متشكرم يا ناصر كل مخذول
17ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
از حواس ظاهر درك سطحي وشناخت حواسي بر ذهن ما ظاهر وروشن گردد
وبايد به حواس ظاهر فقط به اندازه ضرورت توجه كرد
تا حواس باطن نيز ظهور ورشد نمايد
از مشخصات ظهور حواس باطن در انسان ظهور عقل نوري است
حواس ظاهر .دانش ودرك سطحي
تامين نيازهاي جسمي بر انسان دهد وظاهر بين وسطحي نگر است
وحواس باطن .دانش ودرك تامين عمقي
نيازهاي روحي وگشادگي وخرسندي روحي آورد
وحواس باطن .باطن ودرون نگر وباطن بر است
وحواس باطن .عمق بين وحق بين وحق رو است
وحواس ما هر كدام جفت خلق شده است
تابا يكي ظاهر وصورتهارا ببينيم وبا ديگري باطن وعمق هاي درون را نظر نماييم
بايك چشم در ظاهر ودر حيات ظاهري بنگريم
وبا چشم ديگر درون بيني وعيوب نفس وباطن گردي نماييم
وگرد آوري ورفع عيوب نفس نماييم
وسفر در حيات درون وباطنمان را فراموش ننمايم
ديدن حقي ونظارت حق بر عالم آن باشد
كه تن خاكي را ملك مطلق حق بيني نه ملك خوديت ومنيت خود داني
نگاه حق بين .درك وظهور آگاهي باطني وعقلي را رشد وافزايش دهد
ذهن گرفتار ظواهر سطحي .غافل ودچار تمرد وطغيان وسقوط گردد
انديشه وشناخت وآگاهي .باطن كلام وسخن است
وسخن وكلام صورت وظاهر .انديشه وآگاهي است
با پيروي از شريعت حق با لطف ونظر رب مهربان
در جاده ي طريقت صراط مستقيم حق قرار مي گيريم
شريعت حق نقشه طريقت صراط حق ووجه حق است
واگر به عبادت وتذكر حق وعبوديت وعبدي مشغول گشتيم
با عنايت ربوبيت ربي وافاضه ي نورالحق مهربان
به كمال خلوص نفسي به فضل حق نائل گرديم
رب مهربان مارا در شكوفايي حواس باطن ياري بفرما
متشكرم يا ناصر كل مخذول مهربان
متشكرم يا راحم كل مرحوم
16ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
انسان بحر ماده ومعناست
انسان با روح گسترده بحر اسفل وعلوي است
انسان دوعالم را در ذهن خود جاي مي دهد
پس دوعالم اسفل وعلوي در بحر ذهن انسان شناور ودر جزر ومد وصفا ومروه است
انسان جستجو گر كنجكاو .دوعالم اسفل وعلوي را مي پيمايد
وبا كاوش .دوعالم را به هم وصل مي نمايد
وعلوم وغيوبش را كشف آشكار مي نمايد
انسان عجب عجوبه اي شگفت انگيز با توانايي هاي خارق العاده است
البته اگر عينك كدر وضخيم ناشكري را از روي چشمش برداردونعمتها را ببيند
انسان سلطان نفس وسلطان عقل وسلطان هستي دوعالم است
ونعمت سلطنت را رب مهربان به او افاضه فرموده وبايد غنيمت شمارد
نعمت نور حيات هر روز در انسان با افاضه ي نور حق مهربان طلوع مي نمايد
ونعمت حيات هر روز درشب انسان با خواب غروب مي نمايد
وهر روز با لطف رب مهربان ا نسان
نعمت ورود به روزي نو وتازه وفرصت رويش جديد
را از حضرت حق در يافت مي نمايد
با طلوع هر روز انسان بايد حجابهاي حواس ونفس را كشف نموده ومحو نمايد
گويا هرروز عيد است وخانه نفس را بايد بتكاند
تا نور عيد وسرور دائم رب مهربان بر او افاضه گردد
وخورشيد شعف دائم در نفس طلوع نمايد
كه اگر هرروز خانه ي نفس را تكان ندهي
نفس از ضخامت حجابها قسي وخفه گردد
وبا وجود ضخامت پرده نفس از نعمت افاضه ي نور رب محروم ماند
وانسان با استعانت از نور ولايت ونور نبوت
مي تواند حجابها را حذف ومحو نمايد ونفس را بتكاند
ومستعد در يافت وافاضه ي نور رب مهربان گردد
وانسان بايد دائم تكاليف هر روزش را كه
ليعبدون وليعرفون است با پشتكار به انجام رساند
تا نور عقل وآگاهي هر روز در نفس انسان طلوع نمايد
طلوع نور آگاهي وعقل در هر روز نشانه ي
حضور قلب وحضور نفس وحضور عقل در تن خاكي است
سه شاگردمودب كه با دستور شريعت وقرآن حق مونس ومانوس اند
رب مهربان مارا با قرآن ودستورات حقت مانوس ومالوف بگردان
متشكرم يا راحم كل مرحوم مهربان
متشكرم يا فارج كل مهموم
15ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
ظهور در ك وآگاهي در ذهن
1. يا از درك عميق واز نور عقل باطن 2. يا از درك سطحي حواس ظاهر
1. درك عميق عقلي .اصلاح وارتقاء عميق نفس را به دنبال دارد
2. ودرك سطحي ظاهري سستي آور .
ودرك سطحي تغيير واصلاح نفس را با توقف وكندي همراه مي سازد
حاصل تفكر ونظر وشناخت در ذهن .
در رفتار وعمل ظاهر مي گردد
شناخت ونظر سطحي كفر زا وتوهم آور است
ونظر ودرك سست سطحي پوشالي محكوم به نقص است
.ونظر ودرك سست ناقص .
عملكرد ورفتار معيوب ناقص وسست وضعيف بدون اعتدال وثبات مي سازد
نظر ودرك وعملكرد ورفتار سطحي
فاقد اعتبار ومستعد تحريف وتوهم ولجاجت است
عملكرد سطحي ظاهر نگر .
وفاقد عمق بينش نوري مي باشد
عملكرد سطحي كه ناشي از شناخت وفهم سطحي است
طغيان ساز وسقوط آور وبطالت آور وبطالت گردي به دنبال دارد
وكافر كفرگو سطحي نگر بطالت گرداست
ونظر وفكرش باطل .واعمالش نيز باطل وبيهوده وبي معنا مي باشد
شناخت وظهور درك عمقي نوري .كار عقل مي باشد
شناخت ودرك عقلي .با اعتدال وحق نگري وحق خواهي همراه است
وقتي نظر ودرك عقلي شد .عملكرد صالح وسالم وباثبات مي گردد
رب مهربان انسانهارا براي ليعبدون با حاصل ليعرفون خلق فرموده است
يعني عبادت نما .تا معرفت وشناخت در تو . با ظهور نور عقل عميق گردد
عقل نوري در انسان .نظر رفيع وبه تبع آن عملكرد ورفتار رفيع وتعالي آور مي سازد
پس عبادت همراه معرفت ورزي وتفكر
انسانها را به صلح وصلاح واصلاح وصحت نظر وعمل مي رساند
عقل نوري با عبادت .ظهور ورشد وارتقاء مي يابد
لذا ظهور درك عقل نوري لزوما با ظهور عملكردهاي ذيل همراه است
نظر ودرك عقل نوري بوجود آورنده ي رفتارهاي تقرب آور است :
1.ايجاد قصد قرب در استفاده از نعمت آزادي واختيار حق رونده وحق گرد
2.ايجاد قصد قرب در اعتقادوايمان وانس با حق خواهي و حق نگري وحق روي
3. ايجاد قصد قرب در تعهد حق رو.وحق گو
4.ايجادقصد قرب در انجام مسئوليت به صورت حق جويانه
5. ايجاد قصد قرب وتقرب حق خواهانه دائم در تمام نظر وعمل مي نمايد
رب مهربان مارا در انس با دستورات حكيمانه ات حمايت وهدايت بفرما
متشكرم يا فارج كل مهموم مهربان
متشكرم يا كاشف كل مكروب
14ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
مرتبه ي ظهور نور عقل انسان
بستگي به شدت وضعف در عمل به دستورات شريعت حق دارد
وبسته به قرب وبعد ودور شدن ونزديك شدن
به اجراي دستورات شريعت حق وحضرت حق دارد
عقل انسان گوهر الهي .كه با افاضه ي نور عقل كل مطلق حق روشن مي گردد
وهر علم وآگاهي كه در عقل ظاهر مي گردداز افاضه نور علم حضرت حق است
اگر انسان به تربيت نفس خود با عبادت وذكر وتذكر حق توجه نمايد
حق مهربان هم اورا مورد عنايت در يافت قوت معنوي
ونوري جذبات وافاضات نوري حق قرار دهد
وبدين ترتيب صورت وتصور علم وعلوم
در عقل ظاهر ومصور وتصور گردد
وانسان به ان علم عالم گردد
وهر ظهور علمي وتصوري وتفكري در انسان
شعاع پرتو ي نوري از عقل كل مطلق حق مهربان است
عقل كل مطلق حق مهربان نظام جهان هستي را
با تدبير وحكمت ونظم با كما ل صحت وتعالي اداره وتدبر مي فرمايد
اگر عقل با تذكر وياد آوري وعمل به شريعت حق ظاهر نگردد
توهم وتصور بي پايه وتصور كاذب وغير واقعي اساس عملكرد انسان مي گردد
كه انسان كافر كفر گو .بسيار برجهالت خود لجاجت وسماجت دارد
و.هم به نفس خود وهم به نفس جميع انسانها
وهم به نفس هستي لطمه وزيان مي رساند
پس هر حركات ذرات عالم وهم هر ذره از حركات نظر وعمل انسان
بر هستي ومخلوقاتش تاثيرمثبت متعالي ويا تاثير مضر آتش افروز دارد
وبدليل حضور با لقوه عقل كه نعمت ووديعه ي حق مهربان است
انسان مسئول وآزاد وصاحب اختيار وخليفه خود وهستي گرديده
ودر قيامت بايد پاسخگوي امانت نعمت عقل واختيار وآزاديش باشد
وقتي انسان روي گردان از رب مهربان گرددوعقل ظهور نيابد
بوجود آمدن يك نفس توهمي وآتش افروز سركش
چه لطمات وتبعاتي براي افراد جامعه دارد؟
آيا جامعه بايد در آتش لطمات توهم فرد كافر وجاهل وانتحارگر بسوزد ؟
آيا روند كفر .توهم ووهم نيست ؟وآيا روند توهم .جنون ورواني گشتن فردنيست ؟
تا چه زماني بايد انسانهاي كافر متوهم رواني .
ومجنون برذهن جهال سلطنت نمايند ؟
وانسان متوهم وكافر با آتش جهل خود يك جهان را به باد فنا ونيستي مي كشاند
وبا تيغ جهل وتوهم خود عقول منور را ذبح مي نمايد
وانسان مسئول ومعقول حاكميت برنفس وهستي را در اعتدال وسرور قرار مي دهد
رب مهربان مارا در ظهور عقل وحفظ آن ياري وهدايت بفرما
متشكرم يا كاشف كل مكروب مهربان
متشكرم يا مالك كل مملوك
12ام مهر, 1402رب مهربانم سلام
حيات در كل موجودات وجود دارد
ولي حيات انسان يك حيات ويژه است
زيرا مرگ انسان هم آغاز حيات متعالي تر يا آغاز حيات نزولي وسقوطي تر
حيات انسان زندگي همراه با سنجيدن
وبا ارزش گزاري مدام عقلي نوري
ياارزش گزاري نفس درنده در طمع منافع مادي وهمي ناري همراه است
انسان روابط متعددمادي ومعنوي
با نفس اش وعقلش ومحيط ومخلوقات وخالقش با عالم درون وعالم بيرون دارد
در اين روابط برعالم نفس وعقلش وعالم هستي اثر مي گذارد
انسان به دنبال معني كردن كل ذرات عالم ومخلوقات
وفرق انسان با همه ي مخلوقات اين است كه
هم در كسب نفس مادي سركش ونزولي وسقوطي
وهم در كسب آگاهي عقلي نوري صعودي
طمع وعطش وسيري نا پذيري دارد
حال عطش معنا ونور باطمع مادي سركش نار
در دو وجه حركتي متضاد 1. حركت تعالي عقلي نوري صعودي
و2. حركت توهمي كفري نزولي سقوطي قرار دارد
هر كسي معناووجه وجهت حركت زندگي اش
بسته به اينكه نور عقل يا دود توهم در او ظهور يافته باشد متفاوت است
واين تفاوت در كسب ميزان ونوع ادراكات .فرد عقلي وفردكفري وهمي است
وفردي كه در جهت ووجه نور عقل در حركت است
با فردي كه در جهت ووجه دود
و دام كفري وهمي مادي ونفسي در حركت تضاد دارد
پس معنا وجهت حركت هر فرد از زندگي اش مي تواند
در تعريف وتعبيرش از موت ومرگ تاثير گذارد
يكي زند ه است كه فقط زنده بماند وغرائز را تامين نمايد
باوسعت فكري مقبوض ومحدود
وديگري زنده گي مي نمايد كه هر روز به كشف آگاهي نوري تازه دست يابد
با وسعت فكري وسيع وگسترده
ورويش آگاهي يعني كسب جاودانگي ومعني يافتن حيات مادي ومعنوي
وظهور وطلوع آگاهي در عقل به نفس وحيات معني وجان نوري مي بخشد
آگاهي عقل با جان انسان .اتحاد ماده با معناست اتحاد عاقل با معقول است
واتحاد ورويش آگاهي نوري در عقل .همان اتصال به حيات ابدي وجاودانگي علوي است
وعقل وآگاهي هر چه به مبدا ءمتعالي ابدي نزديكترگردد
وسيع تر وگسترده ترو مقرب تر مي گردد
وعقل نوري .تا ابد به دنبال كشف همه ي ذرات ازل وابد است
وآگاهيش نوري و جاودانه است
ونفس درنده غرائزي .تا ابد در طمع وزياده خواهي
باتلاق مادي غرق سرگردان است
وفرشته يك حد يقف تعريف شده دارد وحدش ثابت وغير قابل ارتقاء وتعدي است
وانسا ن يكي از اين سه مرگ را انتخاب مي نمايد
1. مرگ ارادي واختياري .با تر ك زياده خواهي اميال نفس در دنيا باكمك عقل ميانه رو
2. مرگ طبيعي .كه با سستي ونقص وكاستي وركود وكهولت تن خاكي رخ مي دهد
3.شهادت .مرگ در راه منافع انسانها ومخلوقات ورضايت حق تعالي
واگر انسان با اختيار واراده در وازه ي تعلقات سيري نا پذير
وقيدهاي نفس سركش را ببندد
رب مهربان دروازه ي ابدي نور لطف وعنايتش را بر انسان مي گشايد
پس انتخاب حيات ابدي متعالي عقلي نوري صعودي
وحيات ابدي كفري وهمي سقوطي
را انسان خود با اختيار وآزادي انتخاب مي نمايد
رب مهربان مارا در انتخاب آگاهانه با ظهور عقل هدايت وياري بفرما
متشكرم يا مالك كل مملوك مهربان





