متشكرم يا منور القلوب
5ام آبان, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور
رب مهربانم سلام
هر موجودومخلوقي .يك ماهيت وهويت مخصوص به خود دارد
يك سيب هويت سيبي دارد وسيب مي ماند
ويك گل هويت گلي دارد وگل باقي مي ماند
ولي انسان ماهيت متغيير (ظاهر وباطن )دارد
وانسان ماهيت (خاكي ونوري )وماهيت (نوري وناري )دارد
و ماهيت انسان .با سرعت قابل تغيير ونامشخص ونامحدود وغير متناهي است
انسان هم از بيرون وظاهر خود
وهم از درون وباطن خود مي تواند به شناخت رب مهربان برسد
وبا شناخت ودرك درون وبيرون خود به معرفت كامل رب مهربان برسد
وماهيت واقعي وحقيقي باطن انسان در عالم علوي نمايان وآشكار مي گردد
وتا لحظه ي مرگ انسان مي تواند
ماهيتش را تغيير دهد وبه ماهيت (نوري وناري )مبدل سازد
مي تواند نفس ناري را با لباس ظاهري به شكل نوري در اذهان نمايش دهد
ومي تواند نفس نوري را با غفلت تبديل به آتش نار نمايد
واز نور ايمان به آتش كفر واز كفر به ايمان
واز آتش جهل به نور علم واز علم به جهل در تغيير ماهيت باشد
ويا از نفس يزيدي آتش خو به حر عاملي مبدل گردد
مقلد حق.كسي است كه با باطن صادق وپاك
يعني نيت وزبان وذهن وقلب ورفتار حق نگر
به پيش واز دروني سازي ايمان به حق برود وثبات قدم در تفكر ورفتار داشته باشد
وظاهر ذهن ونفس وتفكر ورفتارش با باطنش منطبق ويك شكل باشد
وظاهر وباطنش هردو چون قطره ي شبنم زلال ويك رنگ باشد
واعتقاد به رب مهربان .جايگاه ومرتبه اي از معرفت وشناخت وآگاهي اوباشد
واعتقاد به رب مهربان .سبب طلوع وظهور نور عقل ودرك انسان گردد
انسان بد باطن وناصادق .زبان وذهن ورفتاروباطنش آلودگي سوءدارد
ونيتش آغشته به آلودگي توهم واغراض سوءمي باشد
ونيت .آتش توهم افروزي .درنفس و ذهن ورفتار خود وديگران دارد
وثبات تفكر ذهني ورفتار سالم نفسي ندارد
وبا آتش شعله ور توهم .نيت سوء وتاريك جهل خود
در چهار راه اميال طمع دنيا .سرگردان وبلاتكليف است
وطفل نفس وذهن .خود وديگران را به آتش ظلمت وتوهم وتباهي مي سوزاند
طلب انسان كامل از حضرت حق
طلب وروزي وقوت .معرفت نوري. حقيقت است
وطلب تقرب ونزديك شدن به حضرت حق وحقيقت مطلق است
وفرشته وملائك .مقرب در گاه حق وحقيقت هستند
ودرد عشق ودرد مندي فراق وهجران ودوري از حضرت حق ندارند
ولي انسان با دوماهيت(ظاهر وباطن )و(نوري وناري )
درد فراق وهجران وحزن ودوري از قرب حق دارد
وبايد براي رسيدن به قرب حق ورفع دردمندي نفس وذهن خود
از عالم صعب العبور گيره ها وكلاف ها وبندهاي تضادها
ودوگانگي ماهيت وتزاحم وتعارض وتعرض دجال عالم سفلي به سلامت گذر نمايد
تا به عالم تكامل وتعالي وتقرب نوري علوي برسد
وانسان با دو ماهيت ظاهري وباطني (نوري وناري )متغيير .
سفر تكاملي دراز پرمخاطره .تا ابد در پيش دارد
وتا لحظه ي مرگ قابليت تغيير وتعالي (نوري )ويا سقوط ونزول (ناري )دارد
رب مهربان. آتش نفس شعله ور .ظلم جهل. دجال زمان را خاموش بگردان
وماانسانهارا مورد رحم ولطف بي پايانت قرار بده
وظهور آقاي نور وصلح واصلاح .حضرت قائم مهربان (عج)را تعجيل بفرما
متشكرم يا ستار العيوب
4ام آبان, 1402الهم عجل لوليك الفرج
رب مهربانم سلام
در انتقال ودرك وفهم حقيقي مفاهيم
از 3. نوع سخن حق نگر بهره مي گيريم
1.سخن حق نگر حكمت (كه اساس وريشه قرآن وروايات دارد )
2. سخن حق نگر موعظه حسنه (خطابه)
3.سخن حق نگر جدال حسن
(سخني كه به اثبات حق مهربان وحقيقت مي پردازد )
سخن حق نگر حكمت بدليل منشاء نوري علوي
مانند نور عقل از جاودانگي مي آيد
وسخن حكمت حق نگر باطني است .وجاودان وابدي وپايان وانتها ندارد
وحكيم فكر واثرش جاودان ابدي است وجاويدان مي ماند
عقل انسان خالق وزن وميزان واعتدال واوزان وموزونيت است
وعقل طالب پذيرش .
سخنان موزون وحكيمانه وجاودان وحقيقي ومتعادل ابدي است
وسخنان حضرت حق حكيم .جاودان ابدي هستند
وحكمت كلام در گذر زمان در اثبات حقيقت حق ثابت است
وبدون تحريف مي مانند زيرا سخن حق مهربان هستند
سخن حكمت .نور عقل انسان را تقويت مي نمايد
ونور عقل .از انسان مبدع ومدبر وشاهد ومشهود وقاضي
وحكيم حكمت .جاودان مي سازد
عقل اولين موجود خلقت واولين مخلوق است .
ونور عقل از نور علوي نامتناهي افاضه مي گردد
ونور عقل ونور حكمت .
انتها وپايان ومحدوديت وتوقف ندارد وبه نور ابدي ملكوت علوي متصل است
واز ازل تا ابد حكمت از نور عقل صادر مي گردد
عالم ظاهر دنيا .آغاز وپايان واتمام دارد
ظاهر سخن .بدون هدف وجهت الهي .هم آغاز وپايان واتمام دارد
ولي حكمت .باطن سخن جهت دار است
.ووجه وجهت سخن به سوي تعالي حق دارد
.وبه عالم نور وصل وپايان واتمام ندارد وزنده ابدي است
نظير حكمت سخن قرآن معظم .
كه تا ابد نورش جاودان مي ماند ونورش ابدي است
نماز نيز .سخن حكمت قرآن.وحق مهربان .است
وسخن نماز حكيم . باطن جاودان دارد واز نور حكمت ابدي حق مهربان است
لذا خواندن نماز وقرآن معظم .
مستغرق شدن وتبرك يافتن از نور لطف وحكمت حق مهربان است
ووحي نيز سخن حكمت واز باطن حضرت نبي (ع)افاضه گردد
ومتصل به باطن نور حق مهربان وجاودان ابدي است لذا
1.سخن حكمت قرآن جاودان
2. سخن حكمت جاودان وحي وروايات انبياء وامامان (ع)
3. سخن حكمت جاودان نماز .هر سه سخن .
نور حكمت جاودان حضرت حق مهربان است
وبه نور علوي حق متصل ابدي است
لذا گفتن ذكر نور واتصال به نور حق مهربان .
در رويش نور عقل انسان بسيار سودمند است
وانسان حق ياب .به حق رسد وانسان شر ياب وجهل ياب .به شر وشرارت رسد
وانسان در تلاش وكشمكش مدام
در نجات وياري .طفل ذهن ونفس خود از يوغ آتش وشراره جهل است
وخوبي ها مطلق هستند .وبديها وشرها وبلاها نسبي هستند
وبدي مطلق .فاقد خيريت وجود ندارد
ونور عقل عاقل .شر را به خير مبدل سازد
وآتش شر جاهل مجنون .جهان وعالم را در آتش جهل بسوزاند
رب مهربان .آتش جهل ووهم وجنون دجال زمان همه ي عالم را فراگرفته
به واسطه ي نور لطف حضرت حجت زمان .حضرت قائم (عج)
شراره آتش نفس دجال مجنون زمان را خاموش ونابود ومحو بگردان
متشكرم يا ستار العيوب مهربان
متشكرم يا طبيب القلوب
3ام آبان, 1402رب مهربانم سلام
گذر گاه وگردنه ي دنيا كدورت ساز .است
ودنيا ظرف خاكي .و آزمايشگاه حق تعالي است
ظرفي كه همه ي انسانها د رآن .
در رصد ميكروسكوپ علوي آزمايشگاه الهي قرار داريم
ظرفي كه مستعدترين انسانها از باتلاق آن
با موفقيت خارج مي شوند وعروج مي يابند
وضعيف ترين نفوس وذهن ها معدوم ابدي مي گردند
وتكميل وكامل ساختن طفل ذهن وطفل نفس ضعيف
با گذراز غلظتهاي چسبناك تعلقات وموانع ومقيدات دنيا
وبندهاي بستگي ودلبستگي ووابستگي ممكن مي گردد
وهدف آفرينش .رساندن انسان به تقرب حق . با رويش حكمت ونور عقل.
در ذهن ورفتار مي باشد
انسان در اين سفر چسب ناك تمايلات دنيايي
بايد صفات حق پسند در شريعت حق را .به طفل ذهن وطفل نفس خود بياموزد
وطفل ذهن وطفل نفس
را به تعالي مورد نظر شريعت حق برساند تا تقرب به حق يابد
وبهترين آرزو وخواسته ي انسان
آزاد نمودن طفل نفس وذهن .از درنده گي انانيت وتكبر ولجاجت خود است
وشاءن ومقام دادن متعالي .به طفل ذهن ونفس ضعيف خود مي باشد
وانسان ضعيف بايد هرروز زمين خاكي نفس وذهن خود را شخم بزند
وهر روز طفل نفس وذهن خودرا در ترازوي شرع حق .
وزن وبرسي ووارسي .وميزان رشد وارتقاء ذهن ونفس خودرا نمره گذاري نمايد
رب مهربان حكمت ونور عقل را در قرآن قرار داد
وانبياءوامامان (ع) را براي آموزش وظهور نور حكمت در عقل .
به ميان انسانها فرستاد
رب مهربان هم كتاب تقويتي قرآن معظم .
وهم آموزگار رفيع شاءن انبياءوامامان (ع)را .
براي رشد طفل ضعيف .ذهن ونفس . انسان فرستاد
تا عقل عاقل .وذهن ونفس متخلق به اخلاق حق پسند وكامل گردندوظهور يابند
پس ظهور حكمت ونور عقل .
در بستر وگذر از موانع چسب ناك ووقايع وتضادهاي دنيا حاصل گردد
انجام دستورات وتكاليف شرعي حق براي محافظت از
نور حكمت وعقل در انسان مي باشد
تا اين نور عقل با انجام تكاليف شرعي حق هر روز روشن بماند وخاموش نگردد
وحضور وقايع وبلاها ي چسبنده در بستر تضادها وتفاوتها
براي شناخت وتعليم .وتشخيص شاءن
عوامل ارتقاءدهنده وعوامل تنزل آور طفل ذهن وطفل نفس مي باشد
تابا درك وجذب عوامل ارتقاءدهنده وتعالي آور حق .
آنها را جذب ذهن ونفس خود نماييم
واز عوامل تنزل آور وسقوط آور ذهن ونفس دوري و آن را نفي نماييم
پس دستورات شريعت حق هم اتمام حجت است
وهم حضور نعمت .وهم نقشه ي راه تعالي نفس وذهن است
تا انسان آزادانه صعود وتعالي نفس وذهن .
وسقوط وتنزل نفس وذهن خود را انتخاب نمايد
وتربيت طفل نفس وذهن .با مجاهده ومراقبه وتذكر حق
وملاطفت وخودشناسي ومحاسبه ي نفس در هر روز حاصل گردد
رب مهربان مارا در حمايت وهدايت طفل ذهن ونفس خود ياري وحمايت بفرما
متشكرم يا طبيب القلوب مهربان
متشكرم يا مقلب القلوب والابصار
2ام آبان, 1402رب مهربانم سلام
وهم وگمان واوهام وتوهم وتخيل داني .
بدون هدف متعالي است .ومعني وتعالي ندارد
ومانع ظهور عقل مي گردد
عصاره مقوي ظهور نور عقل. عمل به دين وقرآن است
وقرآن وشريعت حق .
مركب سير انسان در دريچه ي ملكوت علوي ونور حق مهربان است
حكمت كلام حق نورزاوحكمت ذوقي است
وحركت مدام در همنشيني وهمجواري با نور علوي را تسريع مي بخشد
در حكمت كلام حق .با بكارگيري منطق وذكر حق
به اصل ومبداء خلقت رجوع ويادآوري مدام مي نماييم
ودر حكمت ذوقي باشوق و خلوص نيت در نظر وعمل
به سمت اجراي مدام فرامين الهي گام بر مي داريم
واغراض وتمنيات نفس اماره طفل صفت را
محدود به تامين ضرورت ها مي نماييم
تامل وتدبر در علم حكمت قرآن باعث رويش وزايش وارتقاءنور عقل مي گردد
رب مهربان با تعليم علم مطبوع اسماءالهي در زمان خلقت انسان
انسان را در درك بهتر وبكارگيري مدام فرامين الهي ياري وحمايت مي فرمايد
اگر در ياد آوري مدام ذكر حق كوتاهي وغفلت نماييم
در جاده گم كردگان راه .سرگردان انتخاب هزار راهه هاي دروغين دنيا مي گرديم
پس حبل وريسمان محكم متين قرآن ووتوسل به انبياءواولياء(ع)را رها ننماييم
قرآن معظم .كتاب تكوين وتعليم ومددكار همه ي انسانها در عالم خاك
قرآن معظم .نماد ميزان وسنجش وارزيابي در دو حيات دنيا وآخرت است
قرآن معظم .دو حيات دنيايي وظاهري .وباطني وعلوي دارد
وبه مسير ظاهر وباطن دوعالم .علم ابدي واشراف دارد
وقرآن دستورات تعالي انسان را ياد آوري مي نمايد. ونقشه راه به نور علوي است
ودر عالم 3كتاب كلي حاضر است
1.جسم كتاب .ظاهر قرآن معظم است
.وباطن قرآن .حي وشاهد وشفيع وحاضر در نوري علوي است
2.كتاب ظاهر جسم انسان .وكتاب باطن اعمال نوري يا ناري انسان
دقت نماييم كه. در كتاب نفس وذهن خود چه مطالبي مي نويسيم وبه تصوير مي كشيم
3. كل كتاب عالم دنيا .جسم وظاهر هستي دنياست
وباطن هستي دنيا مستغرق در ذكر نور حق مهربان است
وكل كتاب عالم هستي
در وجه وسوي حضرت حق با ذكر مدام حق در طواف وسير مدام است
قرآن معظم .مجموع ميزان هاوسنجش وارزيابي هاي حقي را دارد
قرآن معظم .كل مقياس هاي عقلي وحكمي عالم را در خود دارد
وقرآن معظم .ظاهر دنيايي وباطن نوري وعلوي دارد
وقرآن معظم .شاهد وشفيع روز محشر .وحيات و.حي ابدي دارد
ومعاد واقعي بازگشت ورجوع به اصل بدايت باطن خود است
رب مهربان .قرآن حي وشاهدرا .شفيع روز محشر ما قرار بده
متشكرم يا مقلب القلوب مهربان
متشكرم يا كاشف الكروب
1ام آبان, 1402رب مهربانم سلام
با شناخت ودرك صفات سلبي واثباتي حضرت حق
صفات وحضور رب مهربان را در سطح فهم خاكي درك مي نماييم
وقرآن معظم .با بكارگيري تشبيه وتنزيه
صفات رب مهربان را براي فهم بهتر انسان خاكي تشريح مي نمايد
وباگفتگو در صفات حق .وجه وجهت انديشه وسخن نمايان مي گردد
وگفتگو وسخن گفتن از رب مهربان .نشان از حضور نور عقل دارد
وسعت نور عقل .در تن خاكي قبض محدود ودر رنج حبس تن است
نور عقل .در پس زندان تن به افق رها شدن در علوي اميد وار است
ومعجزه حضرت پيامبر (ص)قرآن معظم است
وماهيت تكلم وكلام صدق وحق .از حضور نور عقل است
وبدون نور عقل .انديشه وتفكر وسخن حق گو وحق جو يانه بر زبان جاري نمي گردد
وعقل نوري. هنگامي كه از عالم علوي نوري در جسم سفلي خاكي ساكن شد
نور عقل با تروح در جسم خاكي .مكدر ودر حبس خاك تنزل يافت
گويي بر سطح آينه خاك پاشند وسطح آن كدر ومكدر تاريك گردد
چرا انسان حضور ووضوح همه ي اشياء را در اطراف وبيرون خود درك مي نمايد
وطفل عقل وذهن ونفس خاك گر فته در بند خود را نمي بيند
طفل عقل ونفس وذهني كه چون زنداني
ساعتها به اميد توجه ورسيدگي ما در زندان درون تن منتظر نجات وياري ماست
چرا از كمك وياري به نجات نفس وذهن خود روي گردانيم ودوري مي جوييم ؟
چرا وقتي سخن از كمك به نفس وذهن خودمان مي شوداز خود فرار مي نماييم ؟
چرا براي ذهن ونفس خودمان كه در زندان خاك تن منتظر كمك نشسته .
قوت نوري فراهم نمي نماييم ؟
وفيض رب مهربان از دريچه ي
زوجيت تضادي تكويني پديده ها(بهار وزمستان )و(بلا ونعمت )و(خير وشر )غيره
بر انسان ومخلوقات افاضه گردد
ودرك وشناخت ودروني سازي صفات اسماء الهي وكسب اين صفات در خود
براي رسيدن به تكامل وتقرب به حق مهربان است
تجلي وحدت صفات حق واحد مطلق .
بركثرت صفات مخلوقات عالم متجلي ومحيط است واحاطه دارد
وهمه ي صفات حق در صفت نور واحد متجلي الحضور است
وانسان با فهم ودرك خاكي براي شناخت ذات كل حق مطلق
از صفات كثير ومتنوع ظاهر در مخلوقات
در تعبير وتفسير ودرك بهتر حضور حضرت حق مهربان بهره مي گيرد
وعقل نوري 1. هم مدركات حسي ظاهري را معني نوري مي نمايد
2. هم از درك معقولات عميق باطني نوري دچار ابتهاج ولذت وشعف مدام نوري مي گردد
رب مهربان نفس وذهن خاكي مارا در دريافت معاني نوري حمايت وهدايت بفرما
متشكرم يا كاشف الكروب مهربان





