متشکرم یا ذالفخر و البهاء

31ام شهریور, 1402
متشکرم یا ذالفخر و البهاء

رب مهربانم سلام

برای آن که مال دنیا و نعمت ها تبدیل به وسیله ی سقوط

در دنیا نشود باید که به نام رب مبارک تبرک یابد.

تا مال  و نعمت ها با عنایت حق در جهت صلاح و برکت

و خیر استفاده گردد و مفید فایده باشد.

والا مال اندوزی  و اتلاف نعمت ها دنیا را

ضایع کند و آخرت را به باد فنادهد.

و انسان باید مال  و نعمت ها را به اندازه ی رفع ضرورت

و تثبیت دینداری خویش و دیگران صرف نماید.

و  در مصرف  مال و نعمت ها قناعت نماید

تا به ذلت حرص و طمع  و حسد به مال و نعمت ها ي دیگران مبتلا نگردد.

و دستور شریعت حق را در کسب مال

ونعمت ها و کمک به ارحام رعايت نماید.

در دستور شریعت حق به کسب مال

و كسب نعمت ها ودادن زکات تأکید شده است.

حتی اگر مال  و نعمت هاي انسان اندک باشد

باید اندکی از مال  و نعمت ها را صرف کمک و صدقه

و رفع حوائج دیگران نماید تا از آفت های ریا،ربا،تفاخر،تکبر،تبذیر

بخل،توقع،منت،شهرت،حیلت،خدعت،

 و مکر که از آلودگی های مال اندوزی  و اتلاف نعمت ها است

و نفس  را هار و درنده سازد در امان بماند.

ومال  و نعمت هاي دنیای اسفل را با زکات شریعت حق به نور و سرور

و صفا و ثبات و سعادت عالم علوی بدل سازد.

که مال اندوزی  و اتلاف نعمت هاي دنيا

در عالم اسفل اگر طبق دستور شریعت حق نباشد.

در نفس اماره ده آفت تکبر آور را تولید نماید.

1.جمع مال و نعمت ها،طغیان آور نفس است.

2. جمع مال  و نعمت ها ظلم به نفس و فساد آور بر زیر دستان است.

3. جمع مال  و نعمت ها اعراض و رویگردانی از خدا آورد.

4. جمع مال و نعمت ها کبر آور و توهم بزرگی آورد.

5.جمع مال و نعمت ها تفاخر آور بر نزدیکان است

که تفاخر از مراتب پایین تر تکبر است.

6.جمع مال و نعمت ها تکاثر آور و  حرص آور و غفلت آور است

که انسان را به کبر دائم مبتلی سازد.

7.جمع مال و نعمت ها، مشغولی آور و ملعبه آور است به طوری که فرد

در همه ی لحظات به مال اندوزی و نعمت اندوزي

بی وقفه عادت  و انس می نماید.

8. جمع آوری مال و نعمت ها بخل آور و حسد آور است.

وقتی که فرد به صفت بخل آور و حسد آور مبتلا می شود

حقوق دیگران را ضایع و از زکات دوری نموده

و از ارحام و ضعفا و خانواده قطع رسیدگی نماید.

9. جمع آوری مال و نعمت ها تبذیر آور است.

یعنی فرد مال و نعمت ها را در خلاف رضای حق

و در راه سفها و فساق صرف نماید.

10.جمع آوری مال و نعمت ها غرور آور و طمع آور است

.که غرور حد اعلی تکبر است 

و فرد فقط خود را بیند و خودبین گردد و خدا را نبیند و فرعون شود.

و از وسعت مال ادعای خدایی نماید.

و طمع بر نعمت ها و اموال ديگران ورزد و متجاوز گردد

پس مشاهده می گردد که در دچار شدن به صفت تکبر از ده پله  نزولی

نفس أماره باید تنزل کرد. تا به این صفت مذموم مبتلا گشت

1.پله ی یک طغیان 2.  پله ي ظلم به نفس

3.  پله ي ظلم به رب و روی گردانی از رب عظیم

4. غرور فردی یا تکبر کوچک

5.تفاخر و غرور بر خانواده و اقارب که تکبر متوسط است.

6.تکاثر است. حرص و غرور بر اجتماع است که تکبر بزرگ است.

7.مال نمایی و بازی با اموال و نعمت ها است.

8. بخل ورزی  و حسد 9. ایجاد تبذیر 

10.ایجاد غرور و  طمع و متکبر النفس شدن

که غرور پله ی آخر سقوط نفس در اماره ی تکبر است.

که فرد دعوی خدایی نماید و فرعون شود. و  بر ديگران متجاوز گردد.

و نفس أماره تبدیل 

به باتلاق و مرداب متعفن  تکبر گشته و درنده گردد.

رب مهربان ما را در رام کردن نفس أماره یاری فرما

و به بیماری تکبر نفس مبتلا مگردان

متشکرم یا ذالفخر و البهاء

متشكرم يا ذا الحمد و الثنا

31ام شهریور, 1402
متشكرم يا ذا الحمد و الثنا

رب مهربانم سلام

 رب مهربان علم را مركب شناخت و نزديكي به قرب حق قرار دادي

كه عليم و أعلم صفت حق مهربان است.

رب مهربان همه ي انسان ها در شاخه اي از علم

به جستجو و رسيدن به شناخت حق مهربان مي پردازند.

 وبه مراتب علمي بالا در تمام رشته ها مي رسند.

ولي چون عنايت حضرت حق به آنها تعلق نمي گيرد.

از آن جهت كه از دستورات دين روي گردان هستند.

علمي ظاهري و نظري و مادي در آنها شكل مي گيرد.

و با اجراي دستورات شريعت اين علم عملي و باطني

مركبي در جهت رسيدن به قرب حق مي گردد.

و با عنايت حضرت حق به علمي عقلي مجهز مي گردد

و مفيد فايده مي گردد.

پس علم عقلي و باطني كه در انسان

خوف و خشيت بيفزايد مي تواند علم قربي هم باشد.

ولي علم ظاهري و مادي منشأ توليد غرور و غضب و تكبر است.

خداي مهربان پس روي گرداني از دين علم ظاهري سازد

و اجراي دستورات شريعت حق باعث ظهور عقل و علم باطني است.

و تا چه اندازه گستره علم ظاهري مادي و علم باطني عقلي با هم متفاوت است.

و علم ظاهري تو را به تعالي مادي و علم عقلي باطني

تو را به تعالي قرب حق رساند.

و هر علمي كه در انسان ظهور يابد

چراغي از چهل چراغ اسلام را روشن نمايد.

كسب ايمان يك علم است.

و درك اسلام علم ديگري است.

و ظهور خلق نيكو علم ديگري

و رسيدن به يقين علم بالاتري است.

و علم عيني به واسطه ي حواس  ظاهري علمي ديگر است.

و اخلاص و زهد و رحم و ورع و درك ومعرفت نفس و معرفت صفات

معرفت آفات نفس ،معرفت تزكيه و تصفيه و تربيت

هر كدام علمي نو  در باطن ايجاد نمايد.

كه در روح انسان با اجراي دستور شريعت ظاهر گردد.

و دستورات شريعت نور زا و نور افزا است.

در علم اسلام و اجراي دستورات شريعت حق بايد از مرتبه ي نظر

به اجراي دستورات و عمل برسد تا در انسان افاضه ي نور حق ظاهر گردد.

پس رسيدن از علم ظاهري و مادي

به علم باطني و عقلي و معنوي بسيار اهميت دارد.

 و هر  نظر و عمل در جهت رضايت  رب مهربان

درجتي و قربتي و رفعتي براي انسان ذخيره سازد

اي رب مهربان ما را در تبديل علم ظاهري

به علم باطني و ظهور عقل هدايت فرما

متشكرم يا ذا الحمد و الثنا

 

متشكرم يا مطلق الاساري

31ام شهریور, 1402
متشكرم يا مطلق الاساري

رب مهربانم سلام

انسان را سلطان و خليفه ي معدن تن خاكي اش قرار دادي

و اگر دستورات شريعت حق را اجرا كند.

عقل را در انسان به ظهور مي رساني

وكسي كه از اجراي دستورات شريعت حق روي گردان باشد.

در تاريكي توهمش سرگردان سازي

اگر عقل با عنايت حق در انسان ظهور كند.

براي انسان چون وزيري دلسوز و چون ذره بين و قطب نمايي

معايب و رسوبات و رذايل نفس را با دلسوزي نمايان و بر طرف نمايد.

براي آن كه عقل به ظهور رسد و وزير گردد

و در وزارت سلطنت انسان باقي بماند.

1. انسان بايد با خداي خود صادق و رو راست باشد.

و به عجز و نياز خود اذعان و اعتراف نمايد.

2.انسان بايد قانع و شاكر باشد.

بر آن چه حضرت رب براي او در نظر گرفته است.

3.انسان بايد با انجام دستورات شريعت حق هر روز با حضرت حق

بيعت عهد و وفا و بندگي ببندد.

و عجز و عبدي خود را فراموش نكند.

4. انسان بايد در تمام لحظات صابر و شكيبا باشد

در تحمل وقايع روزانه زندگي و بر رفع موانع و سختي ها

با بستن كمر همت و تحمل هر روز

از روح خود رسوب زدايي و آفت زدايي كند.

5. انسان بايد با  اجراي دستورات شريعت حق

در سه وعده ي نماز واجبات ،غذا و قوت روح و نفس خود را تأمين نمايد

تا نزديكي و قربش به حضرت حق براي تأمين فراخي روح تأمين گردد.

پس از وسائل دنيا به اندازه ي سفر ضروري آخرت بهره برد.

و زندگي در دنيا همچون زيارت حج پر از آداب و مناسك است.

و انسان  نبايد از انجام مناسك ديني دنيا غفلت ورزد.

اي رب مهربان ما را در انجام مناسك ديني دنيا ياري فرما

متشكرم يا مطلق الاساري

متشکرم یا باعث البرایا

29ام شهریور, 1402
متشکرم یا باعث البرایا

رب مهربانم سلام

اگر خواهان آن هستیم که عقل در ما ظهور نماید

رعایت و اجرای دستورات شریعت حق را

باید لازم الاجرا و واجب الاجرا بدانیم.

و بی توجهی  و روی گردانی از دستورات شریعت حق

مانع از ظهور عقل است.

و انسان که سلطان تربیت معدن تن و نفس است.

اگر وزیر عقل را نداشته باشد 

چگونه تواند بدون رویش و ظهور عقل سلطان نفس خود گردد.

که اگر با لطف و عنایت خدا و اجرای دستورات شریعت حق

عقل در انسان ظهور کرد و هم نشین انسان شد.

سلطان روح  وزیرعقل را چون دوستی محترم شمارد و با او مشورت نماید.

باید انسان که سلطان نفس خویش است

در صورت ظهور عقل با عقل خویش راست رو و وفادار باشد.

و با محو و تکذیب امر های سوء نفس أماره

در جهت رشد و تقویت و ارتقای عقل خود بکوشد.

و با اجرای دستورات شریعت حق بر تکامل عقلی خویش بیفزاید.

و نقش مؤثر و ضروری اجرای دستورات شریعت دین را جدی بگیرد.

و با عقل نو رسته ی خود، که چون طفلی

آسیب پذیر و شکننده و قابل زائل شدن می باشد.

با بردباری و مدارا و رحم برخورد نماید.

 و آن چه باعث رشد و زیادتی ظهور عقل است.

خوراک و قوت ذکر و یاد خدا است.

که ظهور و رشد و تکامل و ارتقای عقل را تضمین نماید.

پس انجام دستورات شریعت حق از آن جهت واجب است که

غذای رشد و ظهور عقل است.

پس روح سلطان تن و عقل وزیر است.

که با اجرای دستورات شریعت حق ظهور و ارتقا یابد.

پس هر حرکت و سعی و تلاش امانتداری و دیانت و محبت

و تحمل و صبر و سکوت و امر به معروف و نهی از منکر

و تواضع و رنج و عدل و مشقت که انسان بر نفس خود

و بر دیگران تحمل و اعمال نماید.

رب مهربان از بهر آن صبر و تلاش ،قربت و رأفت

و درجتی برای انسان در نظر گیرد.

و رب مهربان بابت هر ذکر و یادی و سخنی با حق جلاله و مهربان

ثواب و درجتی برای او در نظر گیرد.

رب مهربان این همه مهر سرشار خالق رحیم

در ظرف کوچک انسان نگنجد.

رب مهربان گنجایش و وسعت قلبمان را

در دریافت محبت سرشارت افزون بفرما

و لیاقت سپاسگزاری از نعمت های بی انتهایت را

بر ما عنایت بفرما

متشکرم یا باعث البرایا

متشکرم یا سامع الشکایا

29ام شهریور, 1402
متشکرم یا سامع الشکایا

رب مهربانم سلام

انسان که سلطان تربیت معدن تن و نفس خویش است.

باید که بر حیله و مکر نفس سرکش هشیار باشد.

و فریب آرایش و غمزه و بدعت ها و بهانه های نفس درنده

و شیطان دود آلود را نخورد

و انسان که سلطان معدن تن خویش است.

باید که ظاهر و باطن حواس را به سوی قبله ی حق تنظیم کند.

و در همه ی احوال در جهت قبله ی سلطان حق رب مطلق حرکت نماید.

تا هر نظر و عملی که بر اعضا و نفس و قلب به اجرا گذارد.

برای او موجب قربت و رفعت و رضایت حق گردد.

و همواره برای ارحم راحمین مطلق حق عبد و عابد باشد.

و همواره به درگاه رب ابراز عجز و بیچارگی و نیاز نماید.

و خود را در پیشگاه حق حقیر و ذلیل داند.

تا به مرض تکبر و طغیان مبتلا نگردد.

و بداند که او فقط سلطان بر تربیت نفس خویش است ولا غیر

و اگر خواهد که حالت عجز و نیاز به رب مهربان در او تقویت گردد.

به اصل خلقت خود که از عدم و بی وجودی موجود گشته

و سپس از خاک ذلت به واسطه ی مرگ سفر کند بنگرد.

و اول قطره ای آب بود که در آخر خاک خوار دنیا او را ببلعد.

و  انسان که سلطان تربیت معدن تن است.

باید که بر خود حاکم عادل باشد.

تا همه ی جهان را به صلح و دوستی آورد.

و اگر انسان که سلطان معدن تن است.

سلطانی ظالم ودرنده و چون فرعون گردد.

تمام جهان را به فساد و طغیان کشاند.

اگر انسان سلطان عادل معدن تن خویش شد.

و عقل را وزیر کرد و نظر وزیر شایسته ی عقل را محترم شمارد.

و بر نفس خود سهل گیر و سست گیر نباشد.

تا فساد و درنده گی در نفس ظاهر نشود.

و انسان که سلطان  تربیت معدن تن خویش است.

باید که اعتدال نگه دارد.

و آنچنان با نفس خود مهربان نباشد

که نفس درنده گردد و حساب نبرد و هیبت نداشته باشد.

و انسان سلطان معدن خود باید بر نفس خویش

چون نگهبان و جهاد گر،هر لحظه مراقب

دراز دستی ها و طغیان نفس أماره درنده باشد.

تا نفس أماره از خواب و غفلت انسان

برای درنده گی و حمله و طغیان بهره نبرد.

و هر روز باید بر جوارح و اعضا و نفس بازرسی و باز پرسی نماید.

که هر جوارح و اعضا و نفس در چه حال و چه قبله باشد.

و نفس بر چه حال و تعلق و قلب چه احوالی دارد.

چون باغبانی بر سر گلی با دقت رسیدگی نماید.

ای رب مهربان مرا سلطان مملکت نفس

بر تربیت و احیای آن قرار دادی

یاری ام فرما که پادشاهی عادل و مهربان بر نفس خویش باشم

متشکرم یا سامع الشکایا