متشكرم يا مفرج الهموم

7ام آبان, 1402
متشكرم يا مفرج الهموم

اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور

اولين مخلوق .عقل نوري است 

واولين معقول .حضرت خاتم (ع)مي باشد 

ومعقول ثاني .انسان است 

وانسان نمونه ي عالم هستي است

كه از عناصر عالم دنيا واز خواص عالم علوي را در نفس وتن خاكي خود دارد 

وزبان جسم سخن است 

ومعناي سخن ومنطق وجهت سخن .باطن وروح سخن مي باشد 

وهميشه اساس گفتگو وسخن .از تصور وتصوير ذهني هر شخص آغاز مي گردد

و تصوير ذهني ابتدا در سخن وزبان وسپس در رفتار وعملكرد بروز وظهور مي نمايد 

انسان عوام وعموم مردم .گل را گل مي بيند وظاهر نگر ند .

ولي انسان فكور هم گل را مي بيند .

هم در معناي وجود گل تفكر وتدبر وتعمق مي نمايد 

وانسان حكيم .از زبان ودرون گل مي سرايد حتي درون گل را مي خواند ومي داند 

واز كشف ظاهر علوم به اعماق باطن علوم سفر وسير مي نمايد 

هر اندازه عقل ظهوريافته به نور حق متصل ومتوسل گردد

وارجاع وتذكر دائم حق داشته باشد 

به همان ميزان دايره ووسعت فهم ودرك .تعمق وگستردگي مي يابد

گويي بين ميزان رجوع به حق  وتعبد وتذكر نام حق مهربان

با ميزان فهم وگستردگي درك باطن وظهور عقل

رابطه ي تعالي وتناسب وهماهنگي وجود دارد 

منطق حكمت .منطق درك عميق باطن معناست 

 محضر باطن معنا.از  نور ملكوتي علوي است 

انسان به واسطه ي حضور وظهور عقل بالقوه 

وعقل .3. مسوليت مهم دارد

1. علم يافتن ودانا شدن با تعقل 2. بروز تكليف ورفتار با تعقل

3. در قبال نعمت عقل مسئول وجوابگو  مي باشد  

1.هم بانعمت عقل بر باطن ذهن ونفس وظاهر ورفتار خود علم مي يابد 

2.هم بواسطه ي حضور عقل بالقوه .مكلف مي شود 

وتكليف واجب دارد .ومكلف به  اجرا وعمل به  دستور حق

ومكلف به بالفعل نمودن نعمت عقل بالقوه مي گردد

3. هم روز حساب بايد پاسخگو ومسئول

نحوه  بكار گيري تعقل وتفكرات ذهني ورفتار وعمل خود مي باشد 

انسان مكلف .تا عقل بالقوه را به بلوغ وتعادل وتعالي حق وشرع  پسند برساند 

انسان مكلف واجب است

.براي تبديل عقل بالقوه سست به عقل بالفعل مدبربالغ است 

تا بتواند هم عالم نفس وذهن خود هم عالم هستي را خلافت وتدبير نمايد 

عقل با نور اسلام علوي .

منور ومدبر ومتواضع ومتعادل وتسليم وحكيم ومتعبد مي گردد

واين آثارونعمت  نور اسلام بر رشد وتدبير وحكمت عقل است 

عالم باطن انسان عالم خفيات ومخفي است ونور عقل .آن را كشف مي نمايد 

وانسان با كشف عالم درون وباطن خود

به كشف عالم درون وباطن هستي مي پردازد 

حضرت حق از شدت حضور وظهور برعالم

بر چشم وذهن خاكي ما قابل درك وفهم خاكي نيست 

وبراي شناخت جزيي حق نيز نياز به درك نوري علوي با عنايت حضرت حق داريم 

تازه تامل وتدبر وتذكر مدام حضرت حق مهربان

مارا به شناخت ودرك جزيي وضعيف از  حضرت حق مي رساند 

جاي كشف حقيقت حق .در عالم باطن وحواس باطن وبا كمك عقل است 

وجاي كشف وقايع محسوس ظاهر با كمك حواس ظاهر است

وهم كشف حقايق ظاهر وهم كشف حقايق باطن .

براي تعالي ذهن ونفس واجب است 

وظاهر وباطن دوساحت وجودي حضرت حق مهربان است 

وصفات حق در عين تعددوكثرت در صفت جامع نور واحد  وحدت واحد دارد

وجسم خاكي. همواره بر تعالي نفس وذهن .

تعليق وتوقف ومحدوديت ايجاد مي نمايد 

وانسان در تمام لحظات

به تطابق وتنظيم والحاق نفس وذهن خود با انوار اسلام نياز دائم دارد

رب مهربان .  در ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج) تعجيل بگردان 

رب مهربان .همه ي نفوس مجنون  ومتوهم جهال

ودجال .آتش زن .مظلومين را نا بود بگردان 

متشكرم يا مفرج الهموم مهربان 

  

 

 

 

 

 

 

متشكرم يا انيس القلوب

6ام آبان, 1402
متشكرم يا انيس القلوب

اللهم عجل لوليك الفرج النور وسرور 

رب مهربانم سلام 

طفل ذهن ونفس انسان .چون قطره ي  زلال شبنم

در سفر به دنياي خاكي

.براي به ظهور رساندن نور عقل ودر ك در دنيا فرود آمد 

طفل ذهن ونفس چون شبنم زلال .

بايد در دنياي خاكي مي غلتيد ولي خاكي نمي شد 

لذا رب مهربان مطمئن بود شبنم زلال ذهن ونفس .

به آلودگي تعلقات دنياي خاكي  آغشته نخواهد شد 

وانسان قابليت حفظ زلاليت ذهن ونفس خود را دارد.

لذا   به اين دليل  انسان  بار امانت پذيرفت .

بار امانت زلال ماندن ذهن ونفس درآلودگي  تعلقات خاك 

و براي تكامل وتكميل وحفظ شبنم زلال طفل ذهن ونفس مظلوم متعهد شد 

بايد چون قطره ي باران زلال.

سفرها وخطرها وجزر ومدها وصفا ومروه ها ي خطير را مي گذراند 

تا  نظير قطره ي باران .سفر به چشمه وسفر به جوي وسفر به جويبار 

وسفر به نهر وسفر به رود وسفر به دريا وسفر به اقيانوس ممكن گردد

گويئ قطره در هر سفر .مقام بزرگتري مي يابد تا به اقيانوس ملحق گردد

سفر شبنم زلال طفل نفس وذهن

نيز بايد از گذر راهزنان ظلمت دنيا با تدبير وسعي  به سلامت بگذرد 

تا به اقيانوس نور وحكمت حضرت حق متصل وملحق ومستغرق  گردد

قطره شبنم زلال طفل ذهن ونفس .بايد از جوي دردمندي وفراق وحزن وهجر 

وفغانها وظلمها وتزاحمها در دنياي اصطحلاك آور به سلامتي بگذرد 

تا به اقيانوس بي انتهاي نور الهي مقرب گردد

اويس قرني بي تابي وعطش ودردمندي فراق

وطلب خالصانه در كسب نور فيض حق از حضرت محمد (ص) داشت 

واين توكل وآه وسوز خالصانه در طلب حق  سبب شد كه پيامبر (ص)

از نور باطن خود ايشان را هدايت وحمايت به سوي حق نمودند 

وايشان امروز اويس قرني شد 

وسفر ذهن ونفس اويس وجه وجهت به الحاق به  سوي نور حق داشت 

لذا نيت خالصانه جهتمند به حقيقت حق .نور حق را به سوي شما جذب نمايد 

ود ر هر ذكر نا م حق مهربان .اتصالي نو تعالي آور به نور حق محقق گردد

ود ر هر جذب نور حق متعال با ذكر حق .توسط ذهن ونفس

يك قدم ومرتبه بر تعالي وتكامل وتقرب ذهن ونفس افزون گردد

وذهن ونفس از مقام طفلي به مقام بلوغ ودرك وظهور نور عقل نائل آيد 

لذا سفر قطره شبنم وحفظ زلاليت شبنم

نشانه از قابليت واستعداد نفس وذهن انسان 

در زلال ماندن وزلال شدن وپيوستن به نور علوي  دارد 

رب مهربان .مارا در حفظ زلاليت ذهن ونفس ياري بفرما 

رب مهربان .ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج)را نزديك بگردان 

رب مهربان .همه ي مظلومين را از چنگال آتش نفس 

آدم خاران .هار ومجنون جهان آزاد بگردان 

متشكرم يا انيس القلوب مهربان 

 

 

متشكرم يا منور القلوب

5ام آبان, 1402
متشكرم يا منور القلوب

اللهم عجل لوليك  الفرج النور

رب مهربانم سلام 

هر موجودومخلوقي  .يك ماهيت وهويت مخصوص به خود دارد 

يك سيب هويت سيبي دارد وسيب مي ماند 

ويك گل هويت گلي دارد وگل باقي مي ماند 

ولي انسان ماهيت متغيير (ظاهر وباطن )دارد 

وانسان ماهيت (خاكي ونوري )وماهيت (نوري وناري )دارد 

و ماهيت انسان .با سرعت قابل تغيير ونامشخص ونامحدود وغير متناهي است 

انسان هم از بيرون وظاهر خود

وهم از درون وباطن خود مي تواند به شناخت رب مهربان برسد 

وبا شناخت ودرك درون وبيرون خود به معرفت كامل رب مهربان برسد 

وماهيت واقعي وحقيقي باطن انسان در عالم علوي نمايان وآشكار مي گردد

وتا لحظه ي مرگ انسان مي تواند

ماهيتش را تغيير دهد وبه ماهيت (نوري وناري )مبدل سازد 

مي تواند نفس ناري را با لباس ظاهري به شكل نوري در اذهان نمايش دهد 

ومي تواند نفس نوري را با غفلت تبديل به آتش نار نمايد  

واز نور ايمان به آتش كفر واز كفر به ايمان

واز آتش جهل به نور علم واز علم به جهل در تغيير ماهيت باشد 

ويا از نفس يزيدي آتش خو به حر عاملي مبدل گردد

مقلد حق.كسي است كه با باطن صادق وپاك

يعني نيت وزبان وذهن وقلب ورفتار حق نگر

به پيش واز دروني سازي ايمان به حق برود وثبات قدم در تفكر ورفتار داشته باشد 

وظاهر ذهن ونفس وتفكر ورفتارش با باطنش منطبق ويك شكل باشد

وظاهر وباطنش هردو چون قطره ي شبنم زلال ويك رنگ باشد 

واعتقاد به رب مهربان .جايگاه ومرتبه اي از معرفت وشناخت وآگاهي اوباشد 

واعتقاد به رب مهربان .سبب طلوع وظهور نور عقل ودرك انسان گردد

انسان بد باطن وناصادق .زبان وذهن ورفتاروباطنش آلودگي سوءدارد

ونيتش آغشته به آلودگي توهم واغراض سوءمي باشد 

ونيت .آتش توهم افروزي .درنفس و ذهن ورفتار خود وديگران دارد 

وثبات تفكر ذهني ورفتار سالم نفسي ندارد 

وبا آتش شعله ور توهم .نيت سوء وتاريك جهل خود

در چهار راه اميال طمع دنيا .سرگردان وبلاتكليف است 

وطفل نفس وذهن .خود وديگران را به آتش ظلمت وتوهم وتباهي مي سوزاند 

طلب انسان كامل از حضرت حق 

طلب وروزي وقوت .معرفت نوري. حقيقت است 

وطلب تقرب ونزديك شدن به حضرت حق وحقيقت مطلق است 

وفرشته وملائك .مقرب  در گاه حق وحقيقت هستند 

ودرد عشق ودرد مندي فراق وهجران ودوري از حضرت حق ندارند 

ولي انسان با دوماهيت(ظاهر وباطن )و(نوري وناري )

درد فراق وهجران وحزن ودوري از قرب حق دارد 

وبايد براي رسيدن به قرب حق ورفع دردمندي نفس وذهن خود 

از عالم صعب العبور گيره ها وكلاف ها وبندهاي تضادها

ودوگانگي ماهيت وتزاحم وتعارض وتعرض دجال  عالم سفلي به سلامت گذر نمايد 

تا به عالم تكامل وتعالي وتقرب نوري علوي برسد 

وانسان با دو ماهيت ظاهري وباطني (نوري وناري )متغيير .

سفر تكاملي دراز پرمخاطره .تا ابد در پيش دارد 

وتا لحظه ي مرگ قابليت تغيير وتعالي (نوري )ويا سقوط ونزول (ناري )دارد 

رب مهربان. آتش نفس شعله ور .ظلم جهل. دجال زمان را خاموش بگردان 

وماانسانهارا مورد رحم ولطف بي پايانت قرار بده

وظهور آقاي نور وصلح واصلاح .حضرت قائم مهربان (عج)را تعجيل بفرما 

 

 

 

 

متشكرم يا ستار العيوب

4ام آبان, 1402
متشكرم يا ستار العيوب

الهم عجل لوليك الفرج

رب مهربانم سلام 

در انتقال ودرك وفهم حقيقي مفاهيم

از 3. نوع سخن حق نگر بهره مي گيريم 

1.سخن حق نگر حكمت (كه اساس وريشه قرآن وروايات دارد )

2. سخن حق نگر موعظه حسنه (خطابه)

3.سخن حق نگر جدال حسن

(سخني كه به اثبات حق مهربان وحقيقت مي پردازد )

سخن حق نگر حكمت بدليل منشاء نوري علوي

مانند نور عقل از جاودانگي مي آيد

وسخن حكمت حق نگر باطني است .وجاودان وابدي وپايان وانتها ندارد 

وحكيم فكر واثرش جاودان ابدي است وجاويدان مي ماند 

عقل انسان خالق وزن وميزان واعتدال واوزان وموزونيت است 

وعقل طالب پذيرش .

سخنان موزون وحكيمانه وجاودان وحقيقي ومتعادل ابدي است 

وسخنان حضرت حق حكيم .جاودان ابدي هستند

وحكمت كلام در گذر زمان در اثبات حقيقت حق ثابت است 

وبدون تحريف مي مانند زيرا سخن حق مهربان هستند 

 سخن حكمت .نور عقل انسان را تقويت مي نمايد 

ونور عقل .از انسان مبدع ومدبر وشاهد ومشهود وقاضي

وحكيم حكمت .جاودان مي سازد 

عقل اولين موجود خلقت واولين مخلوق است .

ونور عقل از نور علوي نامتناهي افاضه  مي گردد

ونور عقل ونور حكمت .

انتها وپايان ومحدوديت وتوقف ندارد وبه نور ابدي ملكوت علوي متصل است 

واز ازل تا ابد حكمت از نور عقل صادر مي گردد 

عالم ظاهر دنيا .آغاز وپايان واتمام دارد 

ظاهر سخن .بدون هدف وجهت الهي .هم آغاز وپايان واتمام دارد 

ولي حكمت .باطن سخن جهت دار است

.ووجه وجهت سخن به سوي تعالي حق دارد

.وبه عالم نور وصل وپايان واتمام ندارد وزنده ابدي است 

نظير حكمت سخن قرآن معظم .

كه تا ابد نورش جاودان مي ماند ونورش ابدي است 

نماز نيز .سخن حكمت قرآن.وحق مهربان .است 

وسخن نماز حكيم . باطن جاودان دارد واز  نور حكمت ابدي حق مهربان است 

لذا خواندن نماز وقرآن معظم .

مستغرق شدن وتبرك يافتن از  نور لطف وحكمت حق مهربان است 

ووحي نيز سخن حكمت واز باطن حضرت نبي (ع)افاضه گردد

ومتصل به  باطن نور حق مهربان وجاودان ابدي است لذا 

 1.سخن حكمت قرآن جاودان

2. سخن حكمت جاودان وحي وروايات انبياء وامامان (ع)

3. سخن حكمت جاودان نماز .هر سه سخن .

نور حكمت جاودان حضرت حق مهربان است

وبه نور علوي حق متصل ابدي است 

لذا گفتن ذكر نور واتصال به نور حق مهربان .

در رويش نور عقل انسان بسيار سودمند است 

وانسان حق ياب .به حق رسد وانسان شر ياب وجهل ياب .به شر وشرارت رسد 

وانسان در تلاش وكشمكش مدام

در نجات وياري .طفل ذهن ونفس خود از يوغ آتش وشراره جهل است 

وخوبي ها مطلق هستند .وبديها وشرها وبلاها نسبي هستند 

وبدي مطلق .فاقد خيريت وجود ندارد 

ونور عقل عاقل .شر را به خير مبدل سازد 

وآتش شر جاهل مجنون .جهان وعالم را در آتش جهل بسوزاند

رب مهربان .آتش جهل ووهم وجنون دجال زمان همه ي عالم را فراگرفته 

به واسطه ي نور لطف حضرت حجت زمان .حضرت قائم (عج)

شراره آتش نفس دجال مجنون زمان را خاموش ونابود ومحو بگردان 

متشكرم يا ستار العيوب مهربان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متشكرم يا طبيب القلوب

3ام آبان, 1402
متشكرم يا طبيب القلوب

رب مهربانم سلام 

گذر گاه وگردنه ي دنيا  كدورت ساز .است

ودنيا ظرف خاكي .و آزمايشگاه حق تعالي است 

ظرفي كه همه ي انسانها د رآن .

در رصد ميكروسكوپ علوي آزمايشگاه الهي قرار داريم 

ظرفي كه مستعدترين انسانها از باتلاق آن

با موفقيت خارج مي شوند وعروج مي يابند

وضعيف ترين نفوس وذهن ها معدوم ابدي مي گردند 

وتكميل وكامل ساختن طفل ذهن وطفل نفس ضعيف

با گذراز  غلظتهاي چسبناك تعلقات وموانع ومقيدات دنيا 

وبندهاي بستگي ودلبستگي ووابستگي ممكن مي گردد

وهدف آفرينش .رساندن انسان به تقرب حق . با رويش حكمت ونور عقل.

در ذهن ورفتار مي باشد 

انسان در اين سفر چسب ناك تمايلات دنيايي

بايد صفات حق پسند در شريعت حق را .به طفل ذهن وطفل نفس خود بياموزد 

وطفل ذهن وطفل نفس

را به تعالي مورد نظر شريعت حق برساند تا تقرب به حق يابد 

وبهترين آرزو وخواسته ي انسان

آزاد نمودن طفل نفس وذهن .از درنده گي انانيت وتكبر ولجاجت خود است 

وشاءن ومقام دادن متعالي .به طفل ذهن ونفس ضعيف خود مي باشد

وانسان ضعيف بايد هرروز زمين خاكي نفس وذهن خود را شخم بزند 

وهر روز طفل نفس وذهن خودرا در ترازوي شرع حق .

وزن وبرسي ووارسي .وميزان رشد وارتقاء ذهن ونفس خودرا نمره گذاري نمايد 

رب مهربان حكمت ونور عقل را در قرآن قرار داد

وانبياءوامامان (ع) را براي آموزش وظهور نور حكمت در عقل .

به ميان انسانها فرستاد 

رب مهربان هم كتاب تقويتي قرآن معظم .

وهم آموزگار رفيع شاءن انبياءوامامان (ع)را .

براي رشد طفل ضعيف .ذهن ونفس . انسان فرستاد 

تا عقل عاقل .وذهن ونفس متخلق به اخلاق حق پسند وكامل گردندوظهور يابند 

پس ظهور حكمت ونور عقل .

در بستر وگذر از موانع چسب ناك ووقايع وتضادهاي دنيا حاصل گردد

انجام دستورات وتكاليف شرعي حق براي محافظت از

نور حكمت وعقل در انسان مي باشد 

تا اين نور عقل با انجام تكاليف شرعي حق هر روز روشن بماند وخاموش نگردد

وحضور وقايع وبلاها ي چسبنده در بستر تضادها وتفاوتها 

براي شناخت وتعليم .وتشخيص شاءن

عوامل ارتقاءدهنده وعوامل تنزل آور طفل ذهن وطفل نفس مي باشد 

تابا درك وجذب عوامل ارتقاءدهنده وتعالي آور حق .

آنها را جذب ذهن ونفس خود نماييم 

واز  عوامل تنزل آور وسقوط آور ذهن ونفس دوري و آن را نفي نماييم 

پس دستورات شريعت حق هم اتمام حجت است 

وهم حضور نعمت .وهم نقشه ي راه تعالي نفس  وذهن است 

تا انسان آزادانه صعود وتعالي نفس وذهن .

وسقوط وتنزل نفس وذهن خود را انتخاب نمايد 

وتربيت طفل نفس وذهن .با مجاهده ومراقبه وتذكر حق

وملاطفت وخودشناسي ومحاسبه ي نفس در هر روز حاصل گردد

رب مهربان مارا در حمايت وهدايت طفل ذهن ونفس خود ياري وحمايت بفرما 

متشكرم يا طبيب القلوب مهربان