه ی جهنم را بسازد.

هفت دانه ی هوی و میل آور را

در نفس أماره ی همه ی انسان ها گذاردند

و ابتلا و آزمایش با نتایج رشد هفت دانه ی

هوی و میل آور در نفس أماره آغاز گشت.

تا معلوم گردد کدام انسان این هفت دانه ی هوی و میل آور را

با اجرای دستورات شریعت حق اصلاح و ارتقا  و اعتدال می دهد.

و نفس أماره ی  درنده هفت شاخه را

به نفس لوامه و ملهمه و مطمئنه مبدل می سازد.

این هفت دانه ی هوی و میل آور در هفت عضو انسان

از مقام نظر و درک به مقام عمل و رفتار مبدل گردد.

پس انسان ها می توانند نفس أماره ی مجهز

به هفت دانه ی هوی و میل آور را با اجرای دستور شریعت حق

به هفت ثمره  و هفت در بهشت

و به صفات خداپسند و متعالی و بالا مرتبه مبدل سازند.

از آن جا که اجرای دستورات شریعت حق نورزا است.

و افاضه ی نور از فیض حضرت حق نماید.

نور حق بر هفت دانه ی هوی و میل آور نفس أماره افتد.

و آن را مبدل به هفت دانه ی بهشت زای سعادت آفرین گرداند.

و اجرای دستورات شریعت حق در انسان کشش و میل

به سمت تقوی و تزکیه ایجاد نماید.

و نفس أماره ی هفت شاخه ی درنده را خاموش و ضعیف گرداند.

که وقتی نفس أماره خاموش و ضعیف گشت

نور افاضه ی حضرت حق و نور أعمال اجرای شریعت حق

نفس  أماره را به نفوس و مراتب لوامه و ملهمه و مطمئنه ارتقا دهد.

و با افاضه ی  نور رحم حق و مراقبت عبد و نهی افراط نفس رنگارنگ

حاصلش حصول جنت المأوی باشد.

رب مهربانم همه ی ما انسان ها را

مسلط بر نفس سرکش و درنده بگردان

متشکرم یا من خضع کل شئ لهیبته

متشکرم یا من ذل کل شئ لعزته

24ام شهریور, 1402
متشکرم یا من ذل کل شئ لعزته

رب مهربانم سلام

دو گروه معاد دارند: 1.گروه سعادتمندان و 2.گروه شقاوتمندان و أشقیاء

1. گروه سعادتمندان که راضی بودند

به آن چه حق برایشان در نظر گرفت

و مخالف نفس درنده حرکت می کردند.

و در جاده ی طاعت و رضایت و عشق به حق 

و تابعیت از شریعت حق حرکت می کردند.

و به دیار صادقین و عند ربهم یرزقون وارد گردند.

2. گروه أشقیاء نیز دو طایفه اند:1. شقی عوام 2.أشقی خواص

1. عوام شقی که به پیروی از نفس تأکید دارند

و بر مخالفت با فرمان حق اصرار

و در جاده ی عصیان حرکت کرده

و در درکات دوزخ  به صورت حیوان معاد کنند.

که در دهان حرام ریختند و بر زبان حرام گفتند.

و در شهوترانی روی بهائم سفید کردند.

و این گروه  فقط بر نفس خود و خدا ظلم نمودند و نه بر نفس دیگران

 و دو نوع ظلم داشتند:ظلم بر نفس خود و ظلم بر خدا

ولی رب مهربان بر آن ها امکان اجازه ی شفاعت نبی(ص)  قرارداد.

2.خواص أشقیاء،همان کافر و منافقینی که همه ی همت خود را

بر طلب دنیا و کسب تعلقات و لذات و شهوات نفسانی و حیوانی گذارده

و پشت بر دین نمودند و دین را به دنیای أسفل فروختند.

و امکان شفاعت ندارند، زیرا این گروه سه نوع ظلم داشتند:

1. ظلم  به  نفس خود،2 ظلم به خدا در کفران

3.ظلم به  نفوس  و اموال انسان ها ی دیگر

و گستره ی ظلمشان در سه حیطه  وسیع تر است.

و همه ی عمر را در راه کسب کفر،بر سماجت و پافشاری اصرار نمودند.

 و در تولید و ایجاد و اشاعه ی مکر و حیله پیوسته تلاش نمودند.

و سرمایه گذاری کردند.این دسته ی أشقیاء  جهال اند.

که خبث عقیده و فساد توهمی و فسق در معامله دارند.

و از نَفَس های متعفن کفار و منافقین هزار شبهه و بدعت

و شک و نقص و خلل در ایمان انسان ها ظهور و ایجاد گردد.

و نفس آن ها مستعد کفر و مکر و شومی است.

و شومی شقاوت ایشان در اعتقاد دیگران سرایت کند.

استاد مکر و حیله و غفلت و معصیت اند.

و منافق صفت نفاق دارد یعنی ،دروغگوی عهد شکن خیانتگر

و أشقی یعنی استاد تعلیم کفر، که هم کفر و کفران را تعلیم می دهد.

و هم آن را اشاعه و گسترش می دهد

و در راه اشاعه ی کفر سرمایه گذاری می کند.

و منافق خود را مسلمان معرفی نماید.

و أشقیاء و منافقین از هفت دام در دنیا برای پیشبرد مقاصد

شیطانی خود بهره می برند:1.دام مال اندوزی2. دام أولاد

3.دام زنان و مردان أشقیاء سرکش(شیطان های إنسی نظر و عمل)

4. دام شهوات 5.دام مقام و قدرت و آرزوی طول و دراز

6. دام شکم پروری 7. دام کاهلی 

که شیطان  فقط  مکر نظری داشت و أشقیاء  هم مکر عملی و نظری

و مقام أشقیاء در نیرنگ وشینطشان

در عمل و نظر از شیطان خطرناک تر است.

که افتادن در یکی از این دام ها و صفات مذموم کافی است

که مقام انسان را از بهائم، به پایین تر رساند.

و انسان معاد حیوانی داشته باشد

و در قیامت به صورت حیوان ظاهر گردد.

رب مهربانم ما را از افتادن در دام های شیطان ( مکار نظری )

و اشقیاء ( مکار نظری و عملی ) محافظت بفرما

متشکرم یا من ذل کل شئ لعزته

 

 

متشکرم یا من استسلم کل شئ لقدرته

24ام شهریور, 1402
متشکرم یا من استسلم کل شئ لقدرته

رب مهربانم سلام

حضرت جبرئیل(ع) تا پشت مکان أو ادنی متوقف گشت

و او اجازه نداشت وارد آن حریم شود.

ولی به انسان و حضرت نور محمدی (ص)

اجازه بر ورود به مقام قرب فرمودید.

که فقط انسان لیاقت و اجازه داشت

هم صحبت حضرت رب الحق گردد.

 پس روح و نفس انسان تا مقام قرب أو ادنی

جای رشد و صعود و عروج داشت.

 و این روح گنجایش و وسعت و ظرفیت تقرب داشت.

همه ی أهل عالم علوی گفتند که این انسان،ظالم

ومکان اسفلی است و به عالم أعلی نرسد.

و رب مهربان فرمودید که مقام انسان

از همه ی موجودات بالا تر است.

و انسان خلیفه ی نفس خود و خلیفه ی دنیا

و خلیفه ی آخرت خود می باشد.

در این سه جا او پادشاه و فرمانروای خود است.

و بر خلقت انسان،راضی گشتید و فرمودید:

(تبارک الله أحسن الخالقین)

و انسان خاکی أسفل را بسیار گرامی داشتید

زیرا علم داشتید که اگر انسان أسفل خاکی

جهد و تلاش کند در مسیر دستورات حق

روح او ،مقام أو أدنی علوی را درک نماید.

رب مهربان انسان را با همه ظلومی و جهولی و کفوری

بسیار دوست می داشت و با جذبه ی حمایت و عنایت

حضرت حق ،او را تا أو أدنی به عروج می رساند.

و نیستی انسان را در هستی مطلق حق می آمیخت

و نفس مطمئنه و مقام أو أدنی مقام انسان هایی است که

همه ی صفات مذموم و قساوت ساز و آتش ساز را

در خود کشتند و محو نمودند.

نور مطلق شدند و به نور مطلق پیوستند.

از نور آمدند و نور شدند و نور ماندند و به نور پیوستند.

حال انسان،تو خود می دانی که نفست قساوت آتشین دارد.

یا نور غرق در نور مطلق است.

که خیر و شر بر تو روشن گردید.

و رب مهربان بر نفس قسم یاد کرد.

که این نفس،فجور و خیر و شرش را می داند و می فهمد.

رب مهربان،همه ی انسان ها را در درگاه رحمتت

مورد رحم و تعالی قرار بده

متشکرم یا من استسلم کل شئ لقدرته

متشکرم یا من تواضع کل شئ لعظمته

24ام شهریور, 1402
متشکرم یا من تواضع کل شئ لعظمته

رب مهربانم سلام

قبل از آن که روح انسان در قالب تن ساکن شود.

آن را بر انواع آتش ها و مراتب نور ها

و خیر و شر آن ها آگاه  ساخته و تعلیم فرمودید.

که گاه آتش نشانه ی آتش غضب باشد.

و گاه نشانه ی آتش غلبه ی صفت شیطنت شیطان باشد.

و گاه آتش قهر باشد و گاه آتش حسد و آتش کینه

وآتش نفاق و آتش نیرنگ و آتش خدعه و آتش دروغ

وآتش فساد وآتش قساوت و آتش لعانت و آتش کثیفی

وآتش رذالت و آتش ظلمت و آتش تکبر و تمرّد و آتش عصیان

و از مراتب نور به روح انسان تعلیم فرمودید.

از نور عدالت ،نور سخاوت،نور شهامت،نور شهادت،نور شجاعت

نور صیانت،نور غیرت،نور سعادت،نور وساطت،نور شریعت

نور معرفت،نور نبوت و امامت،نور ولایت،نور لطافت،نور محبت

نور هدایت،نور شعف،نور وجد،نور ذوق،نور شوق،نور ذکر،نور نماز

نور وضو،نور زکات،نورحج،نور اسلام،نور غسل

نور عبادت، نور قضاوت،نور جهاد،نور ایثار،نور علم،نور رحم و…

و حال خود قضاوت کن که کدام نور ایجاد لطافت 

و کدام آتش ایجاد قساوت نماید.

و مراتب لطافت و مراتب قساوت روح را قیاس نما

مراتب از لطافت نور نفس تا قساوت نفس آتشین

تبدیل شدن نور لطیف علوی به سنگ آتشین قسی سفلی

رب مهربان در این سیر عوالم روح از آفاق تا انفس

بر خیر و شرهای نفس تعلیم فرمودید.

و بر نفس های أماره و لوامه و مطمئنه قسم یاد کردید.

و هر کس بر حسب صداقت با نفس خود بر آنچه آموخت

یا وفای به عهد کرد در امانت داری نفس خود

یا به عهد وفادار نماند و در شرارت نفس خود کوشید.

و هر روح نفس خود را با اختیار خود

به أماره گی و لوامه گی و مطمئنه گی رساند.

پس هر نفسی بنا بر تلاش و جهد خود

و میزان استعانت از رب،

به استحقاق و ارتقا و تعالی  مرتبت در نفس خود رسد.

رب مهربانم ،همه ی ما انسان ها را در ارتقای نفس خود یاری فرما

متشکرم یا من تواضع کل شئ لعظمته

متشکرم یا جامع

23ام شهریور, 1402
متشکرم یا جامع

رب مهربانم سلام

رب مهربانم از همه ی عوالمی که خلق فرمودید

در انسان هم به ودیعه  گزاردید.

و انسان را جامع العوالم  و عالم العوالم خلق کردید.

و انسان را در عالم روح بر همه ی عوالم افلاک

انجم و عناصر و بهایم و نباتات و عوالم مقام انسان

و خیر و شر انسان سیر داده و آگاه ساختید.

و انسان در این عوالم سیر کرد

و با خیر و شر عوالم و حقایق آگاه شد و ان را پذیرفت.

رب مهربان انسان را از علم عوالم و خیر و شر آن آگاه ساختی

تا انسان بار امانت را باآگاهی بپذیرد.

و در روز قیامت حق،کوتاهی ها بر نفس خویش را بپذیرد.

و انسان فجور و تقوا را دید و آموخت

و خیر و شر آن را پذیرفت.

رب مهربان روح انسان را قبل از تعلق به تن خاکی

در عالم عناصر سیر دادید

و با چهار عنصر خاک،آب ، آتش و باد آشنا ساختید.

و انسان را با خیر و شر و نفع و ضرر این عناصر

آگاه ساختید و تعلیم فرمودید.

وقتی روح را بر عالم عناصر بر عنصر خاک سیر دادید.

و خیر و شر خاک را به انسان تعلیم فرمودید.

فرمودید که صفات خاک پر از نشیب ها،چاله ها و موانع

ظلمات، خرابه ها،امور فساد آور،امور کدورت آور،کثیفی و ثقل است.

با توجه به این که خاک تن شرور است .

قابلیت لطافت،پاکی و لطیف شدن را دارد.

و انسان می تواند با کمک روح لطیف خود که از عالم علوی است.

خاک ظلمانی  شرور تن را به خاک لطیف و علوی مبدل سازد.

و به عنصر خاک تعالی بخشد در معدن تن خاکی

در سفر سیر و شناخت بر عالم عنصر آب

به انسان تعلیم فرمودید که چون آب پاک و زلال بماند.

و از امیال بگذرد و توقف نکند.

و به حرکت و تلاش برای خالص شدن و تعالی ادامه دهد.

که توقف در امیال کدورت زا و لطافت زدا است.

در سفر شناخت به عالم عنصر آتش که روح انسان را سیر دادید.

و به او خیر و شرش را تعلیم فرمودید.

و در این سیر انواع آتش ها و شعله ها و گرمی ها و حرارت ها را

به انسان تعلیم فرمودید.

از خیر و شر آتش ،که آتش خشم و شعله ی غضب  وآتش کینه

مذاب آور است و دود حسادت باعث خفقان نفس می گردد.

و فرمودید از گرمای محبت و حرارت و نور عشق معنوی

و دوری از آتش عشق مادی و در سفر شناخت عالم عنصر

هوا و باد،از خیر و شرش تعلیم فرمودید.

و به انسان فرمودید که انسان مراقب باشد.

تا افراط در میل و هوی نفس چون باد او را نبرد.

و چون طوفان به هر سو و جهت  پرتاب ننماید.

و مراقب امیال سرکش خود باشد.

تا چون تند بادی معدن تن را فرو نپاشد

و بنیان نفس سرکش را از ریشه جدا نسازد.

در سفر به افلاک و آسمان ها روح انسان را

قبل از آن که در قالب تن ساکن سازید.

به عالم افلاک و آسمان ها سیر دادید.

و خیر و شرش را به او تعلیم فرمودید.

و فرمودید که ای انسان جای روح تو در اسفل تن و زمین نیست.

و باید یاد بگیری  که بر اوج آسمان ها

و عوالم عروج و صعود کنی و تعالی یابی

که خانه ی تو عالم علوی است و فریب عالم اسفل را نخوری

و به خواب غفلت نروی

و در سیر و سفر روح انسان بر عالم ملکوت

و ستارگان و کهکشان ها به انسان فرمودید که

از ستارگان  و ملکوتیان بیاموزد همراهی و همدلی با رب مطلق را

و گرد کعبه ی حق  گردد و نه گرد میل نفس سرکش

تا عروج و تعالی یابد.

در سفر روح انسان بر عالم بهایم و چهارپایان

به انسان تعلیم فرمودید که هر صفت مذموم در نفس انسان

به شکل چهار پایی در قیامت ظاهر گردد.

و اگر در قیامت به شکل چهارپا ظاهر شد.

نشانه ی آن باشد که آن صفت حیوانی

در او ملکه و غالب و فرمانروا گشته است.

و در سفر بر عالم نباتات،به روح انسان تعلیم فرمودید که

از گیاهان حرکت و رشد و ارتقا به سوی نور و مفید بودن

و طراوت و سبزی و تلاش و شکوفایی و زنده شدن در بهار 

و ثمره بخش و مفید فایده بودن در تابستان

و مردن در زمستان را که هر یک نشانه و پندی است 

در طبیعت ،که بیاموزد و عبرت گیرد.

و خیر و شر این سفر ها را به یاد بسپارد و عبرت گیرد.

ولی من انسان بازیگوش همه ی نصایح و تعالیم

عالم علوی را فراموش  کردم.

ای رب مهربان بر من ظلوم و جهول و کفور با عنایت خود رحم بفرما

متشکرم یا جامع مهربان