متشكرم يا من هو بعد كل شيءوهميشه حاضر ابدي
15ام آذر, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
رب مهربان هستي سلام
رب مهربان .حضور همه ي انسانهارا در طواف وتسبيح وتذكر حق .ذرات عالم بپذير
زمان گذر لحظه هاست واز ازل به سوي ابد در حركت است
زمان هميشه نو وتازه است .
وفقط ذرات خاكي عالم است كه با گذر زمان فرسوده مي گردند
وحركت جوهر ي حبي وتسبيحي وطوافي .در درون عالم زمان قرار دارد
بيرون وظاهر زمان.
ساعات شلوغ وپر اشتغال روز مر ه گي زندگي مادي است
ودرون وباطن وبهار زمان . وقت نام دارد
وقت بهار باطن .زمان تسبيح نشاط آور با حق مهربان است
وقت بهار باطن .
زمان تعالي وبه اعتدال رساندن نفس وذهن وعقل
با اتصال به انوار حق مهربان است
ووقت بهار باطن .
تنها زمان تقرب آور وتحول آفرين وبا رويش نور آگاهي همراه است
ودر اصل زمان بهاري وزمان زمستاني در باطن نفس وذهن داريم
اگر انسان با تذكر حق
زمان پرنشاط وپر سرعتي را تجربه نمود در وقت بهار باطن قرار دارد
واگر انسان با غفلت روزمره .زمان طاقت فرسا وطولاني رنج آوري را تجربه نمود
در زمان زمستان باطن سرگردان است
وهر انساني با تذكر حق نفس وذهن را
در معرض دريافت بارش انوار با طراوت ذكر نور حضرت حق قرار مي دهد
ويا هر انساني
با دوري وبي توجهي به تذكر حق .در زمستان طاقت فرساي زمان سرگردان مي گردد
وهر ذره اي كه خالق متعال خلق نمودند.
بهار وزمستان زماني .منحصر به فرد خود را تجربه مي نمايد
حضرت جبرئيل وملائكه باتذكر دائم حق .متعالي تر ومقرب تر نمي گردند
ولي انسان اين فرصت را دارد
تا با هر تذكر نور حق .به مرتبه ي بالاتر ي از تقرب حق .حركت وصعود نمايد
وانسان در حركت تسبيحي حبي وطوافي در وقت بهاري ذكر .
با هر تذكر نور حق .با اعتدال تر ومتعالي تر ومقرب تر مي گردد
وهر تذكر حق .با حركت و صعود در مراتب تقرب همراه است
واين اجازه ي صعود در تقرب حق وتعالي افزون .بر ملائك داده نشده است
و صعود در مراتب تقرب حق .با نظر حق مهربان
فقط در انحصاركسب حركت تقربي در انسان بازيگوش است
وباتذكر حق .انسان ظرفيت انبساط دروني وارتقاي بيكران باطني
در وسعت بخشي به مراتب تقرب مي يابد
ومركب وقت درون .در ظاهر زمان
فقط براي تحول لايتناهي در نور ذهن ونفس وعقل انسان در نظر گرفته شده است
ووقت خوش بهاري تسبيح درون با هر تنفس وتذكر حق
انسان را به جايگاه صعود مقربان به نور حق مي رساند
وزمان سه بعد دارد .1. زمان ظاهرروزمره 2. زمان باطن دهر 3. وزمان باطن سرمد
كه زمان باطن سرمد .باطن زمان دهر است
وتازماني كه مشغول تذكر حق هستيم
افاضه ي نور حق برذهن ونفس ما تداوم دارد
وبا قطع تذكر حق
از افاضه ي نور حضرت حق در ذهن ونفس بي بهره مي گرديم
وبا دريافت نور لطف حق .ذهن ونفس به امواج وتلاطم آگاهي
در درك جديد وكشف نور حقايق تازه دست مي يابد
انسان در جذب ادراكات ذهن ونفس
در جزر ومد وصفا ومروه سرگردان انتخاب دركي صحيح است
ونور لطف مهر حق .انسان را به درك حقيقي وصحيح تر رهنمون مي سازد
ومداومت در تذكر حق .باعث تداوم دريافت ادراكات حق نظر مي گردد
وكدام انسان كه .از حمايت نور لطف ومحبت حضرت حق بي نياز باشد
وتذكر حق .طلوع بهار تفكر وانديشه ي تحول آفرين است
رب مهربان .
به ما انسانها توفيق ادب آموزي وتسبيح گويي از ذرات عالم .عنايت فرما
رب مهربان .در ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج) تعجيل بفرما
رب مهربات .آتش نفس شعله ور
دجال جهال خون خوار ومجنون را ازجهان خاموش ونابود بگردان
متشكرم .اي هميشه حاضر ابدي مهربان
متشکرم یا من هو قبل کل شیءوحاضر ابدی
14ام آذر, 1402اللهم عجل لولیک الفرج النور والسرور
رب مهربان ذرات هستی سلام
رب مهربان .حضور همه ی انسانهارا در طواف وتسبیح تذکر حق .ذرات عالم بپذیر
هر آغاز تنفس حیات .طلوع جدید بهار ذهن ونفس است
وهر تنفس تازه ونو است .
وهر تنفس با طلوع ادراکات تازه در ذهن ونفس همراه است
در ظاهر هستی چهار فصل وجود دارد
ودرباطن هستی فقط یک فصل بهار تذکر حق است
وهمه ی ذرات هستی تسبیح گو .
در فصل بهار ابدی حیات آفرین تذکر حق قرار دارند
ودر باطن انسان نیز چهارفصل وجود دارد
وانسان با اختیار خود یکی از این چهار فصل را
برای حیات ذهن ونفس خود بر می گزیند
انسان تنها موجودی است که فصل احوال ذهن ونفس خود را انتخاب می نماید
در باطن انسان زمستان وخزان نفس اماره وتابستان لوامه وبهار مطمئنه قرار دارد
پائیز خزان وزمستان غفلت نفس اماره .در در دوری از تذکر حق است
در تابستان ملعبه
غرق شدن وشنادر تعلقات وامیال چسبنده دنیا را تجربه می نماید
وانسان بهار دائم نور تذکر حق را
در ذهن ونفس خود فقط در رمضان تجربه می نماید
تذکر حق .یخ های اماره گی در ذهن ونفس را می شکند
واز سخت شدن ذهن ونفس می کاهد
ذرات عالم تکوینن متصل به نور بهار محبت دائم تذکر حق هستند
انسان تنها ذره ی بازیگوش هستی است
ودکمه ی ذهن ونفس خود را در حالت خاموش زمستان قرار می دهد
انسان باید هر روز نفس وذهن خود را با اتصال به نور تذکر حق روشن نماید
تا به طلوع آگاهی حقیقی تازه ونو دست یابد
انسان چون امداد گر نجات باید هر روز
با تذکر حق ذهن ونفس خود را احیاء ونورانیت بخشد
تا ذهن ونفس انسان همرنگ نفوس ذرات تسبیح گو .منور به نور محبت حق گردد
وهر لحظه توقف در تذکر حق .
یعنی خاموشی ویخ زدگی وتوقف حیات ذهن ونفس
ووظیفه ی انسان احیا ء ونجات هر لحظه ی ذهن ونفس است
وانسان باید از زمستان وخزان خاموش ذهن ونفس وتابستان سوزان تعلقات
به بهار دائم تعادل واطمینان ذهن ونفس با تذکر حق هجرت نماید
ودر عالم فقط یک فصل بهار تذکر حق است که
با تازه شدن نفس وذهن همراه است
وانسان با انتخاب فصل بهار تذکر حق
تا ابد در بهار ذهن ونفس .حیات پر نشاط ابدی را تجربه می نماید
وتذکر حق در اصل .دعوت حضرت حق
از باطن نفوس بر کسب نور محبت حضرت حق است
رب مهربان .به ما انسانها توفیق ادب آموزی وتسبیح از ذرات عالم عنایت فرم
رب مهربان .در ظهور آقای نور وصلح واصلاح حضرت قائم (ع)تعجیل بفرما
رب مهربان .آتش نفس شعله ور
دجال جهال خون خوار ومجنون را از جهان خاموش ونابود بگردان
متشکرم ای حاضر ابدی مهربان
متشكرم يامن هو خالق كل شيءوخالق كل ذرات عالم
13ام آذر, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
رب مهربان ذرات هستي سلام
رب مهربان .حضور همه ي انسانها را در طواف وتسبيح وتذكر حق ذرات عالم بپذير
نباء وخبر عظيم چيست ؟
نبوت وانبياء(ع) آورنده خبر عظيم نور وحي ونظر حق هستند
انسان كاملي كه .محرم راز ودريافت كننده ي كامل نظر حق مهربان است
همان انسان كامل مقربي كه .نزديكترين فرد عالم به مقام ذات حضرت حق است
همان انسان امين وكاملي كه.وحي ونور نظر حق را بطور كامل درك ودريافت
وبه درك ذرات نفوس عالم انتقال مي دهد
عقل انسان كامل .
نور نظر حق را كامل از علوي دريافت وكامل به عالم دنيا منتقل مي نمايد
فقط عقل كلي انسان كامل ونبي (ع).
آگاهي نور عقل كل مطلق حق وباطن حقايق را بطور كلي درك عميق مي نمايد
ودريافت افاضه ي نور عقل كلي مطلق حق را .
به عقول با فهم جزئي انسانها منتقل قابل درك مي نمايد
والا عقل با درك جزئي انسانهانمي تواند
جامعيت وكليت باطن عميق فرامين حق تعالي را درك نمايد
بالاترين مرتبه ي عقل .در عقل وآگاهي نور علم مطلق حق حضوردارد
ونبي (ع) واسطه ي فيض انتقال نور علم الهي بر نفس وذهن انسانها است
حيات انسان فقط حيات بيولوژيك نيست
بلكه حيات ابدي وواقعي انسان .
حيات بخشيدن به نور عقل بالقوه وبالفعل نمودن آن است
وهر انساني به اندازه ي مرتبه ي عقل وخلوص نفس وذهن خود
به طلوع درك باطن واعماق معاني مفاهيم وجودي حق دست مي يابد
نور علم وآگاهي در ذات حق حضور ابدي دارد
وانسان بايد براي طلوع وحضور نور علم در نفس وذهن خود
از تذكر دائم حق بهره گيرد
ونور حضور دائم حق .همان نور علم ابدي حق مهربان است
ورب مهربان تمام ذرات خلقت را آگاه .ومتصل به تذكر نور حق خلق فرموده است
واين نشانه ي
نور حضور محبت دائم حضرت حق در معيت وحمايت از ذرات عالم است
وافاضه ودريافت نور فيض از انبياء(ع) وواسطين فيض
براي ايجاد آرامش وخضوع وافزايش تسليم وتواضع واعتدال
ورويش وتحول ابدي بهاري در نفس وذهن انسان است
وتذكر نور حق .
بر علم افزايي وآرامش افزايي ودر طلوع آگاهي روز افزون نقش اساسي دارد
رب مهربان .به ما توفيق ادب آموزي وتسبيح حق از ذرات عالم عنايت فرما
رب مهربان .در ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج)تعجيل بفرما
رب مهربان .آتش نفس شعله ور
دجال جهال خون خوار ومجنون را از جهان خاموش ونابود بگردان
متشكرم اي خالق ابدي ومهربان .ذرات عالم
متشكرم يا من هو صانع كل شيءوسازنده ي كل ذرات هستي
12ام آذر, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
رب مهربان ذرات هستي سلام
رب مهربان .حضور همه ي انسانهارا در طواف وتذكر وتسبيح حق .ذرات عالم بپذير
امام صادق (ع) فرمودند :
زماني كه خداوند عقل را آفريد آنرا به نطق وسخن در آورد وبا آن سخن گفت .
عقل عطش وسيري ناپذيري در دريافت وكشف حقايق و باطن معاني دارد
وعقل اولين مخلوق است واطاعت محض از حضرت حق دارد
عقل دو جنبه وحيطه دارد 1. بعد قابلي عقل 2. بعد فاعلي عقل
1.در بعد قابليت عقل .عقل اثر پذيري بي انتها وظرفيت ادراك نامحدود دارد
وهرچه كشف آگاهي نامتناهي هم باشد .عقل گنجايش درك وپذيرش آن را دارد
2. در بعد فاعليت عقل .عقل استعداد اثر گذاري بر نفس خود وديگران وبر جهان را دارد
عقل هم بر ذرات جهان اثر گذاري بي انتها دارد
هم عقل گنجايش اثر پذيري بي انتها از ذرات عالم را دارد
وسعت پذيرش عقل واثر گذاري واثر پذيري عقل
به ميزان گفتن تذكر حق در لحظات انسان بستگي دارد
لذا وسعت اثر گذاري واثر پذيري در هر عقل به نور نفس
وطلوع نور تذكر حق در انسان بستگي دارد
عقل نوري .به عالم ممكنات دنياي ناقص تبعيد ومحدو د شده است
وعقل دوره ي .حبس وتبعيد ومحدوديت در بند ها وموانع مادي را مي گذراند
وعقل در بن بست تنگ دنيا خاكي روزگار پر قبض ورنجي را مي گذراند
امام صادق(ع) مي فرمايند :
خداوند به عقل قسم ياد نموده وعقل را مظهر عزت وجلال مي داند
يعني عقل .قابليت وظرفيت درك مقام ذات ودرك مقام صفات حق را دارد
ورب مهربان .عقل را عظيم ترين موجودومخلوق معرفي مي فرمايد
وظهوروآفرينش كل عالم .
نشانه ي ظهور وحضورابدي نور عقل كل مطلق حق .در نظام عالم است
ومحبوترين وكاملترين انسان حضرت محمد (ص)است
و نبي اكرم (ص)
كاملترين دريافت كننده ي نور تجلي ظهور عقل كل حق مطلق است
وايشان دريافت كننده ي كامل تجليات نور فيض حضرت حق مهربان است
وافا ضه ي فيض مطلق حق .مستفيض ودريافت كننده ي كامل مي خواهد
كه مستفيض مطلق دريافت كامل .نور تجليات حضرت حق
حضرت نور محمدي(ص) است
حضرت محمد(ص) حبيب ومحبوب حضرت حق است
وهمه ي موجودات مظهر صفات حق هستند
وحضرت نور محمدي (ص)مظهر تجلي كامل .
مقام ذات ومقام صفات حضرت حق هستند
ومقام ذات .مرتبه ي اعلي مقام .حضرت حق است
ومقام اوادني مرتبه ي نزديك ترين تقرب انسان كامل به حضرت حق است
و حضرت محمد(ص) نزديكترين انسان به فيض نور تقرب حضرت حق است
ومقام تقرب وقرب حقيقي انسانهاواامامان واولياء(ع)وخواص انسانها
از مقام قرب حضرت محمد (ص) پايين تراست
زيرا تنها نبي اكرم (ص) به مقام تقرب اوادني مشرف شدند
وحضرت محمد (ص)
از قابليت وفاعليت واز عقل قدسي نامتناهي بي كران برخوردارند
وزهد ترك دنيا نيست .
بلكه ترك اميال وغير ضروريات ورعايت اعتدال در تفكر وعمل به دين حق است
وطلوع آگاهي ودانايي ومعرفت در عقل .
در گذر از كشف ورفع موانع دنيوي حاصل گردد
ونفس وذهن وعقل حضرت محمد (ص)
نفس وعقل. كل وكامل وجامع است واحاطه ي كامل بر باطن انفس وظاهر آفاق دارد
رب مهربان .به ما توفيق ادب آموزي وتسبيح گويي از ذرات عالم عنايت فرما
رب مهربان .در ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج) تعجيل بفرما
رب مهربان .آتش نفس شعله ور
دجال جهال وخون خوار ومجنون را از جهان خاموش ونابود بگردان
متشكرم اي سازنده ي ابدي مهربان. ذرات هستي
متشكرم يا من هو رب كل شيء وپروردگار كل ذرات هستي
11ام آذر, 1402اللهم عجل لوليك الفرج النور والسرور
رب مهربان ذرات هستي سلام
رب مهربان .حضور همه ي انسانهارا در طواف وتسبيح وتذكر حق ذرات عالم بپذير
تمام ذرات با عرض وويژگي هاي منحصر به فرد خود
در حركت جوهري تسبيحي حبي .
روبه تعالي از نقص وجودي به كمال وجودي دارند
ذرات عالم ذاتا نقص وجودي در جسم ونفس خود دارند
واين حركت جوهري تسبيحي وحبي وتكامل آور
جسم ذرات عالم وجسم ونفس انسان را از نقص خارج وتكامل وتعالي مي بخشد
ذرات عالم .در حركت تسبيحي وطوافي وجوهري حبي .
فقط به تكميل وتكامل وتعالي در جسم خود مي رسند
ولي انسان .در اين حركت جوهري تسبيحي .
به تكامل وتعالي در جسم ونفس خود مي رسد
وفقط انسان كه .
در حركت تسبيحي جوهري ذرات .دو بعد جسم ونفس را تعالي مي بخشد
انسان زماني مي تواند .به جسم ونفس خود تعالي وتقرب ببخشد كه
در جهت حركت نظام تكويني تكميلي تسبيحي جوهري
با ذرات عالم حركت هم سو وهماهنگ داشته باشد
ذرات عالم همه در تسبيح وطواف جوهري هستند
حال اگر انسان ساز مخالف عالم بزند
واز اتحاد حركت تسبيحي ذرات خارج گردد
وراه حركت در خلاف نظام كمال عالم انتخاب نمايد
در اصل راه تكامل خود را باراه توقف ونقص. در نفس معاوضه نموده است
انتخاب راه خلاف جهت . تقرب به نورواحد حق .
انتخابي معيوب ونقص آور ومحكوم به فناست
وانسانهايي كه در محشر ناقص محشور مي گردند
همان انسانهايي هستندكه .
خلاف جهت حركت جوهري تسبيحي .را انتخاب وراه نقص آور كفر را برگزيدند
انتخاب راه نقص آور كفران .معيوب ساز نفس ومسبب حشر ناقص انسان است
ودر روز حشر. انسانهايي كه چشم دنيا داشتند
با كفران وكفر روي .ناقص و نابينا محشور مي گردند
وانسانهايي كه گوش وشنوايي در دنيا داشتند
با كفران وكفر روي .كر وناشنوا محشور مي گردند
وانسانهايي كه نطق دنيايي داشتندباكفران . لال محشور مي گردند
ودر اين دنيا نه تنها به تعالي نفس خود كمك نكردند
بلكه تعالي نفس خود را با كفران وكفر روي .
متوقف نگاه داشتند ونفس را دچار نقص نمودند
لذا تابيعت از نظام الهي .تكويني تعالي بخش حركت تسبيحي جوهري
در ذرات عالم امري حياتي وضروري است
تابعيت از حركت .طواف تسبيحي ذرات عالم .وتذكر حق .
تعالي بخش جسم وذهن ونفس مي باشد
انسان با حضور در حركت .
تسبيحي حبي جوهري .انواع حب را در مكتب دنيا مي آموزد
انسان درگذر دنيا.
با انواع 1. حبهاي دنياي زودگذر وفاني و2. حب واحد جاودان الهي آشنا مي گردد
رب مهربان در قرآن معظم .به معرفي ومقايسه ي (سه نوع حب )اشاره مي فرمايند
در داستان حضرت يوسف (ع) به سه نوع حب اشاره گرديده است
1. حب يعقوب (ع) به فرزندش يوسف (ع)
كه حب دنيوي ناپايدار فاني است
2. حب زليخا ي نامحرم به حضرت يوسف (ع)
كه حب شيطاني آتش ساز آفت ساز است
3. حب حضرت يوسف (ع) به نور تقرب حضرت حق
كه حب جاودان ونجات بخش وپايدار ابدي است
ودراين داستان تفاوت مرتبه ي سه حب.را مورد قياس قرار مي دهيم .
1. حب نفس فاني 2.حب نفس داني نقص آور شيطاني 3. حب حق باقي ابدي
لذا تسبيح وتذكر حق .ذهن ونفس را
به تقرب .نور حب ابدي وبي كران رب مهربان مي رساند
رب مهربان .به ما توفيق ادب آموزي وتذكر حق از ذرات عالم عنايت فرما
رب مهربان .در ظهور آقاي نور وصلح واصلاح حضرت قائم (عج) تعجيل بفرما
رب مهربان .آتش نفس شعله ور
دجال جهال وخون خوار ومجنون را از جهان خاموش ونابود بگردان
متشكرم رب ابدي مهربان .كل ذرات عالم





