موضوع: "تشکر"

متشكرم يا كاشف كل مكروب

14ام مهر, 1402
متشكرم يا كاشف كل مكروب

رب مهربانم سلام 

مرتبه ي ظهور نور عقل انسان

بستگي به شدت وضعف در عمل به دستورات شريعت حق دارد

وبسته به قرب وبعد ودور شدن ونزديك شدن

به اجراي دستورات شريعت حق وحضرت حق دارد

عقل انسان گوهر الهي .كه با افاضه ي نور عقل كل مطلق حق روشن مي گردد

وهر علم وآگاهي كه در عقل ظاهر مي گردداز افاضه نور علم حضرت حق است 

اگر انسان به تربيت نفس خود با عبادت وذكر وتذكر حق توجه نمايد 

حق مهربان هم اورا مورد عنايت در يافت قوت معنوي

ونوري جذبات وافاضات نوري حق قرار دهد 

وبدين ترتيب صورت وتصور علم وعلوم

در عقل ظاهر ومصور وتصور گردد

وانسان به ان علم عالم گردد

وهر ظهور علمي وتصوري وتفكري در انسان

شعاع پرتو ي نوري از عقل كل مطلق حق مهربان است 

عقل كل مطلق حق مهربان نظام جهان هستي را

با تدبير وحكمت ونظم با كما ل صحت وتعالي اداره وتدبر مي فرمايد 

اگر عقل با تذكر وياد آوري وعمل به شريعت حق ظاهر نگردد

توهم وتصور بي پايه وتصور كاذب وغير واقعي اساس عملكرد انسان مي گردد

كه انسان كافر كفر گو .بسيار برجهالت خود لجاجت وسماجت دارد

و.هم به نفس خود وهم به نفس جميع انسانها

وهم به نفس هستي لطمه وزيان مي رساند 

پس هر حركات ذرات عالم وهم هر ذره از حركات نظر وعمل انسان

بر هستي ومخلوقاتش تاثيرمثبت متعالي ويا تاثير مضر آتش افروز دارد

وبدليل حضور با لقوه عقل كه نعمت ووديعه ي حق مهربان است 

انسان مسئول وآزاد وصاحب اختيار وخليفه خود وهستي گرديده 

ودر قيامت بايد پاسخگوي امانت نعمت عقل واختيار وآزاديش باشد 

وقتي انسان روي گردان از رب مهربان گرددوعقل ظهور نيابد 

بوجود آمدن يك نفس توهمي وآتش افروز سركش

چه لطمات وتبعاتي براي افراد جامعه دارد؟

آيا جامعه بايد در آتش لطمات توهم فرد كافر وجاهل وانتحارگر بسوزد ؟

آيا روند كفر .توهم ووهم نيست ؟وآيا روند توهم .جنون ورواني گشتن فردنيست ؟

تا چه زماني بايد انسانهاي كافر متوهم رواني .

ومجنون برذهن جهال سلطنت نمايند ؟

وانسان متوهم وكافر با آتش جهل خود يك جهان را به باد فنا ونيستي مي كشاند 

وبا تيغ جهل وتوهم خود عقول منور را ذبح مي نمايد 

وانسان مسئول ومعقول حاكميت برنفس وهستي را در اعتدال وسرور قرار مي دهد

رب مهربان مارا در ظهور  عقل وحفظ آن ياري وهدايت بفرما 

متشكرم يا كاشف كل مكروب مهربان 

 

 

 

 

متشكرم يا مالك كل مملوك

12ام مهر, 1402
متشكرم يا مالك كل مملوك

رب مهربانم سلام 

حيات در كل موجودات وجود دارد 

ولي حيات انسان يك حيات ويژه است 

زيرا مرگ انسان هم آغاز حيات متعالي تر يا آغاز حيات نزولي وسقوطي تر 

حيات انسان زندگي همراه با سنجيدن

وبا ارزش گزاري مدام عقلي نوري

ياارزش گزاري نفس درنده در طمع منافع مادي  وهمي ناري همراه است 

انسان روابط متعددمادي ومعنوي

با نفس اش وعقلش ومحيط ومخلوقات وخالقش با عالم درون وعالم بيرون دارد 

در اين روابط برعالم نفس وعقلش وعالم هستي اثر مي گذارد 

انسان به دنبال معني كردن كل ذرات عالم ومخلوقات 

وفرق انسان با همه ي مخلوقات اين است كه 

هم در كسب نفس مادي سركش ونزولي وسقوطي 

وهم در كسب آگاهي عقلي نوري صعودي

طمع وعطش وسيري نا پذيري دارد

حال عطش معنا ونور باطمع مادي سركش نار

در دو وجه حركتي  متضاد 1. حركت تعالي عقلي نوري صعودي

و2. حركت توهمي كفري نزولي سقوطي قرار دارد 

هر كسي معناووجه وجهت حركت زندگي اش

بسته  به اينكه نور عقل يا دود توهم در او ظهور يافته باشد متفاوت است 

واين تفاوت در كسب ميزان ونوع ادراكات .فرد عقلي وفردكفري  وهمي است 

وفردي كه در جهت ووجه نور عقل در حركت است 

با فردي كه در جهت ووجه دود 

و  دام كفري  وهمي مادي ونفسي در حركت تضاد دارد

پس معنا وجهت حركت هر فرد از زندگي اش مي تواند

در تعريف وتعبيرش  از موت ومرگ تاثير گذارد 

يكي زند ه است كه فقط زنده بماند وغرائز را تامين نمايد

باوسعت فكري مقبوض ومحدود 

وديگري زنده گي مي نمايد كه هر روز به كشف آگاهي نوري تازه دست يابد

با وسعت فكري وسيع وگسترده 

ورويش آگاهي يعني كسب جاودانگي ومعني يافتن حيات مادي ومعنوي 

وظهور وطلوع آگاهي در عقل به نفس وحيات معني وجان نوري مي بخشد 

آگاهي عقل با جان انسان .اتحاد ماده با معناست اتحاد عاقل با معقول است 

واتحاد ورويش آگاهي نوري در عقل .همان اتصال به حيات ابدي وجاودانگي علوي است 

وعقل وآگاهي هر چه به مبدا ءمتعالي ابدي نزديكترگردد

وسيع تر وگسترده ترو مقرب تر مي گردد

وعقل نوري .تا ابد به دنبال كشف همه ي ذرات ازل وابد است

وآگاهيش نوري و جاودانه است

ونفس درنده غرائزي .تا ابد در طمع وزياده خواهي

باتلاق مادي غرق سرگردان است 

وفرشته يك حد يقف تعريف شده دارد وحدش ثابت وغير قابل ارتقاء وتعدي است 

وانسا ن يكي از اين سه مرگ را انتخاب مي نمايد 

1. مرگ ارادي واختياري .با تر ك زياده خواهي اميال نفس در دنيا باكمك عقل ميانه رو 

2. مرگ طبيعي .كه با سستي ونقص وكاستي وركود وكهولت  تن خاكي رخ مي دهد 

3.شهادت .مرگ در راه منافع انسانها ومخلوقات ورضايت حق تعالي 

واگر انسان با اختيار واراده در وازه ي تعلقات سيري نا پذير

وقيدهاي نفس سركش را ببندد

رب مهربان دروازه ي ابدي نور لطف وعنايتش را بر انسان مي گشايد 

پس انتخاب حيات ابدي متعالي عقلي نوري صعودي 

وحيات ابدي كفري وهمي سقوطي

را انسان خود با اختيار وآزادي انتخاب مي نمايد 

رب مهربان مارا در انتخاب آگاهانه با ظهور عقل هدايت وياري بفرما

متشكرم يا مالك كل مملوك مهربان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متشكرم يا رازق كل مرزوق

11ام مهر, 1402
متشكرم يا رازق كل مرزوق

رب مهربانم سلام 

مرگ تولد ورويش وآغاز حيات ابدي است 

ومرگ واسط گذر وحركت وتحول نفس وعقل است

 تحول ورويش مرگ

وسط راه وجاده عدم تا ابد قرار دارد 

وانسان قلب توجه مر كز هستي است 

انسان قلب معنوي عالم است

ونبود انسان يعني نيستي عالم هستي 

وجزر ومد وصفا ومروه ذرات عالم در طواف حضرت حق 

وهمه ي رويش وزايش هاي عالم

در جهت مدد به ظهور عقل وآگاهي درا نسان مي باشد 

وجزر ومد وصفا ومروه انديشه در ذهن

براي خلق وخلقت آگاهي متعال وآگاهي تعالي دهنده عالم  در عقل مي باشد 

عقل نوري .باهر نگاه به درون نفس وبيرون خود

دچار زايش ورويش آگاهي مي گردد

ودر تمام لحظات مشغول خلق وخلقت آگاهي با عنايت حضرت حق است 

موت آغاز تولد وتحول ورويشي نو وگسترده ابدي

در عقل ونفس مي باشد 

حركت تحولي رويشي وتولدي نفس وعقل از عدم به خاك واز خاك به علوي ابدي 

حركت بسوي گستردگي وتعالي ابدي است 

حركت قوت زا واستحكام آور بر نفس وعقل است 

وعقل ونفس هر چه به ابد نزديكتر مي گردند

نفس وعقل قوي تر ووسيع تر وگسترده تر وكامل تر وسودمندتر مي گردند 

انسان د ر حيات خاكي در جامي خاكي به خاك نشسته است

ودر سفر موت از محدوديت وبندهاي  عنصر خاكي آزاد ورها مي گردد

گويي حضرت موت مي آيد تا بندهاي خاكي اورا بگشايد

واز زندان خاكي تنگ انسان را برهاند وبه گشايش ابد برساند 

حضرت موت مي آيد تا انسان را به حيات نوري يا حيات ناري ابدي برساند 

ونفس ناطقه يا عقل نوري

صفتش پذيرش حق وحقيقت وحقايق جديد ونو وتازه است

كه از نور حق مهربان بر عقل  افاضه مي گردد

وعقل در پذيرش ورويش جديد .هر آگاهي حق رو مي كوشد 

و عقل هدف غايي و حقي وعالي را دنبال مي نمايد 

هدف يك گندم غايي وعالي است 

وآن رساندن قوت به تن انسان براي شكوفايي آگاهي حقه در عقل مي باشد 

وقتي عقل به تعالي برسد همه ي عالم

وهستي  را مانند خود به تعالي مي رساند 

وهمه ي عالم در تالار هستي در خدمت به رويش رساندن عقل .

از اگاهي حق رو  هستند 

ورب مهربان زايش آگاهي ورويش علم صالح را در انسان

بسيار ارزشمند وقابل تقدير مي داند 

رب مهربان با طلوع هر روز مارا مشمول در يافت

قوت وروزي آگاهي صالح وصادق بگردان 

متشكرم يا رازق كل مرزوق مهربان  

 

 

 

 

متشكرم يا راحم كل مرحوم

10ام مهر, 1402
متشكرم يا راحم كل مرحوم

رب مهربانم سلام 

نعمت عقل را كه با اجراي دستورا ت شريعت حق

ظهور مي يابد بر انسان عطا فرمودي 

وعقل نوري .در برابر حضور حق مهربان تواضع وعجز دارد 

وعظمت وجلال حضرت حق را در ك مي نمايد 

واز جلال وعظمت حق تعالي ترس وخوف دارد 

وعقل نوري .بسيار متواضع وبا حيا ومودب است

واز حدود شريعت دين تعدي نمي نمايد 

عقل .عادل واعتدال را رعايت مي نمايد 

عقل نوري مستعد .در باتلاق وشيطان بازار دنيا

رشد وارتقاء مي يابد وبه تعالي مي رسد 

وموانع ودامگاه هاي پنهان دنيا ونفس رنگارنگ

وشيطان آتش زن را كشف وخنثي مي نمايد 

واز حريم شناخت وآگاهي خود ونفس محافظت مي نمايد 

عقل در دنياي تاريك اسفل نور حق را مي يابد

واز اتصالش با حضرت حق مراقبت ومحافظت مي نمايد 

وعقل تحولات زيادي را كسب مي نمايد 

عقل متواضع در اين غفلت بازار دنيا مراتبي را از تعالي بدست مي آورد 

كه مراتبي كه عقل با تذكر حق مهربان بدست مي آورد عبارتند از :

1. كسب مرتبه ي حبي 2. كسب مرتبه ي ذوقي 3. كسب مرتبه ي شوقي 

4. كسب مرتبه ي وجدي 5.كسب مرتبه ي تحير

6. كسب مرتبه ي تقرب مي باشد 

وعقل خود را در تنگناهاي دنيا ارتقاء مي دهد 

عقل نوري .نور خودش را حفظ وتعالي ووسعت مي دهد 

ودر تلاش دائم براي كسب مقامات تعالي است 

پس با اجرا ي دستورات شريعت حق مهربان به ظهور عقل كمك نماييم 

عقل نوري .باهمراهي نفس سه تحول ايجاد مي نمايد 

1. تحول يافتن عقل بعد عدم 2. تحول يافتن عقل در عالم خاكي 

3و تحول يافتن عقل در عالم علوي ابدي 

عقل نوري هم در خود ونفس

وهم در دنياي خاكي وهم در عالم علوي ابدي تحول وتعالي مي آفريند 

عقل نوري .دائم در تكاپوي ايجاد تحول وتعالي در گستره ي

حضور خود ومحيط درون وبيرون نفس  مي كوشد 

عقل نوري به تبع خود نفس را هم ارتقاء مي بخشد 

زوجيت (عقل ونفس ) يك زوجيت اتحادي واعتدالي وجد آفرين است 

ودر  سير زوجيت تضادي تكويني آغازي (بهار وزمستان)

ذرات در جزر ومد وصفا ومروه به گرد تعالي حق مي گردند

تا با عنايت حق مهربان تعالي وتازه گي بسازند 

ونفس وعقل را به تعالي قرب حق تعالي برسانند 

وبهار آغاز شكوفايي  حيات ذرات وزمستان آغاز تولد خواب حيات اور است 

وهردو زوج متضاد (بهار وزمستان )آغاز ند وسر آغاز تعالي و رويش ابدي 

وحيات مادي باعث رويش حيات معنوي

وحيات معنوي باعث رويش حيات علوي ابدي مي گردد

1.عقل ابتدا نفس خودرا با تربيت ارتقاء مي دهد

2.وعقل سپس به شناخت حضرت حق نائل مي گردد 

3.وعقل در اخر عالم هستي را ارتقاء مي دهد 

پس ظهور عقل چه ظهور وحضور مباركي است 

وبراي رب مهربان بسيار ارزشمند است كه انسان

در اعماق تاريكيها ي دنيا .الماس عقل وآگاهي را مي يابد

واز آن محافظت مي نمايد 

ونور عقل را با اجراي دستورات شريعت حق روشن نگاه مي دارد 

وظهور عقل .دسترنج انسان مسئول وامانت دار است 

رب مهربان مارا در شكوفايي وظهور عقل ياري وهدايت بفرما 

متشكرم يا راحم كل مرحوم مهربان 

 

 

 

 

 

متشكرم يا صانع كل مصنوع

9ام مهر, 1402
متشكرم يا صانع كل مصنوع

رب مهربانم سلام 

در زوجيت تضادي تكويني (مرگ وحيات)وزوجيت تضادي تكويني (زمستان وبهار )

 در تلاطم دائم وجزر ومد وفعل وانفعال وصفا ومروه وتقلاي مدام طبيعت

حركت به سوي تعالي وتكامل وتبديل وتقرب تحول .مشهود وعيان است 

وطبيعت با هدايت تكويني رب مهربان

به سوي رشد ونوشدن وارتقاءوتحول حركت وسير دارد

انسان در خود زوجيت تضادي تكويني (سخن وسكوت )دارد

ومانند زوجيت تضادي تكويني (حيات ومرگ ) مي باشد 

كه سخن مانند حيات زنده است وسكوت مانند مرگ خاموش است 

واين زوجيت تضادي تكويني  وتقابل ها

باهم آميختگي وپيوستگي  وتنيدگي وهمراهي واتصال

ومعيت ناگسستني به خواست رب مهربان  دارند 

همه ي اين حركتهاي عالم وتلاطم ها ي مخلوقات 

در جهت نزديك تر شدن انسان

به شناخت پتانسيلها وكشف حدود ووسعت وگستردگي وجود خود

وتقرب وشناخت  حق مطلق مي باشد 

همه ي خلقت در تلاشند تا انسان قوتش را به غفلت نخورد

وبا اگاهي قوت عقلش را بدست آورد 

وهر روز كه مي گذرد بند ه بايد لااقل يك قدم

به شناخت وحب وتسليم حق تعالي نزديك تر گردد

وهمانگونه كه طبيعت در جهت حركت خود تسليم محض حق مهربان است 

انسان هم بايد تابع تكامل وحركت وارتقاءحقيقي

در تمام وجوه خود باشد

ومتعالي ترين هدف وغايت براي انسان تسليم وجلب رضايت حق تعالي است 

وگرنه زندگي بدون جهت وهدف چه غرض وفايده وسرانجامي خواهد داشت ؟

وجز حيراني وسرگرداني ونااميدي وياس وتوقف وظلمت حاصلي ندارد 

وانتخاب غايت وهدف متعالي

باعث ايجاد شكوفايي وسرور وشوق وذوق مدام در انسان مي گردد

وزوج متضاد (سخن وسكوت )دو ماهيت متضاد دارند

كه باهم تعامل وپيوستگي دارند 

ومحدوده انسان را  .وسعت سخن وسكوت تعيين مي نمايد 

ملكوت باطن انسان همان سر زمين سكوت آگاهانه است

وملك ظاهر انسان سرزمين بي انتهاي سخن وزبان آگاهانه است 

واز نشانه ي ظهور عقل ان باشد كه 

به موقع وبه جا سخن گويد وبه موقع سكوت نمايد 

وذهن :باطن سخن وزبان است .وزبان :ظاهر وبيرون ذهن مي باشد 

وسخن وزبان شمشير دولبه است

زبان وسخن فريبنده وفريب سخن .گمراه كننده وهلاك كننده خود وديگران است 

وپايه ي سخن فريبنده .توهم يعني

فكر بدون پايه ي منطقي  وحقيقي وواقعي مي باشد 

وزبان وسخن هدايت كننده .تعالي آور وتقرب آور واز مظاهر ظهور عقل است 

رب مهربان مارا در تعالي فكر ونفس وزبان حمايت وياري بفرما 

متشكرم يا صانع كل مصنوع مهربان