موضوع: "تشکر"

متشكرم يا ستار العيوب

4ام آبان, 1402
متشكرم يا ستار العيوب

الهم عجل لوليك الفرج

رب مهربانم سلام 

در انتقال ودرك وفهم حقيقي مفاهيم

از 3. نوع سخن حق نگر بهره مي گيريم 

1.سخن حق نگر حكمت (كه اساس وريشه قرآن وروايات دارد )

2. سخن حق نگر موعظه حسنه (خطابه)

3.سخن حق نگر جدال حسن

(سخني كه به اثبات حق مهربان وحقيقت مي پردازد )

سخن حق نگر حكمت بدليل منشاء نوري علوي

مانند نور عقل از جاودانگي مي آيد

وسخن حكمت حق نگر باطني است .وجاودان وابدي وپايان وانتها ندارد 

وحكيم فكر واثرش جاودان ابدي است وجاويدان مي ماند 

عقل انسان خالق وزن وميزان واعتدال واوزان وموزونيت است 

وعقل طالب پذيرش .

سخنان موزون وحكيمانه وجاودان وحقيقي ومتعادل ابدي است 

وسخنان حضرت حق حكيم .جاودان ابدي هستند

وحكمت كلام در گذر زمان در اثبات حقيقت حق ثابت است 

وبدون تحريف مي مانند زيرا سخن حق مهربان هستند 

 سخن حكمت .نور عقل انسان را تقويت مي نمايد 

ونور عقل .از انسان مبدع ومدبر وشاهد ومشهود وقاضي

وحكيم حكمت .جاودان مي سازد 

عقل اولين موجود خلقت واولين مخلوق است .

ونور عقل از نور علوي نامتناهي افاضه  مي گردد

ونور عقل ونور حكمت .

انتها وپايان ومحدوديت وتوقف ندارد وبه نور ابدي ملكوت علوي متصل است 

واز ازل تا ابد حكمت از نور عقل صادر مي گردد 

عالم ظاهر دنيا .آغاز وپايان واتمام دارد 

ظاهر سخن .بدون هدف وجهت الهي .هم آغاز وپايان واتمام دارد 

ولي حكمت .باطن سخن جهت دار است

.ووجه وجهت سخن به سوي تعالي حق دارد

.وبه عالم نور وصل وپايان واتمام ندارد وزنده ابدي است 

نظير حكمت سخن قرآن معظم .

كه تا ابد نورش جاودان مي ماند ونورش ابدي است 

نماز نيز .سخن حكمت قرآن.وحق مهربان .است 

وسخن نماز حكيم . باطن جاودان دارد واز  نور حكمت ابدي حق مهربان است 

لذا خواندن نماز وقرآن معظم .

مستغرق شدن وتبرك يافتن از  نور لطف وحكمت حق مهربان است 

ووحي نيز سخن حكمت واز باطن حضرت نبي (ع)افاضه گردد

ومتصل به  باطن نور حق مهربان وجاودان ابدي است لذا 

 1.سخن حكمت قرآن جاودان

2. سخن حكمت جاودان وحي وروايات انبياء وامامان (ع)

3. سخن حكمت جاودان نماز .هر سه سخن .

نور حكمت جاودان حضرت حق مهربان است

وبه نور علوي حق متصل ابدي است 

لذا گفتن ذكر نور واتصال به نور حق مهربان .

در رويش نور عقل انسان بسيار سودمند است 

وانسان حق ياب .به حق رسد وانسان شر ياب وجهل ياب .به شر وشرارت رسد 

وانسان در تلاش وكشمكش مدام

در نجات وياري .طفل ذهن ونفس خود از يوغ آتش وشراره جهل است 

وخوبي ها مطلق هستند .وبديها وشرها وبلاها نسبي هستند 

وبدي مطلق .فاقد خيريت وجود ندارد 

ونور عقل عاقل .شر را به خير مبدل سازد 

وآتش شر جاهل مجنون .جهان وعالم را در آتش جهل بسوزاند

رب مهربان .آتش جهل ووهم وجنون دجال زمان همه ي عالم را فراگرفته 

به واسطه ي نور لطف حضرت حجت زمان .حضرت قائم (عج)

شراره آتش نفس دجال مجنون زمان را خاموش ونابود ومحو بگردان 

متشكرم يا ستار العيوب مهربان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متشكرم يا طبيب القلوب

3ام آبان, 1402
متشكرم يا طبيب القلوب

رب مهربانم سلام 

گذر گاه وگردنه ي دنيا  كدورت ساز .است

ودنيا ظرف خاكي .و آزمايشگاه حق تعالي است 

ظرفي كه همه ي انسانها د رآن .

در رصد ميكروسكوپ علوي آزمايشگاه الهي قرار داريم 

ظرفي كه مستعدترين انسانها از باتلاق آن

با موفقيت خارج مي شوند وعروج مي يابند

وضعيف ترين نفوس وذهن ها معدوم ابدي مي گردند 

وتكميل وكامل ساختن طفل ذهن وطفل نفس ضعيف

با گذراز  غلظتهاي چسبناك تعلقات وموانع ومقيدات دنيا 

وبندهاي بستگي ودلبستگي ووابستگي ممكن مي گردد

وهدف آفرينش .رساندن انسان به تقرب حق . با رويش حكمت ونور عقل.

در ذهن ورفتار مي باشد 

انسان در اين سفر چسب ناك تمايلات دنيايي

بايد صفات حق پسند در شريعت حق را .به طفل ذهن وطفل نفس خود بياموزد 

وطفل ذهن وطفل نفس

را به تعالي مورد نظر شريعت حق برساند تا تقرب به حق يابد 

وبهترين آرزو وخواسته ي انسان

آزاد نمودن طفل نفس وذهن .از درنده گي انانيت وتكبر ولجاجت خود است 

وشاءن ومقام دادن متعالي .به طفل ذهن ونفس ضعيف خود مي باشد

وانسان ضعيف بايد هرروز زمين خاكي نفس وذهن خود را شخم بزند 

وهر روز طفل نفس وذهن خودرا در ترازوي شرع حق .

وزن وبرسي ووارسي .وميزان رشد وارتقاء ذهن ونفس خودرا نمره گذاري نمايد 

رب مهربان حكمت ونور عقل را در قرآن قرار داد

وانبياءوامامان (ع) را براي آموزش وظهور نور حكمت در عقل .

به ميان انسانها فرستاد 

رب مهربان هم كتاب تقويتي قرآن معظم .

وهم آموزگار رفيع شاءن انبياءوامامان (ع)را .

براي رشد طفل ضعيف .ذهن ونفس . انسان فرستاد 

تا عقل عاقل .وذهن ونفس متخلق به اخلاق حق پسند وكامل گردندوظهور يابند 

پس ظهور حكمت ونور عقل .

در بستر وگذر از موانع چسب ناك ووقايع وتضادهاي دنيا حاصل گردد

انجام دستورات وتكاليف شرعي حق براي محافظت از

نور حكمت وعقل در انسان مي باشد 

تا اين نور عقل با انجام تكاليف شرعي حق هر روز روشن بماند وخاموش نگردد

وحضور وقايع وبلاها ي چسبنده در بستر تضادها وتفاوتها 

براي شناخت وتعليم .وتشخيص شاءن

عوامل ارتقاءدهنده وعوامل تنزل آور طفل ذهن وطفل نفس مي باشد 

تابا درك وجذب عوامل ارتقاءدهنده وتعالي آور حق .

آنها را جذب ذهن ونفس خود نماييم 

واز  عوامل تنزل آور وسقوط آور ذهن ونفس دوري و آن را نفي نماييم 

پس دستورات شريعت حق هم اتمام حجت است 

وهم حضور نعمت .وهم نقشه ي راه تعالي نفس  وذهن است 

تا انسان آزادانه صعود وتعالي نفس وذهن .

وسقوط وتنزل نفس وذهن خود را انتخاب نمايد 

وتربيت طفل نفس وذهن .با مجاهده ومراقبه وتذكر حق

وملاطفت وخودشناسي ومحاسبه ي نفس در هر روز حاصل گردد

رب مهربان مارا در حمايت وهدايت طفل ذهن ونفس خود ياري وحمايت بفرما 

متشكرم يا طبيب القلوب مهربان 

 

 

متشكرم يا مقلب القلوب والابصار

2ام آبان, 1402
متشكرم يا مقلب القلوب والابصار

رب مهربانم سلام 

وهم وگمان واوهام وتوهم وتخيل داني .

بدون هدف متعالي است .ومعني وتعالي ندارد 

ومانع ظهور  عقل مي گردد

عصاره مقوي ظهور نور عقل. عمل به دين وقرآن است 

وقرآن وشريعت حق .

مركب سير انسان در دريچه ي ملكوت علوي ونور حق مهربان است 

حكمت كلام حق نورزاوحكمت ذوقي است 

وحركت مدام در همنشيني وهمجواري با نور علوي را تسريع مي بخشد 

در حكمت كلام حق .با بكارگيري منطق وذكر حق

به اصل ومبداء خلقت رجوع ويادآوري مدام مي نماييم 

ودر حكمت ذوقي باشوق و خلوص نيت در  نظر وعمل

به سمت اجراي مدام فرامين الهي گام بر مي داريم 

واغراض وتمنيات نفس اماره طفل صفت را

محدود به تامين ضرورت ها مي نماييم 

تامل وتدبر در علم حكمت قرآن باعث رويش وزايش وارتقاءنور عقل مي گردد

رب مهربان با تعليم علم مطبوع اسماءالهي در زمان خلقت انسان 

انسان را در درك بهتر وبكارگيري مدام فرامين الهي ياري وحمايت  مي  فرمايد  

اگر در ياد آوري مدام ذكر حق كوتاهي وغفلت نماييم 

در جاده گم كردگان راه .سرگردان انتخاب هزار راهه هاي دروغين دنيا مي گرديم

پس حبل وريسمان محكم متين قرآن ووتوسل به انبياءواولياء(ع)را رها ننماييم 

قرآن معظم .كتاب تكوين وتعليم ومددكار همه ي انسانها در عالم خاك 

قرآن معظم .نماد ميزان وسنجش وارزيابي در دو حيات دنيا وآخرت است 

قرآن معظم .دو حيات دنيايي وظاهري .وباطني وعلوي دارد

وبه مسير ظاهر وباطن دوعالم .علم ابدي واشراف  دارد 

وقرآن دستورات تعالي انسان را ياد آوري مي نمايد. ونقشه راه به نور علوي است 

ودر عالم 3كتاب كلي حاضر است 

1.جسم كتاب .ظاهر قرآن معظم است 

.وباطن قرآن .حي وشاهد وشفيع وحاضر در  نوري علوي است 

2.كتاب ظاهر جسم  انسان .وكتاب باطن اعمال نوري يا ناري انسان 

دقت نماييم كه. در كتاب نفس وذهن خود چه مطالبي مي نويسيم وبه تصوير مي كشيم 

3.  كل كتاب عالم دنيا .جسم وظاهر هستي دنياست 

وباطن هستي دنيا مستغرق در ذكر نور حق مهربان است 

وكل كتاب عالم هستي

در وجه وسوي حضرت حق با ذكر مدام حق در طواف وسير مدام است 

قرآن معظم .مجموع ميزان هاوسنجش وارزيابي هاي حقي را دارد 

قرآن معظم .كل مقياس هاي عقلي وحكمي عالم را در خود دارد 

وقرآن معظم .ظاهر دنيايي وباطن نوري وعلوي دارد 

وقرآن معظم .شاهد وشفيع روز محشر .وحيات و.حي ابدي دارد 

ومعاد واقعي بازگشت ورجوع به اصل بدايت باطن خود است 

رب مهربان .قرآن حي وشاهدرا .شفيع روز محشر ما قرار بده 

متشكرم يا مقلب القلوب مهربان 

 

 

 

 

 

متشكرم يا كاشف الكروب

1ام آبان, 1402
متشكرم يا كاشف الكروب

رب مهربانم سلام 

با شناخت ودرك صفات سلبي واثباتي حضرت حق 

صفات وحضور رب مهربان را در سطح فهم خاكي درك مي نماييم

وقرآن معظم .با بكارگيري تشبيه وتنزيه

صفات رب مهربان را براي فهم بهتر انسان خاكي تشريح مي نمايد 

وباگفتگو در صفات حق .وجه وجهت انديشه وسخن نمايان مي گردد

وگفتگو وسخن گفتن از رب مهربان .نشان از حضور نور عقل دارد

وسعت نور عقل .در تن خاكي قبض محدود ودر رنج حبس تن است 

نور عقل .در پس زندان تن به افق رها شدن در علوي اميد وار است 

ومعجزه حضرت پيامبر (ص)قرآن معظم است

وماهيت تكلم وكلام صدق وحق .از حضور نور عقل است 

وبدون نور عقل .انديشه وتفكر وسخن حق گو وحق جو يانه بر زبان جاري نمي گردد

وعقل نوري. هنگامي كه از عالم علوي نوري  در جسم سفلي خاكي ساكن شد 

نور عقل با تروح در جسم خاكي .مكدر ودر حبس خاك تنزل يافت  

گويي بر سطح آينه خاك پاشند وسطح آن كدر ومكدر تاريك گردد

چرا انسان حضور ووضوح همه ي اشياء را در اطراف وبيرون خود درك مي نمايد 

وطفل عقل وذهن ونفس خاك گر فته در بند خود را نمي بيند 

طفل عقل ونفس وذهني كه چون زنداني

ساعتها به اميد توجه ورسيدگي ما در زندان درون تن منتظر نجات وياري ماست 

چرا از كمك وياري به نجات نفس وذهن خود روي گردانيم  ودوري مي جوييم ؟

چرا وقتي سخن از كمك به نفس وذهن خودمان مي شوداز خود  فرار مي نماييم ؟

چرا براي ذهن ونفس خودمان كه در زندان خاك تن منتظر كمك نشسته .

قوت نوري فراهم نمي نماييم ؟

وفيض رب مهربان از دريچه ي

زوجيت تضادي تكويني پديده ها(بهار وزمستان )و(بلا ونعمت )و(خير وشر )غيره

بر انسان ومخلوقات افاضه گردد 

ودرك وشناخت ودروني سازي صفات اسماء الهي وكسب اين صفات در خود 

براي رسيدن به تكامل وتقرب به حق مهربان است 

تجلي وحدت صفات حق واحد مطلق .

بركثرت صفات مخلوقات عالم متجلي ومحيط است واحاطه دارد 

وهمه ي صفات حق در صفت نور واحد متجلي الحضور است 

وانسان با فهم ودرك خاكي براي شناخت ذات كل حق مطلق 

از صفات كثير ومتنوع ظاهر در مخلوقات

در تعبير وتفسير ودرك بهتر حضور حضرت حق مهربان بهره مي گيرد 

وعقل نوري 1. هم مدركات حسي ظاهري را معني نوري مي نمايد 

2. هم از درك معقولات عميق باطني نوري دچار ابتهاج ولذت وشعف مدام نوري مي گردد

رب مهربان نفس وذهن خاكي مارا در دريافت معاني نوري حمايت وهدايت بفرما 

متشكرم يا كاشف الكروب مهربان 

 

 

 

متشكرم يا غفارالذنوب

30ام مهر, 1402
متشكرم يا غفارالذنوب

رب مهربانم سلام 

تفكر ونور عقل با گفتگوي حق جويانه فعال وظهور مي يابد

وپرسش حق جويانه .تفكر را زنده وبه رويش مي اندازد 

انساني كه با خودسخن و پرسش وواندرز نداشته باشد

تفكر ونفس وذهنش مرده وخاموش ومتوقف است

واميدي به ظهور عقل واصلاح نداشته باشد

ودكمه نفس وذهن را در حالت خاموش گذاشته است

وروند رويش .عقل وتفكر ونفس .

بكارگيري منطق در( سوال وپاسخ وگوش دادن اول با خود )

ومباحثه ومناظره وجدل به حسن مفاتحه آور عقل ونفس مي باشد 

عقل ونفس با طلوع هر روز .منتظر است تا قوت حقايق دريافت نمايد 

آيا قبل خروج از منزل قوت كشف حقيقت به ذهن ونفس خود مي دهيم ؟

يا آن طفل نفس وذهن مظلوم را سالها بدون قوت حق وروزي ذكر حق 

در موزه جهل وتاريكي ناداني وغرض وتعصب  حبس مي نماييم؟

نفس وذهن هر روز ورود آگاهي وحق بيني وحق شنوي وحق گويي

ورفتار حق پسند انسان را ارز يابي مي نمايد 

وذهن ونفس چون طفلي در خانه

شاهد نظر وعمل وتفكر ورفتار ماست ودر وجه وجهت ذهني ما حركت مي يابد 

واگر ذهن ونفس شاهد گرايش حواس واعضاء

به حركت در وجه حضرت حق بودند عقل نوري ظهور يابد 

واگر عقل نوري ظهور يافت شروع به دستگيري وحمايت ذهن ونفس نمايد 

وظهور وطلوع عقل.

چون رشد طفل به تدريج وبا گذر زمان وجذب مداوم قوت ذكر حق امكان مي يابد  

ملاك ظهو رعقل صداقت در قضاوت نفس وذهن خود است 

وميزان حق بيني وحق شنوي وحق گويي ذهن ونفس .

در تسريع ظهور عقل موءثر مي باشد 

آيا ذهن ونفس انسان مطابق نظر حق مي بيند ومي شنود ومي گويد؟

يا با غرض ووسوءنيت وخوديت وانانيت خود بر حقايق ذهن ونفس

لباس ظلمت مي پوشاند ونور حقيقت را در ظلمت غرض خودپنهان مي دارد 

وخورشيد حقيقت را نمي توان در بغچه ي تاريكي .مغضوب مفقودومعدوم  ساخت 

ونادان با عينك تاريك بدبيني

نفس وذهن خود وديگران را به ناكجا آباد تاريكي وبه گم راهي مي سپارد 

هرروز نمره ي كارايي ذهن ونفس خود را

حساب ونمره گذاري نماييد وبه خود نمره صادقانه بدهيد

وانسان عاقل .ذهن گشوده ومنشرح وشرح صدر ومنفتح ويفقحو قلي وحق شنوي دارد 

وانسان نادان جاهل .معكوس بين ومعكوس گو جزءگروه معزولون است

يعني گوش حقيقت شنووحق شنوي  ندارد 

رب مهربان

به ما انسانها گوش حقيقت شنو وچشم حقيقت بين وزبان حقيقت گو عنايت فرما

متشكرم يا غفار الذنوب مهربان